:
مدتی پیش از زبان امیر نوری استاد گویندگی رادیو شنیدم که ما آدمها از 2 سالگی حرف زدن را یاد می گیریم اما گاهی تا آخر عمر حرف نزدن را یاد نمی گیریم...
کد خبر: ۱۴۶۹۴۳
او در ادامه به گویندگان امروز رادیو اشاره کرد که برخی از آنها از قدرت اعجازآور سکوت مجری در مواقع ضروری بی خبر هستند. او می گفت حرف نزدن مهمترین کاری است که یک گوینده رادیو باید بیاموزد و در شرایط مناسب آن را به کار ببندد.... برنامه رادیویی مبتنی بر گفتار است که در کنار آن باید سهم ویژه ای را به موسیقی اختصاص داد. گفتار رادیویی در صورتی که موجز ، تاثیرگذار و حامل پیام باشد به دل و جان شنونده می نشیند. مهم این است که گوینده رادیو باید بتواند به گونه ای برنامه اش را اجرا کند که شنونده از او بپذیرد و باورش کند... در خیلی از برنامه های رادیو متناسب با موضوعی که انتخاب شده است با استادان ، کارشناسان یا مسوولانی ارتباط تلفنی برقرار می شود یا این که آنها به صورت حضوری مهمان برنامه می شوند برای این که در ارائه توضیحات نقشی را ایفا کنند. مطمئنم که نیازی به مصداق بارز و خاصی نیست چون همه ما بارها برنامه هایی از این دست را شنیده ایم . از سلام و احوالپرسی های طولانی تا تعارفات بی محل مجری یا گوینده را در نظر بگیرید تا سوالات طولانی و گاه اظهارنظرهای مطول که در نهایت همه اینها منجر می شود به این که پیام و توضیح آن مهمان یا کارشناس ابتر بماند و بعد هم در عین ناباوری مخاطب ، مجری اعلام کند: ببخشید آقا یا خانم... دلمان می خواهد بیشتر از صحبتهای شما استفاده کنیم ولی ما را ببخشید و مقتضیات برنامه زنده و کوتاهی وقت را در نظر بگیرید... اما مهمان بی نوای برنامه که به احتمال بسیار از اعتبار و جایگاهی هم در مسوولیت و حوزه تخصصی اش برخوردار است می خواهد در حد چند جمله کوتاه یا 5ثانیه حرفش را کامل کند اما مجری نباید بپذیرد. چون برنامه زنده است و فرصت کم می باشد بنابراین می گوید: انشائالله در فرصتی دیگر توضیحات شما را می شنویم ، و اگر مکالمه تلفنی باشد که تلفن قطع می شود و اگر مهمان حاضر در استودیو باشد که میکروفن را از او می گیرند... این انتقاد به هیچ وجه به برنامه های چالشی رادیو وارد نیست وقتی که در پرسش و پاسخهای صریح ؛ مجری یا برنامه ساز پاسخ شفافی را از مهمان حاضر یا تلفنی اش دریافت نمی کند و جملات او مدام تکرار می شود گزیری جز این نیست که نقطه پایان حرفهایش را مجری بگذارد ، چون رعایت ایجاز در رادیو یک اصل است که هم مجری و هم مهمان باید به آن پایبند باشند. موضوع این است که گوینده یک برنامه باید مجری رعایت ایجاز و حقوق مخاطب باشد ، در حالی که خیلی وقت ها او اداره کننده قدرتمندی برای حفظ خط سیر منطقی برنامه نیست . او حتی نمی تواند گفتار خودش را کنترل کند و گاه با زیاده گویی ، تکرار واژه ها و جملات و تعارف های بی محل حوصله شنونده را سر می برد... در صورتی که باید بتواند جملاتش را حتی وقتی که بداهه و بدون استفاده از متن ادا می کند اول در ذهن بنویسد و بعد شمرده و بی غلط بیانشان کند... بارها شنیده ایم که یکی از همین مجریان می خواهد دیالوگ صمیمانه ای را با یک فرد که احتمالا مشهور هم هست برقرار کند. در ورودی کار همه اطلاعات راجع به او اعم از سن و سال ، میزان تحصیلات ، گرایش ها و کارهای کرده و ناکرده را بازگو می کند و بعد از او می خواهد که درباره خودش بگوید...! به همین ترتیب گزارشگری را در نظر بگیرید که در سطح شهر مقابل یک شهروند ایستاده و مثلا می گوید: در این صبح دل انگیز پاییزی که نسیم خنک می وزد و برگهای درختان به زمین ریخته اند و... شما چه احساسی دارید؛ آیا این گزارشگر غافل از این است که همه احساس درونی خودش را به آن شهروند منتقل کرده است؛ آیا نمی داند که در چنین شرایطی پاسخ واقعی دریافت نمی کند؛ رادیو رسانه لحظه هاست و در دنیای معاصر ما تعاریف جدیدی پیدا کرده است . اگرچه همچنان بر مبنای گفتار استوار است اما اگر نتواند گفتارش را در مسیر هدایت شده و صحیح قرار بدهد متزلزل می شود. ایجاز شاید مهمترین خصیصه ای است که به گفتار رادیویی جلوه های جذاب و زیبا می بخشد و این ایجاز بخصوص در کلام گوینده ، مجری و گزارشگر برنامه باید مشهود باشد. رادیو در دنیای امروز ما باید از مقدمه پردازی های غیرضروری و تعارف های بی محل دور باشد... تعارف ویژگی ما ایرانی هاست ، اما دلیلی ندارد مخاطب یک رسانه شنیداری گاهی تا 5دقیقه شنونده تعارف های گوینده یک برنامه یا گزارشگر همان برنامه یا مهمان آن باشد. برای او چه اهمیتی دارد که گوینده و گزارشگر چقدر مورد احترام و توجه هم هستند. او از گوینده پیام می خواهد و از گزارشگر، گزارش و با یک سلام و احوالپرسی کوتاه هم می تواند وارد جریان برنامه شود و تا آخر آن را پیگیری کند، به شرط این که هرگز احساس نکند رسانه لحظه ها، به فرصت های او احترام نمی گذارد.