از مالک تا رستم دستان

با بازی در فیلم «ناخدا خورشید» ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و با دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.
کد خبر: ۱۴۲۳۷۰

توانایی هایش را به حد زیادی در فیلمهای سگ کشی ، اعتراض و آدم برفی به رخ کشید. برای نخستین بار با بازی در نقش مالک اشتر در سریال امام علی (ع) به تلویزیون آمد و پس از آن اجرای برنامه «طلوع ماه» را عهده دار شد که به گفته خودش بسیار از اجرای این برنامه لذت برده است. داریوش ارجمند، بازیگر قدرتمندی است و صحنه های کوچک تئاتر در مشهد زمینه ای برای حضورش در عرصه هنر شد. با او به بهانه حضورش در مجموعه «چهل سرباز» به گفتگو نشستیم.

اولین کسی که باعث شد شما وارد عرصه بزرگی مثل سینما شوید، ناصر تقوایی بود از آشنایی تان با این کارگردان بگویید؛
ایشان برای انتخاب بازیگر به مشهد آمدند. من در آنجا تئاتری را روی صحنه داشتم. ایشان پس از اجرا، پیش من آمدند و درباره سریال «میرزا کوچک خان جنگلی» با من صحبت کردند که آن کار به نتیجه نرسید و در نهایت با بازی در فیلم ناخدا خورشید وارد سینما شدم.

خودتان علاقه مند به بازی در رسانه ای مانند سینما بودید؛
من به تصویرهای زنده تر و پویاتری مانند تئاتر بیشتر علاقه داشتم ؛ اما جالب است بدانید من پیش از انقلاب فیلمهای 8 میلی متری زیادی ساختم ، چرا که ابتدا هدفم کارگردان شدن بود، نه بازیگر شدن. وقتی با ناصرتقوایی آشنا شدم ، ناخودآگاه به سمت دیگری سوق پیدا کردم.

شما برای ادامه تحصیل به فرانسه رفتید. زمانی که به ایران برگشتید، فضای هنری را چطور دیدید؛
فضا خیلی تغییر کرده بود. تقریبا همه می توانستند روی صحنه تئاتر بروند و کاری انجام دهند و دیگر جایگاه افرادی مانند انتظامی ها، نصیریان ها، پورصمیمی ها و... مشخص نبود. در صورتی که این هنرمندان با همه کج خلقی ها ساخته و هرگز عرصه را ترک نکرده بودند؛ اما به مرور زمان به قدری اوضاع تئاتر به هم ریخته شد که این افراد از تئاتر به سینما کوچ کردند.

خب سینما توانست آن خلاء را برای این بازیگران پر کند؛
نمی دانم ، اما این افراد توانستند خلاء سینما را پر کنند و کم کم تمام هنرمندان تئاتر توانستند به سینما هویت ببخشند، هنرمندانی مثل علی حاتمی ، بهرام بیضایی ، داریوش مهرجویی و...

از نگاه شما، دوران طلایی سینمای ایران مربوط به چه زمانی می شود؛
دورانی که ناصر تقوایی ، مهرجویی ، بیضایی و علی حاتمی فیلم می ساختند. این افراد سینما را می شناختند و آدمهای کوچکی نبودند. این افراد می دانستند که چه می خواهند بگویند. به شخصه هرگز نمی توانم فضای حیرت انگیز سینمای ناصر تقوایی را فراموش کنیم یا آن را نادیده بگیریم.

بازیگری برای شما از چه زمانی به عنوان یک حرفه درآمد و آن را جدی دیدید؛
از همان زمانی که وارد سینما شدم کار هنر برای من تفریح یا سرگرمی نبود. من برای کاری که انجام می دهم ارزش قائل هستم.

برای همین هم است که می گویند داریوش ارجمند بازیگر سختی است؛
شاید. من کارم را جدی می بینم و سهامدار فرهنگی هر کاری هستم که در آن بازی می کنم. اگر کارم بد باشد از مردم عذرخواهی می کنم و اگر خوب باشد از آن دفاع می کنم. من در حین بازی در کار، دائم اظهارنظر می کنم و کار را دنبال می کنم ، چرا که عروسک خیمه شب بازی نیستم ، بنابراین هر کسی براحتی نمی تواند با من کنار بیاید.

ماندگاری ، یکی دیگر از ویژگی های نقشهای شماست ، از مالک اشتر گرفته تا اسی در به در در آدم برفی. در این مورد توضیح دهید.
من بازیگری را یک خدمت فرهنگی می دانم و این مساله را همیشه گفته ام که عبودیت خداوند، نوکری مردم و نوکری فرهنگ سرزمینم از افتخاراتم است. من در برابر هر نقشی که بازی می کنم مسوول هستم و هر نقش مسوولیتم را برای ارائه نقش بعدی سنگین تر می کند.

مساله ای که در بیشتر نقشهای شما دیده می شود یک نوع قدرت است که این قدرت گاهی در تضاد است. قدرت مالک اشتر را به گونه ای می بینم که کاملا با قدرتی که در نقش تان در فیلم اعتراض داشتید متفاوت است. قدرت در نقش یک ویژگی است ، اما این حقیقت را ما در تضاد می بینیم. چرا؛
خود نقشها این گونه ایجاب می کنند. در ضمن ، راز بازیگری در همین نکته است. اگر بازیگر به تکرار بیفتد، یعنی به مرگ هنری خود نزدیک شده است. من قدرت تکرار خودم را ندارم. در عین حال که معتقد نیستم تکرار چیز بدی است ، مثل نفس کشیدن ؛ اما به هر حال مهم این است که نقشها متفاوت باشد، گاهی بعضی از بازیگران دوست ندارند به ترکیب نقشهایشان دست بزنند، اما من زمانی که مالک اشتر را بازی می کردم ، اسی دربه در را هم بازی کردم. همین طور نقش شاه عبدالعظیم و حاج نقدی (سگ کشی) را همزمان بازی کردم. پس مهم این است که بتوانی از عهده نقش اگرچه تکراری بربیایی.

پس این خود نقشها هستند که برای شما مهم هستند؛
بله ، چون دریایی که من را به عنوان بازیگر در آن رها می کنند مهم است . آیا این دریا، واقعا دریاست یا مرداب؛ نقشی را دوست دارم که من را به چالش بیندازد و چیزی به من اضافه کند. ضمن این که من باید اول خودم از نقشم لذت ببرم تا بتوانم آن لذت را هم به مخاطبم القاء کنم ، درست مثل یک نقاش.

از سینما به تلویزیون آمدم


سالها پیش در مشهد در تله تئاترهای تلویزیونی بازی می کردم ؛ اما اولین کار جدی من در تلویزیون ، سریال امام علی ع بود. من از سینما به تلویزیون آمدم. در صورتی که همیشه تلویزیون هنرپیشه به سینما داده است. من جایزه ام را به خاطر فیلم ناخدا خورشید گرفته بودم و به همین دلیل تلویزیون دریچه شهرت من برای رفتن به سینما نشد. من دانسته هایم را از سینما با خود به تلویزیون آوردم. ضمن این که از یک زمانی به بعد احساس کردم که کار در تلویزیون به مراتب بهتر است از سینما.
تعداد سنیماها در ایران بسیار کم و در واقع فاجعه است و سینماهای ما پاسخگوی این تعداد فیلم نیست ؛ اما تلویزیون ، رسانه ای است که تا قلب روستاها می رود و با همگان ارتباط برقرار می کند که این ارتباط بسیار لذتبخش است


از حضورتان در سریال چهل سرباز هم ، مثل همان نقاش لذت بردید؛
بله. در بخشهایی که بازی می کردم هم لذت می بردم و هم رنج. با این حرف نوری زاد کارگردان چهل سرباز بسیار موافق هستم که تجلی فرهنگ در این بیت مولوی خلاصه شده است:
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
به نظرم شیر خدا و رستم دستان فرهنگ من ایرانی است.

تجربیاتی که از بازی در نقش مالک اشتر به دست آوردید، چقدر به شما برای ارائه نقش رستم کمک کرد؛
به نظرم این دو شخصیت بسیار به هم نزدیک و مشترک هستند؛ بخصوص در توحید و ستایش خداوند. آنچه رستم و مالک انجام می دهند برای رضایت خداوند است ، چراکه هر دو یزدان شناس و خداشناس هستند، ولی متعلق به لحظات گوناگون تاریخ هستند. به هر حال چون این دو نقش بسیار به هم نزدیک بودند خیلی بهره گرفتم.

چهل سرباز توانسته توقعات شما را برآورده کند؛
ببینید این کار هم مثل کارهای دیگر کاملا مطلق نیست. به نظرم می توانست شکوه بیشتری داشته باشد. می توانست با آرامش ، فرصت و بودجه کلان تری ساخته شود. من می دیدم که نوری زاد زیر چه فشاری این کار را ساخت و چه بسیار بودند لحظاتی که از سناریو به خاطر بعضی از مسائل حذف می شدند، البته این مساله در مورد سریال امام علی (ع) هم وجود داشت.

اما مجموعه امام علی (ع) توانست مخاطبان را جذب کند، ولی چهل سرباز خیر؛
چون هنوز خیلی ها هستند که شخصیت های شاهنامه را نمی شناسند. شاهنامه و داستان آن برای نسل جدید خیلی دور از ذهن است. مالک اشتر را بیشتر مردم می شناسند، اما اسفندیار، گرشاسب و... را نه. این مساله نشان دهنده ستمی است که ما به فردوسی کردیم.

اما قبول کنید که این مجموعه چندان خوش ساخت نیست؛
چون هم بودجه کمی در اختیار بود و هم زمان کمی داشتیم. به هر حال این مسائل اثر خود را روی کار خواهد گذاشت.

همکاری با نوری زاد چطور بود؛
خیلی خوب بود. کار ایشان ، مقدمه ای است برای شروع یک کار بزرگ فرهنگی و شناخت سرزمین بزرگی مانند ایران.

از گریمتان راضی بودید؛
بله. گریم بسیار سنگینی بود. فرامرز بهرام پور زحمت زیادی برای این گریم کشید.

گریمتان تقریبا چقدر زمان می برد؛
من ساعت 3.5 صبح مقابل آیینه می نشستم و تقریبا 8 صبح گریمم به اتمام می رسید. چیزی نزدیک به 5 ساعت روی صورت من کار می شد؛ البته جا دارد از طراح گریم این کار جلال معیریان هم تشکر کنم.

شما تسلط خوبی نسبت به شاهنامه دارید. می شود گفت با ارائه نقش رستم به گونه ای به فردوسی ادای دین کرده اید؛
این ادای دین ، نکته زیبایی بود که شما اشاره کردید. به نظرم ما با ارائه این کار به فرهنگ این کشور ادای دین کرده ایم ، البته چقدر موفق شده ایم ، نمی دانم. به هر حال همیشه این آرزو را داشتم که شیر خدا و رستم دستان را بازی کنم که خوشبختانه این اتفاق در این مجموعه و مجموعه امام علی (ع) افتاد.

کدام یک از شخصیت های شاهنامه فردوسی را دوست دارید؛
قهرمانی در شاهنامه وجود ندارد که دوستش نداشته باشیم. رفتارهای قهرمان های شاهنامه حکمت فردوسی را می سازند و نشان می دهند. از کیخسرو بگیرید تا افراسیاب و گرسیوز. آدمهایی که فردوسی آنها را خلق کرده است. همه رحمانی هستند؛ چراکه خداوند هیچ چیز غیررحمانی نیافریده است.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها