ورود به دنیای شخصی ممنوع!

خیلی اتفاقی وارد سینما شد؛ اما سینما مکانی نبود که او تصور می کرد. تا این که باز هم برحسب اتفاق جلوی دوربین های حاتمی کیا رفت.
کد خبر: ۱۴۰۵۴۴

خاک سرخ ، اولین کار جدی او درباره بازیگری محسوب می شود از کارهایی که در سینما داشته است ، چندان راضی نیست. چون به گفته خودش یا اکران بدی داشتند یا تبلیغات ضعیفی ؛ اما توانست در تلویزیون خودش را تثبیت کند. آن هم با ارائه نقشهایی که در مجموعه هایی چون رسم عاشقی ، مشق عشق و خاک سرخ داشت.
لاله اسکندری این روزها سریال سالهای برف و بنفشه را روی آنتن دارد. او درباره فروغ این گونه گفت.

شما بازیگری را با دنیای سینما آغاز کردید. شروع خوبی برای خودتان بود؛
وقتی وارد سینما شدم 23 سال بیشتر نداشتم و ابتدا سینما جایگاهی ویژه برایم داشت. چون هم بشدت ایجاز داشت و هم رویایی بود در ابتدای ورودم هم 2 فیلم سینمایی کار کردم که چندان برای خودم دلچسب نبودند و به جرات می توانم بگویم ، بازیگری من به طور حرفه ای از تلویزیون شروع شد. آن هم به واسطه حضورم در سریال خاک سرخ. به هر حال آن انتظاری که از سینما داشتم در تلویزیون برایم برآورده شد. ضمن این که پس از بازی در سریال خاک سرخ نگاهم به سینما و تلویزیون عوض شد و دیگر کوشیدم کار خوب انجام دهم.

با توجه به این که از سینما فعالیت تان را آغاز کردید، اما کمتر شما را در سینما دیدیم. چرا؛
بعد از خاک سرخ ، یک سال و نیم کار نکردم ؛ البته پیشنهاداتی داشتم ، اما به دلیل اکران بد فیلم «این زن حرف نمی زند» ترجیح دادم در سینما بازی نکنم.
ضمن این که تهیه کننده ها و کارگردان ها به دلیل خاطره ای که از من در سریال خاک سرخ داشتند، بیشتر کارهای تلویزیون را به من پیشنهاد می کردند؛ البته خودم فکر می کنم اگر به سمت سینمای گیشه می رفتم ، حضورم در سینما پررنگتر می شد.

در این سالها چقدر به سلایق مخاطبانتان پی برده اید؛
به نظرم چون مخاطب من را در تلویزیون بیشتر در نقشهای مثبت دیده است ، مایل است که هم چنان مرا در این گونه نقشها ببیند؛ اما ترجیح می دهم ، این قالب را بشکنم و خودم را در ژانرهای دیگر هم امتحان کنم.

بیشتر به دنبال چه نوع نقشهایی هستید؛
برایم مهم پرداخت شخصیت است. ضمن این که هرگز دوست ندارم. تیپ خاصی را بازی کنم. چون تیپ بازی کردن ، جذابیت خاصی را چه برای بازیگر و چه برای مخاطب ندارد. البته نقشهای منفی را هم دوست دارم.

اما کمتر نقش منفی بازی می کنید. آیا به خاطر نشکستن آن قالب خاص برای مخاطبتان است؛
خیر، اتفاقا می خواهم این قالب کلیشه ای را بشکنم ؛ اما من به تنهایی در این موضوع دخیل نیستم. چرا که کارگردان ها و تهیه کننده ها بر مبنای صفاتی که در من بازیگر می بینند به سراغم می آیند و من هم مجبورم بنا به پیشنهادهایی که دارم ، نقش را انتخاب کنم ، بنابراین ، این قالب براحتی شکسته نخواهد شد.

و اگر بخواهید این قالب کلیشه ای را بشکنید چه می کنید؛
سعی می کنم حداقل نقشهای متفاوت از یکدیگر را انتخاب کنم. البته یک مساله ای هم وجود دارد که آن نپذیرفتن مخاطب در قالب جدید است. یعنی شاید در ژانر جدیدی که در آن حضور یافتم ، موفق نباشم و از طرف مخاطب پس زده شوم. بنابراین با احتیاط باید این کار را انجام بدهم.

فروغ ، سالهای برف و بنفشه چه جذابیت خاصی برایتان داشت که آن را پذیرفتید؛
فروغ شخصیت محکمی داشت که بشدت من را تحت تاثیر قرار داد. بسیاری از آدمهای اطراف فروغ سعی می کنند به دنیای شخصی او وارد شوند اما او خیلی سخت این اجازه را به آنها می دهد. ضمن این که او بشدت به عشق قدیمی اش و ابسته است و پس از سالها، با آمدن علی فلاح شور دوباره ای به زندگی او برمی گردد. ضمن این که چون قبلا با آقای سلطانی همکاری داشتم ، از این جهت خیلی راحت توانستم این نقش تازه را هم بپذیرم و آن را اجرا کنم.

در رسم عاشقی یک نقش تقریبا منفی داشتید از این جهت و در مقایسه با سالهای برف و بنفشه توران را بیشتر پسندیدید یا فروغ را؛
در رسم عاشقی به لحاظ مناسبتی که داشت همه چیز خیلی فشرده صورت گرفت. توران را دوست داشتم چون تا قبل از آن هرگز چنین نقشی را تجربه نکرده بودم ؛ اما قصه سالهای برف و بنفشه را بیشتر می پسندم چون جذابیت خاصی دارد.

اولین ملاقات فروغ با مهندس فلاح ، این حس را به وجود می آورد که قرار است مرحله جدیدی در زندگی او آغاز شود.
بله. علی فلاح بعد از سالها وارد زندگی این آدم می شود و جرقه هایی را در ذهن او می زند که همین ارتباط موجب ادامه یافتن داستان می شود.

اما فکر نمی کنید این اتفاق ها خیلی سریع رخ می دهد؛
بله ، من هم با شما کاملا موافق هستم. به نظرم شروع آشنایی این دو با هم باید در سکانس های بیشتری گرفته و نشان داده می شد.

فروغ ، شخصیت محکمی داشت که بشدت من را تحت تاثیر قرار داد


خیلی از منتقدان بر این عقیده هستند که شخصیت های این مجموعه تک بعدی هستند. چقدر این مساله را قبول دارید؛
خیر. به نظرم این طور نیست. به غیر از شخصیت تیمسار که از ابتدا تا انتها منفی است ، بقیه شخصیت ها منفی منفی یا مثبت ، مثبت نیستند. شاید بتوان گفت شخصیت ها نیاز به پرداخت بیشتری داشتند و بیشتر باید روی شخصیت ها کار می شد.

اتفاقا مساله ای که وجود دارد، این است که اکثر سریال های سعید سلطانی پر بازیگر است و از این رو مخاطب دچار سردرگمی می شود.
البته همیشه هم این گونه نیست. مثلا «خانه ای در تاریکی» با این که پربازیگر بود، اما موفق بود. به نظرم خود قصه هایی که ایشان انتخاب می کنند به گونه ای است که باید این تعدد شخصیت ها وجود داشته باشد. ضمن این که قصه این مجموعه ، قصه عشقی سیاسی است. پس حضور این شخصیت ها به گونه ای الزامی بوده است.

با توجه به تعدد بازیگران ، شیوه بازیگردانی آقای سلطانی چطور بود؛
خیلی خوب بود. ایشان هم مدیوم تلویزیون را خیلی خوب می شناسند و هم بخوبی بر کارشان مسلط هستند. اگر از این نظر نقطه ضعفی هم در کار وجود دارد، به دلیل زمان کمی است که به ساخت این سریال اختصاص داده شده بود. به هر حال من از همکاری مجدد با این گروه بسیار راضی هستم.

انتظاراتی که از این مجموعه داشتید، برآورده شد؛
نه کاملا. چرا که به لحاظ قصه خوبی که داشت ، توقع بیشتری داشتم. البته متاسفانه این مجموعه دچار مشکلات تولیدی بسیاری شد که به کار لطمه زد.

فکر می کنم یکی از ترفندهای نویسنده برای خلق شخصیت فروغ قرار دادن نقاط ضعف و قوت او در کنار یکدیگر بوده تا از تخت بودن دربیاید و زندگی او هم در لحظات به همین دلیل دستخوش تغییراتی مثبت یا منفی می شود؛
بله. من هم معتقدم این شکل کاراکتر هم خودش جذاب تر است و هم در میان داستان جذاب تر به نظر می رسد.
به عقیده من ، ما فرشته یا دیو نداریم. همه ما خطا می کنیم و در زندگی فراز و نشیب داریم. ما تیمسار را هم در لحظاتی احساساتی می بینیم. او هم عاطفه دارد. اما شاید شکل و نحوه بیان آن متفاوت باشد.

فکر می کنم ژانر تاریخی ، یکی از ژانرهای مورد علاقه شماست؛
بله ، این گونه فضاها را خیلی دوست دارم. چون هم قصه های جذابی در تاریخ وجود دارد و هم شکل ساختاری این نوع کارها دوست داشتنی است. بخصوص مایلم در کاری که تاریخ قبل از اسلام را روایت می کنند، حضور پیدا کنم ؛ چون کارهای تاریخی ما معمولا از دوران قاجار به این طرف است.

چه کارهای دیگری را از شما در آینده خواهیم دید؛
سریال «رقص در پرواز» را در نوبت پخش دارم که یک فضای جنگی است. به نظرم کار خوبی شده است. می توانم بگویم به نوعی لیلای خاک سرخ است ، اما لیلایی که عمیق تر و پخته تر شده است.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها