نشان الماس برای «زیرتیغ»

چندی پیش ، محمدرضا هنرمند و پرویز پرستویی همراه با سریال «زیرتیغ» به ایتالیا سفر کردند تا این سریال پرطرفدار ایرانی را در جشنواره تولیدات تلویزیونی رم به نمایش بگذارند.
کد خبر: ۱۴۰۳۱۹

در چند روزی که آنها در ایتالیا بودند، اخبار این حضور بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت تا این که هنرمند و پرستویی هر دو بهترین جوایز این جشنواره را از آن خود کردند و درصدر اخبار قرار گرفتند. هنرمند که زمان پخش سریال زیرتیغ کمتر با رسانه ها به صحبت نشست ، اکنون در گفتگویی با سیما فیلم سربلند از توفیق بین المللی این سریال ، درباره این سفر و بازتاب هایش سخن می گوید.

همزمان با برنده شدن زیر تیغ در جشنواره رم ، این خبر در بیشتر مطبوعات و خبرگزاری های ایران بازتاب گسترده ای داشت. در ایتالیا هم اینقدر بازتاب داشته است؛
من زبان ایتالیایی نمی دانم و پس از مراسم اختتامیه ایتالیا را ترک کردیم ؛ ولی از یکی از مسوولان جشنواره که در این باره سوال کردم ، گفت ظاهرا قرار است این هفته به طور گسترده در مطبوعات به آن بپردازند. البته مراسم اختتامیه پوشش خبری خوبی در تلویزیون ایتالیا داشت ، چون که یکی از حامیان اقتصادی جشنواره ، شبکه تلویزیونی ایتالیا بود.

برخورد تماشاگران پس از دیدن سریال چطور بود؛
به برخورد بینندگان خودمان در ایران خیلی نزدیک بود. بسیاری از آنها بی صبرانه می خواستند بدانند سرنوشت 2 خانواده و رابطه رضا و مریم چه خواهد شد. من در پاسخ می گفتم این یک سریال بلند است و مثل یک رمان شخصیت ها و حوادث مختلفی دارد.

احساس رضایت می کنم


خیلی خوشحالم که این سریال را ساختم ، چون به نظرم تلویزیون این روزها به خاطر وضعیت ویژه سینما و شرایط اقتصادی و فرهنگی جامعه ، مخاطب زیادتری دارد. تاثیرات تلویزیون بر توده مردم به نسبت سینما گسترده تر است . در تمام شهرها، شهرستان های کوچک و بزرگ و حتی روستاها، مردم با تلویزیون ارتباط دارند و از آن تاثیر می گیرند. تصور کنید، میلیون ها و میلیون ها نفر در سراسر کشور و حتی جهان ، در یک ساعت معین ، در مقابل گیرنده هایشان نشسته و همزمان یک ارتباط جمعی گسترده شکل می گیرد. این همان ارتباط جادویی است که هدف هنرمند است.
این فوق العاده است. یک ارتباط زنده و پویا در یک زمان واحد. به نظر من بعضی از مدیران فرهنگی جامعه مثل من از این انرژی بالقوه غافل هستند و آن را بدرستی نمی شناسند. هنگام پخش سریال زیر تیغ ، وقتی در ساعت 10 دوشنبه شبها آرامش شهر همیشه پر هیاهوی تهران را می دیدم ، این انرژی را شناختم و از آن انرژی مضاعفی گرفتم

نمی شود در یک جمله ماجراهای مختلف و پیچیدگی های قصه را خلاصه کرد. باید همه سریال را دنبال کنید؛ اما این نزدیکی فهم و ابراز احساسات نسبت به زیر تیغ که یک سریال کاملا ایرانی است ، برایم جالب بود.

ایتالیایی ها خیلی شبیه ما هستند؛
این واکنش ها مختص ایتالیایی ها نبود. همان طور که می دانید این جشنواره بین المللی بود و از ملیت های مختلف در آن شرکت داشتند. ما به طور مثال در طول برگزاری جشنواره با واکنش های مشابهی از طرف امریکایی ها، هندی ها، هنگ کنگی ها و ایرلندی ها مواجه بودیم ، ولی در صد ایتالیایی ها بیشتر بود، چون جشنواره در ایتالیا برگزار می شد.
آنها به جزییات صحنه و نوع رفتار شخصیت های سریال و همین طور آداب و رسوم ما توجه بیشتری نشان می دادند. جزییاتی که به دلیل استمرار در زندگی ، برای ما کاملا عادی و جزیی از زندگی ما شده است ، برای آنها زیبا و دیدنی بود. به عنوان مثال جمع بودن همه اعضای 2 خانواده دور هم در فضای کوچک یک اتاق ، نشستن روی زمین ، گفتگوی گرم آنها با یکدیگر، درست کردن سالاد در همان جا به وسیله 2 زن خانواده و آوردن چند نان سنگک توسط دایی که خودش نانواست ، برایشان فوق العاده جذاب و دیدنی بود.

یا جاهایی مثل میوه شستن در حوض و... رختخواب پهن کردن و...
بله. خلاصه این که تمام جزییات زندگی ایرانی ها و نوع رفتار توام با احترامشان با هم برای آنها حیرت آور، زیبا و تحسین برانگیز بود.

جدا از پرداخت به جزییات ، چه علتهای دیگری موجب اقبال عمومی زیر تیغ به عنوان یک سریال ایرانی میان مخاطبان جشنواره شد؛
این روزها ایران به هر دلیلی ، کم و بیش تیتر خبرگزاری های غربی است و عموما هم متاسفانه مثبت نیست. این باعث بروز حساسیت های زیادی میان مردم ، روشنفکران و هنرمندان نسبت به ایران شده است. به نظر من یکی از دلایل توجه مردم همین حساسیت ها بود. آنها به طور طبیعی می خواستند از دل یک سریال پر بیننده ایرانی به حقایق بیشتری از جامعه امروز ایران دست پیدا کنند. بخصوص که زیر تیغ یک سریال واقعگرایانه اجتماعی است و به واقعیت های فرهنگی جامعه بشدت وفادار بوده است. آنها این را هم می دانستند.

زمانی که مردم آنجا زیر تیغ را دیدند آیا نوع زندگی ساده شخصیت های سریال در این زمانه مدرن برایشان جای سوال نداشت ؛ آیا این زندگی بیشتر مردم ایران است یا زندگی قشر خاصی؛
فهم این که بستر قصه سریال زیر تیغ طبقه کارگر و تمرکز بر قشر میان دست جامعه است ، کار مشکلی نیست. آنها این را می فهمند که شخصیت های اصلی سریال ، کارگران کارخانه ای بزرگ هستند که با کارفرما درگیر و رودررو هستند.

یعنی این سوال برایشان پیش آمده بود؛
بله. یکی از تماشاگران در نشست پس از نمایش این را جور دیگری پرسید. او تمایل داشت بداند که آیا تمامی کارگران در جامعه ما چنین وضعی به لحاظ مالی دارند. و ما هم از طریق مترجم به او گفتیم زندگی محمود و جعفر که در سریال دیدید، کم و بیش با هم قشران آنها در جامعه مطابقت دارد.

همان طور که گفتید از سویی وجه تحریف شده ای از ایران در دنیا ارائه شده و از سوی دیگر در سریال شما به مساله قصاص ، اعدام و... پرداخته می شود که به خاطر همین موضوع ، ایران و چند کشور دیگر بارها مورد اعتراض قرار گرفته اند. واکنش مردم آنجا از این نظر چگونه بود؛
اشد مجازات برای مرتکب قتل در هیچ جای دنیا منسوخ نشده و فقط در بعضی کشورها اعدام وجود ندارد.

درست است ؛ اما درباره قانون اعدام در ایران بارها و بارها در رسانه ها و جراید مطالب مختلفی گفته و نوشته شده است؛
قانون اعدام با شیوه مجازات اعدام متفاوت است. مجازات اعدام به اشکال مختلف هنوز در کشورهای زیادی وجود دارد. حتی در امریکا مجازات اعدام در مواردی اجرا می شود، ولی شیوه اعدام فرق می کند. آنها با تزریق مواد کشنده یا اتاق گاز مجرم را اعدام می کنند، بنابراین به نظرم کسی نیست که نداند مجازات اعدام چیست ، اما درباره کم و کیف مجازات اگر منظور شما باشد، یعنی قصاص ، در این خصوص بحث و اظهار نظر نشد، چون آنها فقط بخشی از سریال را دیدند و در آن بخش هنوز به این موضوع و کیفیت قضا در ایران اشاره ای نشده بود.

امروزه در دنیا بیشتر سریال ها به سوی تکنیکی بودن و داشتن صحنه های اکشن ، فنی و پرتحرک پیش می روند. آیا یکی از دلایل اقبال سریال زیرتیغ ، همین سادگی و تفاوت عمده آن با این جور محصولات نیست؛
17 سریال از کشورهای مختلف و بیشتر از امریکا در کنار سریال زیر تیغ در جشنواره شرکت داده شده بودند. کشور امریکا با 5سریال و ایتالیا با 3 سریال بیشترین سهم را از تولیدات داشتند. سپس انگلستان ، فرانسه ، روسیه ، ژاپن ، کانادا، بلژیک ، چین ، اتریش ، کلمبیا و ایران قرار گرفته بودند.
میان این سریال ها همه جور سریالی بود. اکشن ، درام ، پلیسی ، سیاسی ، کمدی و انواع دیگر؛ ولی به نظر من سادگی و واقعی بودن سریال زیر تیغ بود که توانست نظر هیات داوران را به خود جلب کند. این البته یک احتمال و حدس و گمان است ، چون من از چگونگی و چرایی برگزیده شدن سریال در 2 رشته مهم بهترین کارگردان و بهترین بازیگر مرد اطلاع دقیقی ندارم.

از نظر تفاوت کیفیتی که در محصولات تلویزیونی وجود دارد، چطور؛ شیوه ارائه و پخش سریال شما در جشنواره به چه صورت بود؛
نمایش سریال روی پرده بزرگ انجام شد و کیفیت صدا و سالن هم عالی بود. خوشحالم که به لحاظ نمایش بر پرده بزرگ ، سریال زیر تیغ از دیگر تولیدات کشورهای صنعتی و پیشرفته خیلی عقب نبود و از این بابت سرافکنده نبودیم. سریال زیر تیغ براساس برنامه از پیش اعلام شده ، 4 نمایش در سالنهای مختلف داشت که در نمایش آخر بسیاری از تماشاگران روی زمین و پله های سالن نشستند و سریال را دیدند.

در این صورت چقدر تعریف هایتان در زمینه سریال سازی دچار تغییر شده است؛
حساسیت و دقت نظرم بیشتر شده است. اگر کار دیگری برای تلویزیون بکنم ، تلاش بیشتری به کار خواهم بست تا بازتاب بهتری داشته باشم . اگر می توانستم به همه همکارانم هم توصیه می کردم تا تلویزیون را جدی بگیرند. با سهل انگاری و ساده نگری بشدت مخالفم ؛ هرچند می دانم مدیران تلویزیون متاسفانه آنقدر که باید در قید کیفیت نیستند و بیشتر به کمیت و هزینه های پایین فکر می کنند.

90 داوری که زیر تیغ را انتخاب کردند، چه کسانی بودند؛
نکته جالب در هیات داوران این بود که تقریبا 80درصدشان جوانهای بین 25 تا 35 ساله بودند و میان این هیات 90 نفره ژوری ، علاوه بر کسانی که اهل فن بودند، مردم عادی هم حضور داشتند تا نظر هیات داوران ، در مجموع ، ترکیبی از نظرات مردمی و تخصصی باشد.

درباره بازیگران این سریال ، بازی پرویز پرستویی به عنوان بازیگر اول مرد در جشنواره بخوبی دیده شد. این مساله در مورد بازیگران زن هم اتفاق افتاده یا نه؛
من مکرر می شنیدم که بازی خانم معتمدآریا تحسین می شد، ولی 2 قسمتی که ما مجبور بودیم برای نمایش و شرکت در مسابقه انتخاب کنیم ، قسمتهای سوم و چهارم سریال بود. در این دو قسمت بازیهای واقعی ، پر تحرک و پر جاذبه بازیگران زن سریال هنوز شروع نشده است و بیشتر بازی آتیلا پسیانی و پرویز پرستویی است که خودش را به رخ می کشد. من مطمئن هستم که در صورت نمایش تمام سریال و بخصوص قسمتهای 9 تا 17 بازیهای درخشان دیگر بازیگران و بویژه خانم معتمدآریا می تواند تکان دهنده باشد.

امکانپذیر نبود که از سریال یک فیلم 90 دقیقه ای به صورت خلاصه پخش شود یا این که اصولا روند کار در چنین جشنواره هایی متفاوت است؛
در آن صورت سریال زیر تیغ تبدیل می شد به یک فیلم 90 دقیقه ای تلویزیونی و می بایست در بخش تله فیلم (فیلم تلویزیونی) جشنواره شرکت می کرد. تمامی سریال ها باید 2 قسمت که در مجموع از 90 دقیقه هم بیشتر نباشند و به همان شکل نمایش داده شده بود، به جشنواره ارائه می شدند.

فکر می کنید زیر تیغ با سریال هایی که در جشنواره نمایش داده شد، چه تفاوت عمده ای دارد؛
تفسیر رای داوران به احتمال زیاد این است که در بخش کارگردانی سریال ، زیرتیغ نسبت به 17 رقیب دیگرش بهتر است و بازی آقای پرویز پرستویی ، بازیگر نقش اول مرد آن هم نسبت به تمام رقبای دیگرش ؛ اما در رشته های بازیگر نقش اول زن ، نویسنده و تهیه کننده ، سریال های دیگر بهتر بوده اند. برندگان 3 رشته بعدی از امریکا، روسیه و ایتالیا بودند.

با این همه ، جایی در طول جشنواره اتفاق افتاد که پرویز پرستویی دیده نشود؛
یک روز من و پرویز و تعدادی از میهمانان جشنواره هنگام صرف ناهار گفتگو می کردیم . یک تهیه کننده امریکایی به نام جان کارتر هم سر میز بود و بشدت از سریال زیر تیغ خوشش آمده بود. طوری که مدام از جزییات آن تعریف می کرد و من را با تعریف و تمجیدهایش خجالت می داد.

اگر کار دیگری برای تلویزیون بکنم تلاش بیشتری به کار خواهم بست تا بازتاب بهتری داشته باشد

موضوع صحبت را به دختر محمود (الهام حمیدی) کشاند و چون نمی توانست اسم محمود را بدرستی تلفظ کند من برای کمک به او اشاره به پرویز کردم تا کارش آسان شود؛ ولی او با قاطعیت گفت نه. منظورم محمود است ، مردی که نقش پدر خانواده را بازی می کرد. من گفتم محمود همین است دیگر. باز هم به تصور این که او را درک نمی کنم با قاطعیت گفت منظورم هنرپیشه نقش اول سریال است. من گفتم ، همان که تو می گویی همین است که بر سر میز و رو به روی تو نشسته است . او کمی مکث کرد و به پرویز زل زد. دیگران هم به کمکم آمدند و همگی به آن فلک زده مات و مبهوت مانده گفتند این پرویز همانی است که در سریال محمود است. او لحظاتی کاملا منگ و مبهوت ماند. دیگران بنای شوخی را گذاشتند تا از خجالت بیرون بیاید و تبحر عبدالله اسکندری (طراح چهره پردازی) و گروهش را تحسین کند.

فکر می کنید وجود چنین جشنواره هایی چقدر می تواند بر روند تولیدات تلویزیون ما موثر باشد؛
علی القاعده باید تاثیرگذار باشد؛ چرا که حداقل یکی از اهداف اصلی جشنواره ها ارتقای سطح کیفی تولیدات است . هرجا که رقابت باشد، کیفیت هم بالا می رود. این روزها برای کار کردن در تلویزیون انگیزه های کافی وجود ندارد و بیشتر تولیدات سیما از جهات مختلف ، استحکام لازم و در نتیجه جذابیت کافی ندارد. البته منظورم به هیچ وجه همه تولیدات نیست. در این سالهای اخیر، سازمان موفق شده است با جذب نیروهای جوان ، مستعد، کارآمد و بعضی از حرفه ای های سینما و تلویزیون ، تولیدات خوب و قابل قبولی داشته باشد. این بازنگری اخیر و تلاش برای ارتقای سطح کیفی برنامه ها که شاهدش هستیم ، در کنار جشنواره های رقابتی می تواند انگیزه ها را برای تولیدات فاخر و قابل دفاع فراهم کند و این باور غلط و غیر منطقی که می گویدتولید تلویزیونی یعنی تولید کم اهمیت را برای همیشه به دست فراموشی بسپارد.

آیا در آنجا فرد یا کانال تلویزیونی خواهان خرید مجموعه کامل سریال هم بود؛
حتما می دانید که در جشنواره ها بخش مهمی هم به نام بازار وجود دارد که محل مذاکرات و جذب مشتری برای محصولات ارائه شده در جشنواره است. معمولا همراه عوامل هنری یک فیلم یا یک سریال ، یک یا چندنفر متخصص خرید و فروش از طرف تهیه کننده در جشنواره شرکت می کنند تا ضمن بازاریابی ، با خریداران محصول مذاکرات اولیه را انجام دهند و مقدمات فروش را فراهم می کنند. این کار کاملا تخصصی است و رسم نیست که مثلا کارگردان یا بازیگر یا هر عامل هنری دیگر فیلم یا سریال ، وارد این گونه داد و ستدها شوند، چون آن بخش بیشتر یک فعالیت تجاری به حساب می آید تا هنری. متاسفانه ما چنین کسی را همراه خود نداشتیم و جای تاسف بسیار است که کسی برای بازاریابی ، تحقیق ، مذاکره و به نتیجه رساندن آن با ما نبود. در نتیجه ما که بیشتر با عوامل هنری جشنواره مراوده داشتیم ، از بازار و چگونگی آن اطلاع دقیقی نداریم ؛ اما در یکی از میهمانی های جشنواره ، به طور کاملا اتفاقی با چند نفر گفتگوی کوتاهی انجام شد و ابراز تمایل آنها برای خرید سریال ، در آن گفتگوی غیر رسمی و غیرحرفه ای به ما ابراز شد که یکی از آنها نماینده بی.بی.سی بود و تنها کاری که می توانستیم انجام بدهیم این بود که موضوع را به بعد و تماس مستقیم آنها با بخش رسانه بین الملل سیما موکول کنیم.

با وجود این ، فکر می کنید این توانایی را داشته باشیم که با توجه به حجم بالای تولیدات تلویزیونی ، در ایران همچنین جشنواره ای در زمینه سریال و فیلم تلویزیونی داشته باشیم یا این که محدویت هایی در این زمینه وجود دارد؛
اگر منظورتان جشنواره داخلی است ، صددرصد می توانیم.

بین المللی چطور؛
در حال حاضر ایتالیا این جشنواره را اداره می کند و خوب هم اداره می کند. به نظرم گذشته از این که یک کار موازی با جشنواره رم خواهدشد، به دلیل شرایط فرهنگی و اجتماعی ما چندان جواب نخواهد داد. شخصا امیدوارم که جشنواره بین المللی تولیدات تلویزیونی رم با همین جدیت به دومین سالش هم برسد و همچنان ادامه داشته باشد تا برای برنامه سازان تلویزیونی ما هم انگیزه ایجاد کند. با وجود این ، گمان می کنم با توجه به حجم بالای تولیدات سازمانصدا و سیما، یک جشنواره رقابتی داخلی و سازمانی جایش خالی است. این جشنواره در صورت جدی بودن باعث ارتقای کیفی تولیدات خواهد شد.

آیا واقعا به یک جشنواره تلویزیونی همان قدر می توان بها داد که به یک جشنواره سینمایی؛
لابد شما هم فکر می کنید که تولید تلویزیونی یعنی تولید کم اهمیت. کیفیت جشنواره را اندازه درک ما از اهمیت رسانه تعیین می کند نه چیز دیگری. کافی است نگاهتان را عوض کنید.

البته بنده این طور فکر نمی کنم ؛ اما برای این که بعضی از نگاهها کمی عوض شود، در نهایت دانستن ارزش جایزه ای که اهدا شده خالی از لطف نیست. جایزه چه بود؛
یک تندیس نمادین از اهمیت تلویزیون در زندگی انسان امروز که با قطعه ای الماس تزیین شده است ، همراه جایزه نقدی که آن هم یک قطعه الماس است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها