گپی با زهرا داوودنژاد به مناسبت زادروز عسل بدیعی

آرزوهای بربادرفته

تولد آدم‌ها، نوید زندگی یک نفس است و تولد برخی نفس‌بخش برای چندین نفر. امروز زادروز زنده‌یاد عسل بدیعی، بازیگر تلویزیون و سینماست که عمرش با تازه کردن زندگی هفت نفر به پایان رسید.
کد خبر: ۱۳۶۵۳۸۸

او که پیش از درگذشت کارت اهدای عضو دریافت و در جشن نفس شرکت کرده بود، سال ۹۲ به مرگ مغزی دچار شد و خود به گروه اهداکنندگان پیوست. در زادروز ۴۴ سالگی‌اش با زهرا داوودنژاد که همکار، دوست و فامیل سببی اوست گپ زدیم.

زهرا داوودنژاد، دوست قدیمی عسل است که به‌خاطر ازدواج برادرش با خواهر زنده‌یاد عسل بدیعی، ارتباط فامیلی هم با یکدیگر داشتند.

او سال‌ها پس از پر کشیدن دوست و همکارش، به خبرنگار جام‌جم درباره شکل گرفتن این رفاقت می‌گوید: من زمانی که در سریال باغچه مینو بازی می‌کردم، عسل به اتفاق چند نفر از دوستان مشترک‌مان سر صحنه آمدند. آنجا برای اولین‌بار با هم آشنا شدیم. همان روز بعد از کار، با همدیگر بیرون رفتیم و کم‌کم این دوستی پا گرفت. عسل آن زمان تازه پسرش را به‌دنیا آورده و در حال طی کردن پروسه جدایی از همسرش بود. با همدیگر درددل می‌کردیم و به مرور، خاطرات شیرینی را ساختیم. داوودنژاد از دوستش این‌گونه یاد می‌کند: «عسل به‌شدت دختر باهوش، زیبا، دوست‌داشتنی، بااراده‌ و بسیار سرشار از عشق و احساس بود. همچنین فوق‌العاده عاشق زندگی کردن و کارش بود. همه این ویژگی‌ها، او را برای من دوستی کم‌نظیر می‌کرد.»

اهل زندگی

زنده‌یاد بدیعی در سینما با فیلم «بودن یا نبودن» درخشید و با فیلم «دست‌های آلوده» نامزد سیمرغ بلورین نقش مکمل زن شد. در سال‌های پایانی عمرش هم در تلویزیون حضور پررنگ‌تری پیدا کرده بود. داوودنژاد در مورد آرزویی که او در این حرفه برای رسیدن به آن تلاش می‌کرد، بیان می‌کند: «حتما آرزوهایی داشته است ولی متاسفانه عمرش کفاف نداد که به آرزوهایش برسد و آنها را زندگی کند. او مثل ما نمی‌دانست عمرش کی تمام می‌شود و برای همین حالاحالاها برای خود و فرزندش برنامه‌های زیاد داشت.»

دردآورترین خاطره

عسل بدیعی از کسانی بود که پا در راه ترویج فرهنگ اهدای عضو گذاشته و در مورد خود نیز اعلام کرده بود پس از درگذشتش به این عمل رضایت دارد. داوودنژاد درباره آگاهی از تصمیم عسل و شرکت کردن او در جشن نفس، درست یک‌سال پیش از فوتش می‌گوید: «در این اواخر نوع زندگی‌مان فرق کرده بود. من ازدواج کرده بودم و بچه‌ داشتم و ساکن شمال بودم. به همین دلیل خیلی مثل گذشته در جریان جزئیات زندگی همدیگر و تصمیمات این‌چنینی نبودیم.» او ادامه می‌دهد: «هرگز یادم نمی‌رود آن روزی که با عسل قرار گذاشته بودیم نوروز به منزل من در شمال بیاید اما همان روز بالای سر قبر او و در حال دفنش بودم. این دردآورترین خاطره زندگی‌ام است.»

ماجرای قصور پزشکی

این بازیگر درباره حواشی پیش آمده پیرامون علت مرگ نابهنگام دوستش توضیح می‌دهد: «یک آدم مشهور به من نشان دهید که مرگش حاشیه نداشته باشد. چه چهره قدیمی و چه جدید، چه هنرمند ایرانی و چه خارجی، فرقی نمی‌کند. به‌هر حال این حواشی و هزاران حرف‌وحدیث برای مرگ آدم‌های معروف وجود دارد.

این حرف‌ها همیشه هست اما مهم این است که آدم‌ در یک زمان که خودش نمی‌داند و همچنین به‌دلیلی که خودش نمی‌داند، از این دنیا می‌رود.» مدتی پیش رضا داوودنژاد، همسر خواهر عسل بدیعی در برنامه تلویزیونی محاکمات از نقش قصور پزشکی در فوت عسل بدیعی گفت.

زهرا داوودنژاد در این‌باره عنوان می‌کند: «گویی قصور پزشکی در مملکت ما امری طبیعی است! در مورد برادرم هم اگر خودمان متوجه یک‌سری قصور پزشکی در تهران نمی‌شدیم، هیچ‌وقت رضا به بیمارستان نمازی شیراز نمی‌رسید که بتواند نجات پیدا کند.»

نوشین مجلسی - گروه رسانه روزنامه جام جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
ایستاده در سیل

روایت دست‌اول امدادگران از عملیات جست‌وجو و نجات در سیل امامزاده داوود و فیروزکوه

ایستاده در سیل

نیازمندی ها