پلیس بازی به شیوه فرانسوی

قدمت سریال های پلیسی فرانسوی به اواخر دهه 1950 می رسد، بخصوص دهه های 1960 و 1970 سالهای رواج و رونق این سریال ها بودند.
کد خبر: ۱۳۵۸۷۳

فانتوماس ، روکامبل ، پنج دقیقه آخر، مردی در سایه ، بل فکو و... نمونه های موفق این دوره به شمار می آمدند. فرانسوی ها در یکی دو دهه اخیر هم سریال های پلیسی قابل توجهی ساخته اند. ناوارو و یکی دو سریال با شرکت آلن دلون و...
سریال های پلیسی فرانسوی از جهت ساختار ظاهری و جنس خشونت و هیجان ، شباهت چندانی با سریال های امریکایی همگونه شان ندارند. دلیل این عدم شباهت را هم باید در تفاوت نوع نگرش و سلیقه کارگردانان فرانسوی و امریکایی جستجو کرد. در سریال های پلیسی فرانسوی با صحنه های خشونت آمیز و دلخراش کمتری مواجه می شویم.
فرانسوی ها روی این گونه صحنه ها زیاد متمرکز نمی شوند و به نمایش جزییات آنها نمی پردازند. حتی شیوه درگیری های مسلحانه و شلیک اسلحه در سریال های فرانسوی عادی تر و معمولی تر به نظر می آید و این چیزی است که در فیلمهای سینمایی فرانسوی هم شاهد آن هستیم.
به فرض در سکانس نهایی فیلم دایره سرخ ساخته ژان پیر ملویل ، درگیری مسلحانه افراد پلیس با تبهکاران (آلن دلون ، ایومونتان و جان ماریا ولونته) بسیار ساده و کم هیجان صورت می گیرد. در حالی که از نگاه فیلمسازان امریکایی ، این گونه موقعیت ها بهترین فرصت برای ایجاد هیجان به حساب می آیند و محال است صحنه های درگیری را چنین ساده ، بی سروصدا و کم خشونت به تصویر بکشند. نمونه مثال زدنی اش ، سکانس پایانی فیلم مخمصه ، ساخته مایکل مان است.
در سریال های پلیسی فرانسوی 2 عنصر طنز و معما نقش پراهمیتی دارند و غالب این سریال ها آمیخته به طنز و دربرگیرنده گره های معمایی اند. به فرض در سریال معمای بروتاین ، هیچ چیز جدی به نظر نمی آید و شخصیت اصلی سریال (دوشیزه ایموژن) تماشاگر را بشدت شیفته و مجذوب شیرین کاری های خودش می کند یا در سریال های پنج دقیقه آخر و بویژه بل فکو تماشاگر در دام معماهای پیچیده می افتد. از سوی دیگر، پلیسها و کارآگاهان فرانسوی برخلاف بیشتر همکاران امریکایی شان ، بی کس و کار نیستند که اتفاقا خانواده دار بودن آنها امتیاز مهم و قابل توجهی به حساب می آید. از نگاه سازندگان سریال های پلیسی فرانسوی ، پلیس وظیفه شناس متاهل ، شخصیتی نمونه و الگویی است ، بخصوص اگر این پلیس مونث هم باشد؛ مثل ایزابل در کمیسر شهر یا همین ژولی در کمیسر لسکو که هر دوی آنها نه تنها پلیس های لایق و وظیفه شناسی هستند که مادران دلسوزی اند که مسوولیت نگاهداری از بچه ها را نیز به عهده دارند و بخوبی از آنها مراقبت می کنند. این واقعیت زمانی برایمان روشن تر می شود که بدانیم سریال کمیسر شهر عنوان اصلی اش زن سربلند بود؛ اما در سریال های پلیسی امریکایی با عکس این قضیه مواجه می شویم.
در آنجا، تنهایی و بی کسی کارآگاه ها از وجوه جذاب شخصیتی شان است یا اگر هم طرف متاهل باشد از ناسازگاری ها و درگیری های زندگی زناشویی اش به عنوان وسیله ای برای ایجاد حس همدردی (سمپاتی) استفاده می شود که شیوه ای کاملا امریکایی است.
ناگفته نماند که هم امریکایی ها و هم اروپایی ها از دیرباز سعی کرده اند در سریال های پلیسی شان مقام و جایگاه زنان را در دستگاه پلیس مملکت شان نشان دهند که البته امریکایی ها در این مورد خاص سابقه طولانی تری دارند. به عنوان مثال اشاره می شود به سریال داستان پلیس با شرکت انجی دیکینسون و سریال کریستی لاو که هر دو محصول اوایل دهه 1970 بودند. سریال کمیسر لسکو دربرگیرنده غالب نکات مثبتی است که به آنها اشاره شد. سریال ملایم و معتدلی که در آن با صحنه های خشونت بار و آزاردهنده مواجه نمی شویم و چون جنبه های غیراخلاقی هم ندارد، افراد خانواده می توانند با خیال راحت و در کنار هم به تماشای آن بنشینند.
پلیس های این سریال آدمهایی معمولی اند با توانایی های محدود. به همین علت کارهای عجیب و غریب و حیرت انگیز نمی کنند. ژولی لسکو هم مثل رئیس پلیس های بیشتر سریال های پلیسی برای خودش دار و دسته ای دارد که طبق معمول و برای خالی نبودن عریضه یکی از آنها سیاهپوست است.
دار و دسته لسکو برخلاف افراد ناوارو از نظر تیپ و وجوه شخصیتی ، توجه برانگیز یا حتی به خاطرماندنی نیستند. گرچه کمیسر لسکو و کمیسر شهر مضاف بر این که شخصیت های اصلی هر دویشان زن هستند، شباهت های زیادی با یکدیگر دارند، اما باید اذعان کرد که کورین توزت ، بازیگر کمیسر شهر اعتماد و توجه بیشتری را برمی انگیخت.
از سوی دیگر کمیسر شهر از شخصیت پردازی کامل تر و دقیق تری برخوردار بود و در کنار حوادث و ماجراهای پلیسی اش ، مسائل و مشکلات شخصی و خانوادگی پلیس ها را به شیوه دلچسبی به تصویر می کشید، چیزی که در سریال کمیسر لسکو - جز در مورد خودش - کمتر شاهد آن هستیم.
با این همه ، کمیسر لسکو به عنوان سریال آخر هفته ، به اندازه کافی جالب ، دیدنی و سرگرم کننده است. سریال بی ادعایی که در لابه لای ماجراهای متنوع آن به مسائل اخلاقی ، آسیبهای اجتماعی ، مشکلات خانوادگی ، روابط انسان ها و... پرداخته شده است ، البته در برخی موارد با نگاهی انتقادآمیز!


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها