گوینده ای برای تمام دوران

پریچهر بهروان سالهاست در رادیوست ، برخی او را با برنامه «در امتداد شب» می شناسند. گروهی او را با برنامه خانواده شبکه یک به یاد دارند که در کنار هرمز شجاعی مهر یکی از ماندگارترین برنامه های رادیویی را اجرا می کرد.
کد خبر: ۱۳۵۶۴۳

بهروان مدتها با گروه «صبح جمعه با شما» هم همراه بوده است. وقتی شبکه های تلویزیونی گسترش یافتند، بهروان به عنوان مجری به شبکه جام جم رفت و سالها به عنوان بهترین مجری از طرف مخاطبان شناخته شد. بهروان حدود یک سال پیش مدیریت استودیو صدای شهر را در مرکز کنترل ترافیک که با همکاری رادیو تهران راه اندازی شد به عهده گرفت ، اما اکنون از این سمت کناره گرفته است.
بنفشه رافعی هم از گوینده های جوان و فعال است که شنوندگان رادیو جوان حتما او را می شناسند، برنامه «سه شنبه های خطخطی» با اجرای او شنیدنی است.
در یک فرصت مناسب این دو گوینده از 2 نسل مختلف را رودرروی هم قرار دادیم تا درباره آن چیزهایی که در گویندگی رادیو مهم است ، گفتگو کنند.

اینجا سر شما شلوغ است؛
بله خب راه اندازی سخت است ؛ ولی تجربه خوبی بود بخصوص این که با امکانات محدودی شروع کردیم و آنچه شما الان می بینید حاصل تلاش این چندماه است.

من مقابل کسی نشسته ام که از کودکی او را به عنوان یک مجری ایده آل می شناختم و دوست داشتم حرفه اش را تجربه کنم . بخصوص این که پدرم هم رادیویی بود و همیشه از شما به عنوان یک الگو یاد می کرد.
من اگر می دانستم آنقدر عمر می کنم و توی این کار می مانم که بچه های شنونده ما بزرگ می شوند و خودشان می آیند در رادیو و از آن روزها می گویند خب بیشتر مشتاق می شدم.

دوست داشتید الان هم به همان روزها برمی گشتید؛
دوست داشتم جوان تر بودم ، ولی از یک نظر هم دوست ندارم چون قرار نیست همه چیز در جا بزند و هیچ اتفاقی هم نیفتد.

در این سالها اتفاقات مثبت بیشتر بود یا فضاهایی که ذهن شما را آزار می داد.
حتما فضاهای مثبت بیشتر بودند. اوایل که ما وارد کار شده بودیم قوانین دست و پاگیر و سخت بود. بچه ها الان فضای بازتری دارند و می توانند مباحث خوبی را در رادیو مطرح کنند. نیروهای جوان آمده اند و...

قدیمی های رادیو که ما به تجربه و ایده آنها بسیار احترام می گذاریم به عملکرد نسل جدید معترض هستند. شما در این مورد چه نظری دارید؛ چرا تصور می شود گوینده های جوان چارچوب ها را رعایت نمی کنند؛ کدام قواعد است که نباید شکسته شود؛
آنچه نباید شکسته شود دل آدمهاست نه قواعد. در ثانی کدام قدیمی ها و کدام چارچوب ها. جز این که زبان و فرهنگ و شان رسانه را محترم بداریم.

چگونگی جلب مخاطب


من آموزش را رد نمی کنم. آموزش واجب است. من هم پس از 25 سال باید بیاموزم. آموزش که تمامی ندارد، مثلا در گذشته ما یک رشته پزشکی داشتیم. الان پزشکی تبدیل شده به صدها رشته مختلف دیگر. توی این کار هم همین است ، یعنی آموزش خوب است. اشکالی که در برخی گوینده های جدید وجود دارد این است که مطالعه نمی کنند، یعنی فکر می کنند گویندگی طرح حرفهای روزمره است. چیزی شبیه این که رفتی ، آمدی ، خوش گذشت یا... اصلا این نیست. گوینده ای که در رادیو کار می کند باید موضوعات اجتماعی را بداند و از سطح دانش و آگاهی خوبی برخوردار باشد و حداقل یک دور سعدی یا حافظ یا مثنوی مولانا را خوانده باشد. ممکن است در طول یک ماه حتی یک بار هم در گفتارش به یکی از حکایت های سعدی احتیاج پیدا نکند، ولی همین که در پس ذهن اوست به او قوت و قدرت کلام می دهد. آن وقت است که می تواند برای حرفهایش شاهد بیاورد. آنجاست که شنونده می تواند به شما اعتماد کند وگرنه ، اگر سطح سواد و خرد گوینده پایین باشد چیزی ندارد به مخاطب بدهد. من وقتی دوست دارم از تو بشنوم که حرفی برای گفتن داشته باشی. اشکال بچه های ما این است که یا نمی خوانند یا فقط روزنامه می خوانند. روزنامه از اسمش پیداست که خبر روز دارد. چیزی که مال امروز است و فردا به درد نمی خورد. کتاب ماندنی است. گویندگان باید گاهی سکوت کنند و در آن سکوت ، چیزی بخوانند یا بشنوند

شما نمی توانی به صرف این که می خواهی با زبان مخاطبت حرف بزنی اصطلاحات و عبارات زبان مخفی را به کار گیری ، مثلا زندانی ها برای خودشان یک زبان مخفی دارند که متاسفانه این روزها بعضی کلماتش میان برخی جوان ها هم رایج شده است. این زبان مخفی پس از مدتی لو می رود و باز کلمات دیگری جایگزین می شود. گوینده که نمی تواند به خاطر ارتباط با این افراد به زبان آنها حرف بزند.

منظور من بیشتر، زبان درونی بود نه ادبیات کلامی. این که چگونه زبان دل مخاطب امروز را پیدا کنیم. بعضی اوقات ممکن است ناخودآگاه جسارت هایی در حوزه گفتار هم به خرج بدهیم ولی باید تطابق ایجاد کرد.
شما الان چه می کنید؛ مگر در زندگی عادی برای غذاخوردن و حرف زدن دنبال فرمول هستید؛ داریم به طور طبیعی زندگی می کنیم. به طور طبیعی حرف می زنیم. اجرا هم همین است. این که آدم بگردد یک روش ، یک سیستم یا فرمولی پیدا کند اصلا به نظر من درست نمی رسد. فکر می کنم گوینده باید در گفتارش صادق باشد و به موضوعی که صحبت می کند احاطه داشته باشد. اگر دیگری متنی را بنویسد و من فقط بخوانم چه فرقی با طوطی دارم. مثل ضبط صوتی هستم که با فرمان تو روشن و خاموش شود. قرار نیست من با ادبیات مخاطبم حرف بزنم که او شنونده من باشد. مطمئن باشید آنقدر حقیقت و واقعیت زیباست که هر کس را با هر ادبیاتی به سمت خودش می کشاند. لازم نیست به آن رنگ و لعاب بدهیم. شعر حافظ و سعدی به قدر کافی زیبایی دارد، چه نیازی است که من با صداسازی به آن پیچ و تاب بدهم. حرف زدن هم همین طور است. مگر شما با پدرت که صحبت می کنی صداسازی می کنی؛ نه یک بنفشه رافعی وجود دارد. چرا باید شبیه دیگری شود. همین که احاطه و صداقتش در مورد موضوع به شنونده ثابت شود آن ارتباط برقرار شده است.

پس شما به تقلید کردن گوینده ها از هم معترض هستید؛
بله خیلی. همه صداها را خدا آفریده و زیبا هم هستند. حالا من چکاره ام که بنشینم خلقت او را داوری کنم و بگویم این صدا خوب و آن صدا بد است. مهم این است که در زمان و موقعیت مناسب مورد استفاده قرار بگیرد. پدربزرگ شما اگر ناراحتی حنجره بگیرد و با صدای نخراشیده هم حرف بزند چون دوستش داری به حرفش گوش می دهی . همه صدها شنیدنی هستند. بستگی دارد به این که چه می گویند و چه وقت می گویند؛ وقتی یک گوینده با صدای زیبا طوطی باشد 10 دقیقه بعد حوصله ات سر می رود، چون می بینی که چیزی برای ارائه به شما ندارد.

به من گفته اند مطالعه خانم بهروان قطع نمی شود و موسیقی هم گوش می کند.
بله. خب طبیعی است.

چه نوع موسیقی ای؛
چون توی کارمان اینقدر سروصدا هست که می روم خانه می خواهم سکوت باشد با موسیقی های جدید نمی توانم ارتباط برقرار کنم چون مثل پتک توی سر آدم می کوبد. خیلی موسیقی گوش نمی کنم اگر هم گوش کنم موسیقی آرام و بدون کلام.

یک جایی از زبان شما شنیده ام که تمایل ندارید صبح جمعه با شما در کارنامه کاریتان مطرح شود، در حالی که احساس می کنم این برنامه یکی از نقاط قوت شما بود. براساس چه دیدگاهی این حرف را گفته اید؛
نه این که به این پررنگی گفته باشم که اصلا نمی خواهم در کارنامه کاری من مطرح شود. خب آن زمان که صبح جمعه را می گفتم در انتهای شب را هم اجرا می کردم. در صبح جمعه بازیگران رادیو بودند، تماشاچی توی استودیو بود و اصلا روحیه من طوری نیست که بتوانم در جمع زیاد صحبت کنم. روحیه ام بیشتر به سمت در انتهای شب و برنامه های ادبی گرایش داشت ، وگرنه خاطرات خیلی خوبی از صبح جمعه دارم.

حضور شما در آن برنامه باعث می شد تعادل عجیبی ایجاد شود و ما در کنار شوخی و لطایف بازیگران یک مجری متشخص را می دیدیم که فضا را تعدیل می کند و به آن آرامش می دهد؛
من از همکاری با آقای شیشه گران ، آقای توکل ، آقای نوذری ، آقای حیدر صارمی و آقای مقبلی و دیگران خیلی چیزها یاد گرفتم و دوران خوبی بود.

این مقوله که بزرگواری شما را به همکاران قدیمی تان نشان می دهد؛ ولی حضور شما در آن برنامه به عنوان یک مهره خیلی مهم احساس می شد. در عین این که فضای خشکی هم ایجاد نمی کردید؛
نه فقط سعی می کردم فضای شاد و محترمانه ای باشد.

به عنوان یک گوینده کوچک می گویم این حس را فقط با صدا ایجاد کردن خیلی ساده نیست؛
ولی اصلا زحمتی نداشت ، چون برای این کار سعی نمی کردم فقط خودم باشم. چند روز پیش یکی از دوستان می گفت فلان برنامه ات را شنیدم ، سعی می کردی خیلی صمیمی اجرا کنی ، در صورتی که من تلاش نمی کردم.

این را به عنوان یک انتقاد گفتند؛
نه به عنوان یک نقطه مثبت گفت ؛ ولی من سعی نمی کردم. مگر الان که شما با من حرف می زنی دارید سعی می کنی؛

نه؛
خب در برنامه هم همین است. من آنجا خودم هستم. هر جا لازم باشد لبخند می زنم. آنجا که لازم نیست لبخند نمی زنم. خیلی ها هم فکر می کردند من خیلی جدی هستم. در صورتی که این طور نیست. فقط زن در طبیعت ، جایگاه متفاوتی نسبت به مرد دارد.

با حضور فردی به نام گوینده بازیگر در رادیو موافق هستید؛
این یکی از چیزهایی است که خیلی با آن مخالفم ، چون گوینده با بازیگری پشت میکروفن شخصیتی را که شنونده از او تصور کرده است ، مخدوش می کند. نمی فهمد تکلیفش با کسی که صدای او را می شنود چیست. وقتی شما بازی می کنی بچه می شوی ، بزرگسال می شوی... و گاهی عارف و شاعر...؛!

یعنی گوینده نمی تواند چند وجهی باشد؛
به شرطی که این وجوه مختلف با هم هارمونی داشته باشد می تواند.

اگر این هارمونی رعایت شود چه؛
در این صورت باید نقش همیشگی خودت را انتخاب کنی. نقشی که در زندگی واقعی هم بتوانی آن را اجرا کنی و اگر در زندگی این نقش از تو دور باشد مطمئن باش شنونده احساس می کند.

کسی حق دارد در رسانه حرف بزند که راجع به موضوع مورد بحث اطلاعات کافی داشته باشد

از یک سالهایی شاید از ده دوازده سال پیش رادیو به خاطر یک صرفه جویی هایی گوینده بازیگر را وارد جدولش کرد، در حالی که چنین چیزی وجود نداشت. گوینده گوینده بود و بازیگر بازیگر. بگذریم که الان به نظر می رسد رادیو چندان به گوینده احتیاج ندارد. رادیو بیشتر به مجری کارشناس احتیاج دارد. گوینده یعنی چه؛! رسانه الان عوض شده. کسی باید بنشیند و حرف بزند که اطلاعات داشته باشد.

وقتی پرسیدم رادیو الان چه فرقی کرده ، دلم می خواست چنین فضایی باز شود. خیلی خوب است و شاید نسل من هم به همین اعتقاد دارد که ما الان گوینده نمی خواهیم!
بله گوینده نمی خواهیم و کسی حق دارد توی این رسانه حرف بزند که راجع به موضوع مورد بحث اطلاعات کافی داشته باشد و آن مسلط باشد و آن وقت دیگر صدا هم چندان مهم نیست. هر صدای طبیعی یک نغمه آسمانی است و نغمات همه گوشنوازند.

ضروری به نظر نمی رسد، ولی باشد بهتر است؛
بله اگر باشد بهتر است. ولی شما بندرت آدمهایی را می بینید که صدایشان غیرقابل تحمل است.

ولی احساس می کنم که غیر از اطلاعات و دیگر توانمندی ها صدای خوبی هم لازم است و هر کس نباید به خودش اجازه دهد که پشت میکروفن قرار بگیرد؛
نه. هر کس که می آید و پشت میکروفن قرار می گیرد بالاخره از فیلترها و آزمون هایی عبور کرده است. من فکر می کنم شخصیت خوب و حرف خوب ، صدا را هم زیبا می کند، یعنی فرد آگاه ، با خرد و هوشمند و نیک رفتار همراه با اطلاعات وسیع ، حتما زیبایی در صدا را هم دارد. اصلا نمی شود اینها را از هم تفکیک کرد. اگر صدایی شما را پس می زند حتما اشکالی در شخصیت صاحب صدا وجود دارد. نمی دانم آن چیست. ربطی هم به سواد آدمها ندارد، چون حسی است. باید آدمهایی که می آیند تخصص رسانه ای داشته باشند. بدانند که ثانیه ها ارزش دارد و با تعارفات بی جا شنونده را خسته نکنند. طبیعت ، زندگی و هستی ساده است و پاسخ همه پرسشها را در درون خودت می توانی بیابی.

خود شما هیچ وقت نشستن روبه روی بزرگتری را مثل امروز من تجربه کردید؛ چه حسی داشتید؛
بله. وقتی کنار آقای امیرنوری برای اجرا می نشستم حکم یک شاگرد را داشتم. دست و دلم می لرزید که نکند مرا تحمل می کند، نکند خرابکاری کنم یا... ولی همیشه گفته ام خدا را سپاسگزارم که مرا کنار کسانی قرار داده که بتوانم از آنها بیاموزم.

و آخرین کلام شما؛
آخرین کلام این که خودمان باشیم. همه تلاشها برای این است که مردم از ما راضی باشند، وظیفه خود را خوب انجام بدهیم و با دیگران مهربان باشیم ، دوستانه رفتار کنیم و خردجمعی را دست کم نگیریم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها