جذابیت های آشکار یک سریال

در میان سریال های خارجی ای که در سالهای اخیر از شبکه های مختلف سیما پخش شد، به یقین ماموران مخفی پلیس کار متفاوتی است. مجموعه ای باوقار، دلچسب و دیدنی که توانسته تماشاگران بی شماری را شیفته و مجذوب خودش کند.
کد خبر: ۱۳۲۲۸۱

از آن نوع سریال ها که در مرحله دوبله هم به دلیل شخصیت های جذاب و دوست داشتنی شان عوامل دوبله را به آن می دادند تا در زمینه دوبله هم سنگ تمام بگذارند تا کار درجه یک و دلپذیری ارائه کنند. دقیقا نظیر همان چیزی که در حدود 30 سال پیش هنگام دوبله سریال کاوشگران (تونی کورتیس - راجر مور) اتفاق افتاد.
عنوان اصلی سریال Stingers است که توصیه می شود برای یافتن آن به خودتان زحمت ندهید و فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی را زیر و رو نکنید؛ زیرا مفهوم مرتبط با این سریال را نخواهید یافت. Stingers در این مورد خاص در واقع اشاره ای است به دستگاه های شنود و ردیاب الکترونیکی. وسایلی که در این سریال مورد استفاده پلیس مخفی قرار می گیرند. ماموران مخفی پلیس محصول یکی از شبکه های تلویزیون استرالیاست.
استرالیایی ها اگرچه کمی دیر وارد عرصه سریال سازی شدند، اما خیلی زود فوت و فن کار را آموختند و بویژه در یکی ، دو دهه اخیر سریال های موفق و قابل توجهی در ژانرهای مختلف ساخته اند. 2 نمونه باارزش عبارتند از پرستاران و همین ماموران مخفی پلیس که اولی 8 سال است که بدون وقفه تولید می شود و تولید دیگری نیز از 1998 شروع شد و 6 سال بعد یعنی در سال 2004 به پایان رسید. کافی است فقط 10 دقیقه از این سریال را ببینید تا به این واقعیت مهم پی ببرید که عوامل سازنده ، افرادی کاملا حرفه ای ، باتجربه و خوش سلیقه اند.
بیش از 50 نویسنده و فیلمنامه نویس و کارگردان در تولید این سریال شرکت داشته اند و بازیگرانی که همگی شان خوب و بجا انتخاب شده و چقدر هم عالی بازی کرده اند. بویژه اشاره می شود به آنیتا هگ ، بازیگر نقش الن مک انزی سرپرست گروه و نیز پیتر فلپس ، بازیگر نقش (پیتر چرچ) که تیپ و شیوه بازی اش تا حدودی تماشاگر را به یاد پل نیومن می اندازد. برخلاف سریال های پلیسی دیگر، پلیس های این سریال (الن مک انزی و همکارانش) خودخواه ، خشک و بی احساس نیستند و دقیقا به همین دلیل توانسته اند تماشاگر را تحت تاثیر شخصیت خودشان قرار دهند و حس علاقه و اعتمادش را برانگیزند که به یقین یکی از امتیازات مهم سریال همین نفوذ عاطفی شخصیت های سریال در ذهن و دل تماشاگر است.
این احساس صمیمیت و همدردی (سمپاتی) در برخی صحنه ها شدت بیشتری می یابد. مثل صحنه های مربوط به دیدار پیتر چرچ با پدر پیر و بیمارش و یا غالب صحنه های مربوط به یکی از بهترین و تکان دهنده ترین قسمتهای سریال ، آنجا که اسکار (از ماموران مخفی) که در ضمن به سرطان پیشرفته و غیرقابل علاجی مبتلا شده ، در درگیری مسلحانه با تبهکاران برای دفاع از همکارش از پا درمی آید. سریال ضمن پرداختن به رویارویی های معمول میان پلیس و تبهکاران ، در مواردی نیز جسورانه به فساد رایج در دستگاه پلیس می پردازد.
به فرض رئیس پلیسی را نشان می دهد که برای رسیدن به مدارج بالای اداری ، برای همکارانش پاپوش می سازد و شاهدان عینی خطاها و خیانت هایش را به شکل بیرحمانه ای به قتل می رساند و...
سریال گاه و بیگاه نیز به شیوه ای تاثیرگذار به واکاوی شخصیت های اصلی مجموعه می پردازد. نگاهی به گذشته شان می اندازد و مشکلات و مسائل روحی شان را مطرح می کند. مثلا روی الن مک متمرکز می شود که مادرش او را در کودکی رها کرده و اینک در بزرگسالی خیلی اتفاقی مادرش را در شرایطی می یابد که هر دو ترجیح می دهند دور از یکدیگر راه خودشان را بروند. یا پیتر چرچ که کودکی سخت و آزاردهنده ای داشته و پدری الکلی که دائما او را اذیت می کرده است.
با این حال ، پس از گذشت سالها به سراغ پدر پیر و بیمارش می رود و می کوشد به او کمک کند. و انجی پایپر مامور مخفی پلیسی که به یکی از خبرچین های پلیس علاقه مند می شود، به طوری که تصمیم می گیرد با او ازدواج کند!
ماموران مخفی پلیس از شیوه بصری جذابی برخوردار است. با صحنه هایی کوتاه ، اما دیدنی و تاثیرگذار و دربرگیرنده نماهایی روشن و شفاف و خوش رنگ. بی تردید آنچه به این تصاویر لطف و ارزش بیشتری می بخشد، موسیقی متن سریال است که فیلیپ جاد آن را ساخته است.
بویژه ملودی تیتراژ ابتدا و پایان سریال که مخاطب را با سریال همراه می کند.


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها