حفظ خاطره بچه های جنگ

مانند بیشتر هنرمندان ، فعالیتش را از دوران دبیرستان آغاز کرده است ، اما بعدها به واسطه مرحوم رسول ملاقلی پور وارد حوزه هنری شد و پا به عرصه سینما گذاشت.
کد خبر: ۱۳۱۵۶۷

از همان ابتدا سینمای دفاع مقدس جزو دغدغه هایش بوده و هست تا جایی که او را بیشتر به عنوان یک بازیگر ژانر دفاع مقدس می شناسند. اصغر نقی زاده سریال هایی را هم مانند خوش رکاب ، دوران سرکشی و سلام در پرونده هنری اش دارد. او سال گذشته نیز فیلم سنگ ، کاغذ، قیچی را در جشنواره فیلم فجر داشت. با او به بهانه حضورش در سریال «سلام» که از شبکه تهران در حال پخش است صحبت کردیم. اگر چه حرفهای زیادی هم درباره سینمای دفاع مقدس داشت.

کارتان را از حوزه هنری آغاز کردید. درست است؛
بله. سال 59 که حوزه هنری تاسیس شد به اتفاق مرحوم ملاقلی پور، حمید فردی و عده ای دیگر از دوستان در این حوزه شروع به فعالیت کردم. قبل از آن هم که در دبیرستان تئاتر کار می کردم.

ابتدا در حوزه هنری مشغول به چه نوع فعالیتی شدید؛
تئاتر کار می کردم ، اما بعد با فیلم توبه نصوح محسن مخملباف سینما را تجربه کردم ؛ البته نه به عنوان بازیگر بلکه پشت دوربین بودم و کارهای دیگری بجز بازیگری انجام می دادم. بعد که جنگ شد، سینما را رها کرده پس از اتمام آن دوباره شروع به فعالیت کردم.

پس زمان جنگ فعالیت خاصی نداشتید؛
خیر. به خاطر مسائل آن زمان امکانش وجود نداشت.

در حوزه هنری چه افراد دیگری حضور داشتند؛
همه آن افراد را به خاطر ندارم ، اما می توانم از کسانی مانند محسن مخملباف ، جعفر دهقان ، مجید مجیدی ، حسام الدین سراج و... نام ببرم.

به نظر شما از چه زمانی به ژانر دفاع مقدس نگاه جدی تر شد؛
به جرات می توانم بگویم که رسول ملاقلی پور بنیانگذار سینمای دفاع مقدس رئال در ایران بود. او با فیلمهای «بلمی به سوی ساحل» و «پرواز در شب» وارد سینما شد. به هر حال فکر می کنم با فیلمهای کارگردانانی چون ملاقلی پور، حاتمی کیا و افرادی مانند آنها ژانر دفاع مقدس در سینمای ما شکل تازه ای به خود گرفت.

تا به حال خودتان وسوسه نشده اید که در ژانر دفاع مقدس فیلمی بسازید؛
خیر، چون از روزی که وارد سینما شدم تنها بازی کردم و به نظرم کارگردانی یک کار تخصصی است و نمی شود به صرف تجربه سراغش رفت. اندازه من برای کارگردانی در حد ساخت یک فیلم 8 میلی متری است و نه بیشتر.

از نظر شما یک بازیگر دفاع مقدس باید چه ویژگی هایی داشته باشد؛
بزرگترین و مهمترین نکته از نظر من این است که بازی این نوع بازیگران باید آنقدر روان باشد که برای مخاطب باورپذیر باشد بدون هرگونه اغراق.

فکر می کنید فیلمهایی که در این زمینه در حال حاضر ساخته می شود تا چه حد برای مخاطبان ملموس و قابل باور است؛ آیا از نظر ساختار قوی هستند؛
اگر بخواهیم عین مسائلی را که در جنگ اتفاق افتاده اند بسازیم که خب مستند آن روایت فتح است ؛ اما ما با رسانه ای مثل سینما روبه رو هستیم.

بله قبول دارم ، اما آیا فیلمهای ما شبیه واقعیت ها است یا نه؛
تا حد زیادی بله. این واقعیت ها را می توانیم بخوبی در فیلمهای حاتمی کیا و درویش ببینیم. فیلم روبان قرمز حاتمی کیا یکی از فیلمهای موفق در این زمینه بود و به واقعیت های جنگ بسیار نزدیک شده بود.

به نظرتان در فیلمهای دفاع مقدس تا چه حد اغراق وجود دارد؛
خیلی کم ، مثلا در فیلمهای از کرخه تا راین ، شیدا، مهاجر، وصل نیکان و... هرگز اغراق وجود ندارد و هیچ کدام از کارگردان های موفق در این ژانر این گونه عمل نکرده اند.

حساسیت لازم است


از من می پرسند چرا آنقدر در فیلم های جنگی بازی کرده ام که اکنون در این ژانر دیگر اصغر نقی زاده را به عنوان یک بازیگر ژانر دفاع مقدس می شناسند؛ در پاسخ باید بگویم یکی از دلایلش به خاطر حضورم در فضای جنگ بود. این مساله خیلی به من کمک کرد، چون اگر بازیگری راجع به فضای فیلمی که قرار است در آن ایفای نقش کند، اطلاعاتی نداشته باشد باید تحقیق کند تا اطلاعاتی را که باید به دست بیاورد؛ ولی چون در جبهه حضور داشتم این جنس کار را خیلی خوب می شناسم و درک می کنم. بنابراین ترجیح می دهم در این حوزه فعالیت کنم.

ضمن این که من هنوز به بچه های جنگ خیلی مدیون هستم و به این زودی ها هم نمی توانم دینم را ادا کنم. اما بعضی از بازیگران و کارگردان های ما با وسواس به سمت ژانر دفاع مقدس می آیند و کمتر در این زمینه فعالیت می کنند. علت این حساسیت ، 2 دلیل می تواند داشته باشد. اول این که سینمای ما در این سالها بیشتر به سمت گیشه رفته است و به نوعی باید هزینه خودش را در بیاورد و بعد این که ما هنوز خیلی از مسائل جنگ را نمی توانیم بگوییم که نگفتن آنها دلایل مختلفی دارد. به هر حال سراغ این ژانر رفتن حساسیت زیادی می طلبد

آنها عین زندگی را در فیلمهایشان روایت کردند؛ البته یک وجه تبلیغاتی هم در این کار دیده می شود که خیلی کم است.

یکی از روان ترین و شیرین ترین نقشهای شما، نقشتان در فیلم گاهی به آسمان نگاه کن بود. از این نقش برایمان بگویید. چطور به آن رسیدید؛
وقتی کارگردان فیلمی خوب باشد، به طور قطع کار هم عمیق تر خواهد شد تا کارگردانی که یا دقت ندارد یا اندازه هنری بالایی ندارد؛ بنابراین کیفیت کار بازیگر هم برمی گردد به کیفیت کار کارگردان فیلم. وقتی فیلمنامه این فیلم را خواندم خیلی از این خوشم آمد. فرهاد توحیدی به خوبی آن را نوشته بود. آدمهایی مثل آن شهید که من در جبهه زیاد دیده بودم که با اخلاص می آمدند و با ایمان هم می جنگیدند. وقتی نقشم را خواندم خیلی زود آن را شناختم و توانستم ارائه کنم ؛ البته رضا کیانیان هم در این زمینه به من خیلی کمک کرد.

با توجه به این که بیشتر کارهایتان در سینمای دفاع مقدس بوده است چقدر تفاوت میان کارهایتان احساس می کنید؛
خیلی زیاد. اگر بازیگر با شناخت به سوی نقش حرکت کند خیلی بهتر است تا این که تنها بخواهد ادا در بیاورد. من از نزدیک با آدمهای جنگ زندگی کرده ام. درباره تفاوت در نقشهایم هم باید بگویم که خیلی از هم دورند مثلا تدارکاتچی خوش رکاب با استوار چراغی یا شهید گاهی به آسمان نگاه کن کاملا فرق دارد.

در کدام یک از فیلمهایتان ، خود اصغر تقی زاده را بازی کرده اید؛
در فیلم آژانس شیشه ای خودم بودم.

هنوز نقشی مانده که بخواهید آن را تجربه کنید؛
خیلی زیاد است. بازی در نقش فرمانده ای مثل شهید باکری و افرادی مانند او هنوز من را وسوسه می کند.

چقدر قصه در این زمینه وجود دارد که هنوز به آنها پرداخته نشده است؛
خیلی مسائل هنوز گفته نشده است. مثل مشکلات همسران شهدا؛ افرادی هستند که پس از گذشت 20 ، 25 سال دارند با خاطرات شوهرشان زندگی می کنند.

مسائل ناگفته جنگ بسیار است به طور مثال ما در زمینه همسران و مادران شهدا اثر تاثیرگذار کم داریم

به نظرم 50 درصد بار جنگ روی دوش خانمها بوده است ، مادرانی که بچه هایشان را تشویق می کردند به جبهه بروند که معلوم نبود برمی گردند یا نه.

خب فکر می کنید اگر این قصه ها روایت شود، مخاطب دارد؛
به طور قطع مخاطب خاص خودش را دارد.

منظورم مخاطب گسترده است ، نه خاص؛
اگر طوری ساخته شود که عامه پسند باشد چراکه نه ؛ مثلا سریال خوش رکاب یا آژانس شیشه ای در همین زمینه بود و از طرف مردم استقبال شد. چون عامه پسند بود.

فکر نمی کنید از زمانی که ژانر کمدی به نوعی با ژانر دفاع مقدس آمیخته شده است ، این نوع فیلمها با استقبال بیشتری روبه رو شده اند؛
شاید، اما طنز یکی از چاشنی های این نوع فیلمهاست. آژانس شیشه ای یا کیمیا طنز نبودند، اما موفق شدند. ملودرام ، طنز و... هر کدام می تواند یکی از چاشنی های این نوع فیلمها باشند.

از چه سالی فعالیتتان را در تلویزیون آغاز کردید؛
از سال 79 با بازی در سریال های دوران سرکشی ، تب ، خوش رکاب ، رقص پرواز (که هنوز پخش نشده است) وارد رسانه تلویزیون شدم.

چه شد که در سریال سلام حضور پیدا کردید؛
با کارگردان این مجموعه از قبل آشنا بودم و وقتی گروه را دیدم متوجه شدم همه آنها حرفه ای هستند و کارشان را بلدند. ضمن این که یک کار متفاوت پلیسی بود و همیشه دوست داشتم به نوعی دینم را به نیروی انتظامی ادا کنم ، چراکه افراد بسیار زحمتکشی هستند که امیدوارم موفق شده باشم.

شوخ طبعی که در شخصیت استوار چراغی وجود دارد بیشتر از دیگر شخصیت هاست. قبول دارید؛
بله ، چون شخصیت او به همین شکل در فیلمنامه هم طراحی شده بود و در جلسات دورخوانی ای هم که داشتیم خیلی زود توانستم به این شخصیت نزدیک شوم.

استوار چراغی خیلی جدی نیست. گاهی حتی با مجرمان هم شوخی می کند چرا؛
اتفاقا جذابیت شخصیت استوار چراغی در طنز بودنش است. او لودگی نمی کند بلکه یک فرد طعنه زن است و در عین حال سنتی. خانواده دوست است و خودش را به لحاظ سابقه کاری اش از دیگران بالاتر می داند.

به نظر شما سریال سلام ، یک سریال....
سلام مجموعه ای است که در قالب تلویزیون است. نه خیلی پیچیده و نه خیلی ساده و در عین حال یک کار کاملا متفاوت و جذاب.

از چه کارگردانی بیشتر آموخته اید؛
حاتمی کیا. ایشان استاد من هستند.

بزرگترین درسی که از او آموختید؛
یادآوری و زنده نگهداشتن یاد و خاطره بچه های جنگ.

زیباترین دیالوگی که تا به حال گفته اید؛
این دیالوگ را در فیلم از کرخه تا راین خطاب به علی دهکردی گفتم: می خواهم در رکابت باشم.

نمی خواهید ژانرهای دیگر را در سینما تجربه کنید؛
اگر پیشنهاد خوبی داشته باشم ، قبول خواهم کرد.

شما فیلم سنگ ، کاغذ، قیچی را هم در جشنواره فیلم در سال گذشته داشتید. از این فیلم بگویید.
به خاطر حجم کارهایم نتوانستم آن را در جشنواره ببینم ، بنابراین نمی توانم درباره آن حرفی بزنم.

آیا روزی خواهد رسید که با سینمای دفاع مقدس خداحافظی کنید؛
هرگز، حتی اگر دیگر برای این نوع کارها دعوتم نکنند من همیشه خودم را آماده باش نگه می دارم.

اگر بخواهید یک تصویر از روزهای جنگ روی یک بوم نقاشی کنید چه می کشید؛
تصویر یکی از دوستانم را که شهید شد. او در خدا حل شده بود.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها