وفاداری و حفظ قصه اصلی

تلویزیون در ادامه سیاست های گذشته خود امسال نیز به پخش آثار مراکز استانی از شبکه های سراسری دست زد که پخش بعضی از این آثار هم با توفیق همراه بود.
کد خبر: ۱۳۱۳۲۶

آثار مراکز شهرستانی موضوعی است که می توان درباره چیستی آن بارها و بارها مطلب نوشت. بهانه این گفتگو پخش مجموعه شهر آفتاب (زائرسرای ممتاز) از شبکه تهران است. حمید بهمنی ، کارگردان این مجموعه است. او کارش را در سال 58 در واحد عکس حزب جمهوری آغاز کرده و جز این در چند عملیات به عنوان عکاس و فیلمبردار حضور داشته است. وی تا کنون یک فیلم سینمایی ، 6 سریال و 25 کلیپ در پرونده هنری اش دارد.

در «شهر آفتاب» آدم بد وجود ندارد همه آدمها یا خوبند یا خاکستری. راستش می خواهم بگویم آدمهای مجموعه تو زیادی خوبند. فکر نمی کنی به این دلیل و برای ایجاد حداقل بار دراماتیک داستان ها کمی کم بنیه و ضعیف هستند؛
حق با شماست. به نظر من مشکل اساسی این کار برمی گردد به این که این مجموعه به صورت قسمتهای مجزا و داستان های تفکیکی طراحی شده یعنی برای هر قصه حداقل 45 تا 50 دقیقه و این زمان برای پردازش دراماتیک ماجرا و پردازش شخصیت ها کم است. یاسین عرب زاده تلاش کرده که شخصیت ها تا مرز خاکستری پیش بروند، راستش فضای قصه ها و نوع کار کرد آنها به گونه ای طراحی شده بود که داستان ها یادآور حال و روز مردم ما باشد و ما به این مساله رسیده بودیم که قصه ها را همان طوری که در جریان زندگی مردم است طرح کنیم و از ادا و اطوار دوری کنیم. ضمن این که می پذیرم داستان های جذاب معمولا دارای فراز و نشیب و شخصیت منفی است. اما قصه های عامه پسند معمولا در جریان دو سیال زندگی و خیلی عادی شکل می گیرد و داستان های ما هم از این قاعده مستثنا نیست.

بعضی شخصیت های داستان مجموعه مثل آقا جمال سرایدار بیشتر برای این هستند که نمک ماجراهای داستان باشند؛ اما با وجود این خیلی نمی توانند به کلیت داستان و حتی باورپذیری و جذب مخاطب کمک کنند. نظر خودتان در این باره چیست؛
نه! قبول ندارم ! می دانیم در شکل بندی یک داستان قرار نیست همه شخصیت ها در حد خیلی زیادی موثر واقع شوند، بلکه ممکن است حضور یک شخصیت کامل کننده شخصیت های دیگر باشد. بنابراین شخصیت سرایدار (جمال) با این که بار بیشتر طنزهای هر بخش را جلو می برد در قسمتهای بعدی مشاهده خواهید کرد که محور و عامل بسیاری از ماجراها و قصه ها می شود از این منظر به قول شما نمک ماجراها هم می شود که البته به خودی خود این مطلب بد نیست که یک نفر در فیلم نمک و طنز ماجرا باشد و به گمان من این یک حسن است. شخصیت جمال ما ضمن کارهای روزمره خودش و پردازش بیرونی و درونی شخصیت طی ماجرا رفتارها و کارهای بامزه ای انجام می دهد. مطمئن هستم با مشاهده قسمتهای دیگر قصه این حرف مرا تصدیق خواهید کرد. ضمن این که جمال سرایدار قصه های ما، جزیی از یک جامعه است و کارش هم خدمات ساده یک زائرسراست. باید بگویم به لحاظ قصه پردازی همین نمک هم در قصه نشسته و جای خود را بخوبی باز کرده است.

فکر نمی کنی بعضی مفاهیمی که تو به شکل داستان به آنها پرداخته ای ، تا حدودی رو و مستقیم است و باعث زدگی مخاطب از پیگیری ادامه ماجراها می شود؛
این ایراد شما ایرادی سلیقه ای است. شاید نظر دیگران با نظر شما متفاوت باشد. شاید بعضی داستان های این مجموعه از بار ساده و معمولی برخوردار باشد؛ اما آن چنان هم که شما می گویید نیست. بالاخره هر کاری ضعفی دارد که متوجه همه برنامه هاست ؛ اما سلیقه بنده و نگاهی که ، به سینما و تلویزیون دارم ، اساسا این گونه نیست داستان هایی که قرار است کار کنم سطحی و رو ومستقیم باشد. البته هنوز زود است قضاوت کنیم. تازه 2 قسمت ، مجموعه پخش شده و باید منتظر عکس العمل تماشاگران از همه ، اقشار باشیم. در واقع معتقدم فیدبک داستان ها و مخاطبان معمولا پس از پخش نیم یا یک سوم مجموعه معلوم می شود.

نگاه اخلاقی همراه با طنز مستتر در فرهنگ ما دلیل محکمی برای جذب مخاطب است

این را هم بگویم که همیشه فکر می کنم این آخرین کار من است ، پس سعی می کنم درست کار کنم.

در پاره ای از قسمتهای سریال ، بی دلیل تصویر زائرسرا یا خیابان زائرسرا لابه لای سکانس های مختلف دیده می شود. چرا از این تمهید استفاده کردید؛
همان طور که قبلا گفتم ، ما در تعداد لوکیشن ها محدود بودیم. بیش از 80 درصد داستان ها درون زائرسرا می گذشت. چاره ای نداشتیم که با این تمهید اشاره کنیم هنوز در زائرسرا هستیم. البته یک نوع ترجیح بند به لحاظ مضمون هم بود؛ چرا که بیننده ، از این طریق می داند که زائرسرا به عنوان محور اتفاقات قصه و ماجراهای متفاوت است و توجه می کند که اینجا اصل است و اگر احیانا لوکیشن جدیدی دید، بداند گره نهایی داستان در محل زائرسرا اتفاق می افتد.

به نظرم فیلمنامه در بعضی از قسمتها یک خطی و بعضا فاقد علت و معلول های همیشگی است. چرا روی این قسمتها بیشتر کار نکردید؛
البته من در مقام فیلمنامه نویس نیستم و اینجا جا دارد از یاسین عرب زاده سوال کرد. آنجایی که متنها به نظر شما یک خطی است ، فضای قصه می طلبید، بنابراین با توجه به شرایط تولید و فضای کار نوشته شده است و تا آنجا که به من مربوط می شده است در کار دخالت کرده و بعضی از مشکلات را حل کردم. البته یادمان باشد فیلمنامه در جای دیگر تایید می شد و جای دیگر تصمیم می گرفتند. بنده ایده ها و نظراتم را در حین ساخت لحاظ می کردم تا آنجا که می توانستم ، نه بیشتر از این.

به هر حال سریال محصول یک مرکز شهرستانی است. ساخت یک اثر تلویزیونی در این مراکز چه عیبها و محاسنی دارد؛
عیب و محاسن خاصی ندارد. اگر متن از قابلیت هنری خوبی برخوردار باشد، فرق نمی کند مال شهرستان باشد یا مرکز؛ اما آنچه مهم است این که متاسفانه هزینه و سرمایه گذاری روی تولیدات شهرستان ها به مراتب کمتر از سرمایه گذاری در مرکز است و همیشه تولید مراکز با استصنعاف خاصی روبه رو بوده اند و این اثر با توجه به این که همه عوامل و حتی لوکیشن اصلی هم از تهران انتخاب شد، با بودجه شهرستان تولید شد که همین مساله مشکلاتی برای بنده و تهیه کننده ایجاد کرد.

مگر این مجموعه در قم ساخته نشد؛
به دلیل مشکلات مالی مجبور شدیم یکی از هتلهای تهران راکه در میدان فردوسی بود، به مدت 2 ماه اجاره کنیم که باتلاش طراح صحنه به شکلی درآمد که در فیلم می بینیم.
بیش از 70 درصد کار در همین هتل استیجاری بود و مابقی در قم. البته اینجا از مدیر برنامه ریزی و دستیارم مجتبی اسدی پور تشکر می کنم که با یک برنامه ریزی دقیق توانستیم ضمن رعایت زمان ، حدود 3 ماه 26 قسمت را فیلمبرداری کنیم.

داود رشیدی را چگونه برای این کار انتخاب کردی و اصلا آیا او گزینه اول تو بود؛
البته قبل از ایشان به چند نفر دیگر هم فکر کرده بودم اما متاسفانه دوستان در پروژه های دیگر مشغول بودند وقتی که این نقش را به آقای رشیدی پیشنهاد دادم و بعد از تست گریم ، متوجه شدم که این نقش انگار مال خود ایشان است. که خب البته از این موضوع خیلی خوشحال شدم. از طرفی ، حضور ایشان موقعیت هنری کار را بالا برد.

به نظر شما چرا اکثر آثار دینی که دراین حوزه ساخته می شوند به نوعی شبیه هم هستند و مخاطب با دیدن چند دقیقه از آن پی به همه ماجرا می برد و اصلا به عنوان یک مخاطب آیا این موضوع در کار شما هم بود؛
من نمی دانم شما چگونه متوجه می شوید در صورتی که هنوز کل اثر را ندیده اید البته به عنوان یک منتقد این حق شماست که این گونه بگویید؛ اما اگر مضمون همه آثار دینی تبلیغ دین و ارائه و نشر دیدگاه موحدان باشد که اشکالی ندارد، خب این طبیعی است که همه آثار دینی یک نتیجه مثبت دارد و این خصوصیت یک کار دینی است ؛ ولی در هر اثر یا فیلم تولیدی نوع نگاه و زاویه طرح مسائل دینی فرق می کند.

جذابیت برای پیام های اخلاقی


این آرزوی هر کارگردانی است که بتواند موضوعی را به فیلم برگرداند که دارای پیامها و مفاهیم اخلاقی باشد. موقعی که تهیه کننده این کار را پیشنهاد کرد، پیش از آن که بخوانم احساس می کردم کاری سطحی و معمولی است . بنابراین زیاد رغبت نداشتم کار کنم. اما موقعی که یکی ، دو تا از قصه ها را خواندم ، متوجه شدم کار شیرین و قابل تاملی است. بویژه این که محیط اجرای کار در شهر مقدس قم بود و ما از طریق زائرسرا متوجه مشکلات مردم زائر و خواسته ها و نکات شیرین و تلخ زندگی آنها می شویم و دست آخر حضور معنوی ، خانم فاطمه معصومه (س) در لایه زیرین کار است که به کار قداست و نگاهی معنوی بخشیده است. در واقع پیش از این که طرح مرا به خود جلب کند، این حضور معنوی جذبم کرد. از طرفی این که ملت ما ملتی مذهبی ، با نگاهی فرهنگی و اصولا اخلاق گرا هستند که گرایش آنها به این مضامین ناخودآگاه زیاد است. حال اگر این نگاه اخلاقی توام با طنزی ساده و شیرینی خاصی مستتر در فرهنگ ما باشد، دلیل محکمتری برای جذب مخاطب است بعد که عملا درگیر کار شدم ، با حضور هنرمندان خوب و متعهد، احساس خوبی به من دست داد؛ چرا که هنرنمایی آنها در خدمت همان مفاهیم اخلاقی قرار گرفت. از آن طرف مدتها هم بود که خودم سریال بلند 26 قسمتی نساخته بودم و با وجود بیماری ای که داشتم ، احساس کردم که حضور در این کار برایم آزمون مهمی است که آیا با داشتن بیماری سخت امکان ساخت این مجموعه در توانم خواهد بود یا نه که بحمدلله عنایت حق تعالی شامل حال شد و توانستم این کار ارزشی را با همکاری دوستانم بسازم . خدا را شکر

به نظر من این مجموعه هم با وجود کاستی های که ممکن است داشته باشد تلاش دارد زاویه جدیدی در مورد باورها و تبلیغ مسائل دینی انجام دهد آن هم در یک فضای طنز و قابل باور که با زندگی و مسائل و مشکلات اجتماعی مردم آن هم در یک شهر مذهبی عجین است و این نوع شکل شاید تازگی داشته باشد. به هر حال مفاهیم دینی باید به گونه ای در وجه هنر به سمع و نظر مردم برسد که آن را پس نزند و خدای ناکرده باعث خدشه دار کردن مفاهیم ارزشی دینی نشود. مجموعه شهر آفتاب از پخش از شبکه سیمای قم با استقبال زیادی از سوی مردم روبه رو شد و این نشان از موقعیت و موفقیت مجموعه دارد بالطبع حتما منتقدانی نیز دارد که آن هم لازمه هر کار پرمخاطبی است ، البته بار دیگر بگویم طرح مفاهیم دینی در این مجموعه با رویکرد فضای طنز و توام با فضای جدی است که باید بازخورد آن را پس از پخش از شبکه 5 ببینیم.

در این مجموعه ، زاویه دیدهای تازه ای در نوع قاب بندی دوربین وجود داشت. آیا این موضوع به این علت است که خود شما پیشتر کلیپ ساز بودی و باید از حداقل زمان بیشترین استفاده را می کردی؛
در واقع باید بگویم ساختن فیلم مثل خمیر بازی یک کودک نیست که هر جور دلمان خواست آن را ورز دهیم. فیلمسازی یک بستر مناسب است که دیدگاه نویسنده و کارگردان که سفارش کار گرفته اند باید به شکل تصویر درآید. حالا هر چه این تصاویر در حداقل زمان تصویربرداری شود، مطلوب تر است ، یعنی شما نیمی از راه را درست رفته اید. باید بگویم انتخاب آقای معقولی به عنوان مدیر تصویربرداری به این دلیل بود که ایشان هم از نظر تسلط بر دوربین مهارت کافی داشتند و هم شناخت لازم از نور و قاب که با این سه موضوع ما کار را شروع کردیم و هر چه اثر به شکل زیبا و خوب می بیند در شکل تصویر کار همین انتخاب درست است ؛ البته بگویم تجربه من در ساخت کلیپ برای ارتقای این مجموعه بی اثر نبوده است ، چون معتقدم موقعی که این موهبت نصیبم شده چرا ذهن و نگاه تماشاچی را با زوایا و حرکات دوربین آشنا نکنم. موقعی که می بینم بعضی از همکارانم از عنصر تقطیع حرکت و میزانسن و حرکت دوربین استفاده نمی کنند حرصم می گیرد و غصه دار می شوم از این که چرا به راحتی شرایط استفاده هنری از ابزار فنی شامل نور، بازیگر، حرکت ، مونتاژ، موسیقی و... را از دست می دهند و البته این ایراد هم بر بعضی مسوولان سیما هم وارد است که چرا در کنار کارشناسی محتوایی و مالی ، کارشناسی فنی و کارگردانی و امور دیگر را به معنای ارتقای کیفیت کمتر انجام می دهند.

الان که مدتی از ساخت مجموعه گذشته است ، به نظر خودت شهر آفتاب چه نقاط ضعف و قوتی دارد؛
البته باید این سریال را در کنار مخاطب به نظاره بنشینیم و در کنار مخاطب متوجه ایرادها و نقاط قوت آن شویم. هنوز چیزی از آن پخش نشده ، اما همین بخش را که دیدم متوجه شدم در مرحله مونتاژ باید دقت بیشتری می کردم یا در طراحی میزانسن حرکت بازیگران جا داشت که بیشتر توجه کنم و بالاخره این که می توانستم با بهره گیری از رایانه بیشتر در کارم سود جویم. باید منتظر بمانم و صبر کنم تا ببینم تاثیر پس از پخش حداقل یک سوم ماجرا چه خواهد بود و اگر توفیقی بود آن گاه پاسخ شما را دقیق تر می دادم.

با همه این حرفها مجموعه ریتم خوبی دارد و می کوشد با مخاطبش صادق باشد. چرا پس از گذشت 2 سال از ساخت این مجموعه ، کار تازه ای انجام ندادی؛
خیلی ممنون از توجه و عنایت شما، باید بگویم چند کار دیگر به من پیشنهاد شد، اما به دلیل همان سختگیری ، به آن تن ندادم بویژه که 2 یا 3 مورد از شهرستان ها بود که نپذیرفتم. در حقیقت می گویم انرژی و پتانسیل من بیشتر از این چیزهاست. هنوز آن متن دلخواهم را به دست نیاورده ام ؛ هرچند تعدادی طرح خوب سریالی با مضامین هنری و فرهنگی و سیاسی ازجمله ماجرای هتک حرمت به پیامبر اعظم (ص) که موضوع خوب و قوی ای داشت را با کمک یکی از دوستان خوبم با انرژی زیادی طراحی کردیم ، اما متاسفانه با وجود تایید طرح و حتی تشویق ، هیچ یک از شبکه ها به تولید آن تن ندادند. به هر حال بنده علاقه ندارم به هر قیمتی هر کاری را انجام دهم . تلاش می کنم از موقعیت و طرح مناسب ، کار خوب و در خور توجه با بودجه خوب بسازم.


مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها