سفر به منطقه ممنوع!

«نردبان یعقوب» (1990)از آن دسته فیلمهایی است که به سختی می توان آن را در ژانر خاصی قرار داد.
کد خبر: ۱۳۰۳۷۶

حال و هوای درام و فانتزی فیلم آمیخته به تعلیق و ترس و دلهره است. قصه فیلم تلاش دارد تماشاچی خود را سرگرم و انتظاراتش را برآورده کند. با این حال بیننده فیلم قبل از تماشای آن باید بداند که قرار است به تماشای اثری بنشیند که کمی غیرمتعارف است. او باید خود را برای دیدن فیلمی غیر معمول آماده کند، وگرنه مدام برایش سوالاتی مطرح می شود که نتواند بلافاصله پاسخ آنها را بگیرد.
تجربه تماشای این فیلم مثل سفری به یک منطقه ممنوع است. قصه و فضای «نردبان یعقوب» سوررئال و غیرعادی است. پایان آن همراه با نکته های بی پاسخی است که خود بیننده باید جواب آنها را بدهد. با این حال ، حتی این پایان هم به دل تماشاچی می نشیند. ممکن است برخی از منتقدان این گونه اظهارنظر کنند که چنین پایانی تقلبی است و دارد بیننده خود را گول می زند. شاید آدریان لین کارگردان فیلم باید پایان بازتر و وسیع تری برای فیلم خود می گذاشت. این البته یک انتخاب شخصی است و طبیعی است که هر کسی می تواند دیدگاه خود را در این رابطه داشته باشد.
شروع فیلم با یک سکانس کوتاه است که در ویتنام اتفاق می افتد.یعقوب سینگر (با بازی تیم رابینز) و همراهانش ازدسته خود جدا افتاده و درحال استراحت هستند.
او و پل (پروت تیلور وینس)، فرانک (اریک 11ساله) و جورج (وینگ رامس) زمانی که مورد حمله قرار می گیرند بتدریج راه اشتباه را می روند. در بحبوحه نبرد و جنگ ،یعقوب باید یک تصمیم گیری اساسی کند. این صحنه به سکانس تازه ای گره می خورد که چند سال بعد رخ می دهد. حالا ژاکوپ زندگی و شغل خوبی دارد و قرار است با خزبل (الیزابت پیا) ازدواج کند. ولی بزودی کابوس های او شروع می شود، این کابوس ها و اتفاقات عجیب و غریبی که رخ می دهد، زندگی یعقوب را تحت تاثیر شدید خود قرار می دهد. برای مثال او از قطار در شرایطی پیاده می شود که تمام موجودات داخل ایستگاه شکلی غیرواقعی دارند.
یعقوب از خود می پرسد زندگی با خزبل واقعی است یا یک رویا؛ شاید (همان طور که صحنه های دیگر چنین به نظر می رسند) او یک زندگی دروغین دارد. وی در یک زندگی دیگر همسری به نام سارا (پاتریشیا کالمر) دارد و نسبت به او بشدت احساس مسوولیت می کند. دراین زندگی او یک پدر مسوول ، متعهد و مهربان است و سه فرزند دارد. اما نکند که واقعیت چیزی عمیق تر و تاریک تر از اینهاست ؛ فلاش بک های متعدد به صحنه نبرد و گذشته (و آن حمله مرگبار) و نتایج آن بخش مهمی از ماجراست ، یعقوب توسط یک هلیکوپتر نجات داده می شود و هنوز چندین راز وجود دارد که آشکار نشده است. تماشاچی همراه بایعقوب به دنبال آن است که این رازها را کشف کند.الهام بخش «نردبان یعقوب» قصه کوتاهی از آمبروس بیرس است که سال 1891منتشر شد. مضمون اصلی این قصه درباره این است که زندگی یک مرد قبل از فرا رسیدن زمان مرگش می تواند یک کابوس یا وهم باشد. قصه بیرس چندین بار به صورت سوژه اصلی چندین فیلم سینمایی و نمایش تلویزیونی درآمد. حتی یکی از اپیزودهای فیلم معروف علمی خیالی «منطقه ممنوع» در دهه 80هم با نگاهی به این قصه ساخته شد.
فیلم «بمان» هم از همین قصه استفاده کرده است . «نردبان یعقوب» با واقعیت به شیوه ای بازی می کند که صنعت سینما حداقل تا یک دهه بعد به سراغ این نوع بهره گیری از واقعیت ها نرفت. دیوید لینچ در فیلمهای اخیر خود به این شیوه واقعیت ها را به نمایش می گذارد. وقتی «نردبان یعقوب» را با فیلمهای لینچ همچون «جاده مدلهالند» مقایسه می کنیم می بینیم که این فیلم چقدر پیشرو است و جلوتر از زمان خود حرکت می کند.قصه فیلم اظهارنظرهای زیادی درباره مسائل مختلف می کند و برخی احتمالات را توضیح می دهد. آیا زندگی یعقوب با خزبل «واقعی» است یا این که وی از نظر روانی بیمار است؛ آیا او هیچ وقت همسرش را رها کرده است؛ آیا استفاده از مخدرات در ویتنام دید او نسبت به خیال و واقعیت را در هم ریخته است؛ آیا او حقیقتا حالت جن زدگی پیدا کرده و دور و برش را هیولاها و شیاطین احاطه کرده اند؛ یا این که تمام چیزهایی که فیلم نشان می دهد تصورات ذهنی یک آدم نیمه روانی است.
صحنه پایانی فیلم که از دیدگاه سوم شخص ارائه می شود قویا این طور اظهارنظر می کند که باید منتظر تفسیر نهایی باشیم. هر کسی می تواند در جستجوی نشانه هایی باشد تا به کمک آن یک پایان جایگزین داشته باشد. اما آدریان لین همراه با فیلمنامه نویس خود بروس جوئل روبین خیلی آشکار موضع خود را بیان می کنند.«نردبان یعقوب» فیلمی هوشمند و روشنفکرانه است و حتی برای کسانی که پایان آن را می دانند باز هم فیلمی تماشایی و جذاب است.
قصه فیلم حکم یک جدول معماگونه را دارد که به تدریج خانه های سفید آن پر می شود تا جواب اصلی از دل آن برآید. حل این جدول مرموز برای تماشاچی جذابیت زیادی به همراه خواهد داشت. این فیلم سینمایی امشب ساعت 20.35از برنامه «سینماماورائ» پخش می شود.


کیکاووس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها