مزه زندگی

سنت سریال های مناسبتی که پیش از این در دهه محرم و ماه رمضان به روالی متداول و پرمخاطب بدل شده بود، در نوروز امسال پررنگ تر از گذشته مطرح شد و حضور برجسته ای در میان برنامه های ویژه ایام عید یافت.
کد خبر: ۱۳۰۳۱۷

در میان برنامه های متعدد طنز و مسابقه و فیلم سینمایی که از شبکه های مختلف پخش شد، مجموعه «ترش و شیرین» اقبال بیشتری پیدا کرد. جدا از بازیگران نام آشنای عرصه طنز تلویزیونی در این مجموعه ، نام رضا عطاران به عنوان کارگردان با توجه به سابقه و محبوبیتی که در میان مردم با ساخت مجموعه طنزهای «خانه به دوش» و «متهم گریخت» کسب کرده بود در جذابیت و افزایش مخاطب ترش و شیرین تاثیر عمده ای داشت.
خود نام این مجموعه برای بسیاری از مخاطبان میانسال وجه نوستالژیک داشت و به نوعی یادآور برنامه «تلخ و شیرین» در دوران گذشته بود و اساسا خود عنوان داستان بازنمایی مفهومی طنز است ؛ یعنی تلخی و ترشی ای که در قالب فرمی شیرین و کمیک بیان می شود. این دوگانگی مفهومی در بسیاری از آثار کمدی جهان به چشم می خورد. از موش و گربه خودمان گرفته تا تام و جری و لورل و هاردی و گربه سگ و مورچه و مورچه خوار و...
رضا عطاران در سه گانه اخیر خویش نشان داده است که روانشناسی مخاطب عامه و ذائقه طنز ایرانی را بخوبی می شناسد و بر این اساس موقعیت کمیک داستانش را شکل می دهد. یکی از مولفه های طنز عطاران که در این مجموعه نمود بیشتری یافته است ، تضاد طبقاتی و تقابل فرهنگ طبقه فرودست و ثروتمند جامعه است. تفاوت رفتاری و فرهنگی این دو طیف اجتماعی بستر مناسبی برای خلق موقعیت های طنز است که اگرچه به المانی تکراری بدل شده ، اما عطاران توانسته بدرستی از آن بهره بگیرد و کار در دایره تکرار خسته کننده گرفتار نشود.
این مفاهیم حتی در موسیقی ابتدای سریال نیز مورد استفاده قرار می گیرد و با توجه به خاصیت همذات پنداری فیلم به همدلی و جلب مخاطب کمک می کند. در واقع مجموعه ترش و شیرین برپایه همین تفاوت طبقاتی و کنتراست های کمیکی که از تعامل این دو قشر نشات می گیرد بنا شده است. نصرت ، نماینده زنی از طبقه زحمتکش جامعه است که در فقدان شوهر مسوولیت زندگی فرزندانش را به دوش دارد و سعی می کند از طریق مسافرکشی و بعد ترشی فروشی به کسب روزی حلال برای خانواده اش بپردازد و در مقابل جهان ، مردی از طبقه مرفه جامعه است که با تمام امکانات و ثروتی که در اختیار دارد از نداشتن همصحبت و همسر رنج می برد. این قصه تراژیک اکثر فیلمهای ماست که محبت و عشق در میان طبقه غنی خالی است و در زندگی فقیرانه رونق اگر نیست صفا هست!
اما عطاران در این مجموعه تا حدودی این کلیشه طبقاتی را شکسته و آدمهای قصه اش را به واقعیت نزدیکتر کرده است. مثلا شما بین فرزندان و خانواده او همواره یک کشمکش و بگو و مگو می بینید یا در خانواده جهان همه بدجنس و خودخواه نیستند و مثلا دختر او بسیار مهربان و انسان دوست است. هرچند برخی معتقدند گرایش جهان به عنوان یک فرد بازاری و تاجر به نصرت ترشی فروش با آن فرهنگ پایین شهری تنها یک غلو سانتی مانتالی و هندی بازی است و طنز هم در بستر واقعیت باید شکل بگیرد اما باید به سابقه فرهنگی جهان نیز توجه داشت.
او متعلق به طبقه بورژوا نبوده و از صفر به اینجا رسیده است . حتی هنوز رگه هایی از رفتار و فرهنگ طبقه پایین جامعه در او به چشم می خورد. لذا نصرت را به عنوان زن زندگی و بساز می شناسد و کسی مثل او را مناسب همسر بودن می داند نه زنانی از طبقه خود که نمونه ای از آن را در عروسش دیده است. تضاد رفتاری میان بزرگترهای خانواده با اطرافیانشان در هر دو طرف جهان و نصرت در خلق طنز موقعیت خیلی موثر است. هر دوی آنها شخصیت جدی و عصبی و تندخویی دارند که در مقابل چهره خونسرد و بی خیال و کمیک پیرامونشان بستر یک موقعیت طنز را فراهم می آورد.
البته عطاران سعی می کند از طنز موقعیت نه به معنای رفتارشناسانه بلکه به مفهومی شی ء شناختی اش نیز بهره بگیرد. مثلا موقعیت طنزی که از ارتباط مجید و ناصر با لوله بخاری به وجود می آید یا استفاده کمیک از آیفون تصویری ، همچنین سرخوردن روی پله ها و...
نمونه هایی از این دست است. رضا عطاران در ترش و شیرین نه تنها فرم و صورت بلکه در مفاهیم اخلاقی و انسانی نیز از همین تضادها بهره می گیرد. طرح دوگانگی فقر و ثروت ، حرص و طمع و سخاوت و بی نیازی ، تعصب و تقلب ، صداقت و دروغ ، فداکاری و خودخواهی و بسیاری دیگر از این پارادوکس های اخلاقی در کاراکترهای قصه و اتفاقات انسانی که برای آنها ایجاد می شود به چشم می خورد که ضمن بیان طنز گونه این تعاملات ، پرده از زشتی آنها بر می دارد و ترشی آنها در ضمن روایتی شیرین بر ملا می شود. طرح اخلاقی داستان نیز ساخته همین تضادهاست.
طرحی هرچند تکراری که با به تصویر کشیدن جذابیت زندگی مدرن بر تهی بودن آن از ارزشهای انسانی صحه می گذارد و در نهایت به نفع زیست اخلاقی سنتی حکم می دهد. شخصیت های اصلی داستان غیر از حمید لولایی و رضا شفیعی جم که تاحدودی کاراکتر متفاوتی نسبت به گذشته ارائه می دهند همان تیپ های قبلی است. شخصیت ناصر اما در این میان بیشتر مورد توجه قرار می گیرد؛ فردی بیکار و آویزان که نه تنها به فرصت طلبی مشغول است و برای رهایی از بن بست هایی که به خاطر رفتارهای دوگانه و دورویی اش به وجود می آید ناچار دست به برخی رفتارها یا دروغگویی هایی می زند که با بازی خونسرد عطاران و گریمی که از او در این مجموعه می بینیم به دل می نشیند. در برابر چهره سربار و علاف او، شخصیتی مثل عروس جهان را می بینیم که زنی شیاد و منفعت طلب است و بر عکس ناصر که برای مخاطب چهره ای دوست داشتنی است ، نمادی از ریاکاری و رند بازی در طبقه بالای جامعه است.
در مجموعه ترش و شیرین در کنار طنز موقعیت از طنز کلامی بویژه در تیپ سازی های کمیک استفاده می شود. پدر جهان بارزترین نمونه این تیپ است که از این عنصر بهره بیشتری برده است. هرچند صدای تکرار از همین ساختار نیز تاحدودی به گوش رسید و عطاران باید از تجربه تلخ تکرار هم قطارانش در گذشته غافل نماند.


سیدرضا صائمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها