که در آنها زندگی فلاکت بار سربازان و مردم عادی که در اردوگاه های آلمانی ها اسیر بودند به تصویر کشیده می شد ، این فیلمها هنوز هم طرفداران بسیار دارد ، فیلمهایی چون «فراربه سوی آزادی» ، «پل رودخانه کوای» ، «فراربزرگ» و...اما واقعیت این است که در زمان جنگ ایران و عراق که فیلمسازی دفاع مقدس شکل گرفت و حتی بعد از آن در زمینه فیلمسازی و سریال سازی درباره اسیران در کشور ما کار چندانی صورت نگرفت. فقط در این سالها می توان به چند کار انگشت شمار اشاره کرد. در نیمه اول دهه 70عبدالله باکیده سریال «نبردی دیگر» را با موضوع اسیران در بند عراق برای شبکه یک ساخت و در سینما هم سعید سهیلی با ساخت فیلم «مردی شبیه باران» گوشه هایی از سختی هایی را که اسیران ایرانی تحمل می کردند را بازسازی کرد. شاید در این میان چند اثر محدود دیگر هم تولید شده باشد که این میزان نمی تواند منعکس کننده سالها رنجی باشد که اسیران تحمل کرده اند.
نوروز امسال از شبکه 2سیما سریال انیمیشنی پخش شد که «هشت سین» نام داشت و فیلمنامه آن براساس خاطرات چند تن از آزادگان نوشته شده بود، آزادگانی که در تولید آن هم مشارکت داشتند. «هشت سین» با نگاهی طنزآمیز روزهایی را به تصویر کشیده بود که اسیران ایرانی مجبور بودند در اردوگاه های پر از خفقان ،شکنجه و پر از حماقت عراقی ها زندگی کنند و منتظرگذشت زمان باشند. در«هشت سین» این مشقتها به صورت طنز بیان شده بود تا با ایجاد لحظاتی مفرح برای بینندگان تلویزیون ، خاطرات آزادگان را هم ورقی بزند و آنها را به یاد مردم بیاورد و البته یادآور شود که هنوز هم برای ساخت آثار ماندگار از زندگی اسیران دیر نیست و برنامه سازان تلویزیون و کارگردان های سینما می توانند از خاطرات تلخ و شیرین اسیران فیلمها و سریال های ماندگاری بسازند تا تاریخ تصویری جنگ ایران و عراق در آینده با کاستی روبه رو نشود.
هشت سین کاری انیمیشن بود که در ساخت آن افراد خوش ذوق همکاری کرده بودند، فضاسازی و رنگ آمیزی کار مناسب بود و در نوع ساختار آن هرچند ضعفهای تکنیکی دیده می شد، اما بیننده مشتاق پیگیری قصه آن بود.
رابطه سواد عمومی با مسابقه
شبکه های مختلف تلویزیون برای ایام نوروز مسابقاتی را طراحی و تولید کرده بودند، مسابقاتی که می توانست در زمانهایی که شبکه ها، برنامه های نمایشی نداشتند اوقات پرهیجانی را برای بینندگان مهیا کند. وقتی چند نفر با سطح معلومات و سواد متفاوت با یکدیگر وارد رقابت می شوند و دانسته های خود را برای برنده شدن عرضه می کنند، این رقابت دیدنی می شود و بعد از گذشت زمان اندکی هرکدام از شرکت کنندکان صاحب طرفدارانی می شوند، طرفدارانی که عموما بینندگان یک مسابقه تلویزیونی هستند که در خانه خود نشسته اند و فرد یا افراد موردنظر خود را تشویق می کنند بدون این که شرکت کنندگان متوجه این تشویق شوند و این باعث ایجاد هیجان در مخاطب می شود و مسابقه پرطرفدار می شود. البته در کنار شرکت کنندگان استفاده از یک مجری مجرب نیز می تواند در موفقیت یک مسابقه نقش بسیار موثری داشته باشد.
همان گونه که حضور زنده یاد منوچهر نوذری در «مسابقه هفته» توانست این مسابقه را برای سالها روی آنتن نگه دارد. بنابراین در یک مسابقه تلویزیونی که اساس آن بیشتر بر اطلاعات شرکت کنندگان پایه گذاری شده است ، شرکت کننده و مجری کامل کننده یکدیگر هستند که در این میان باید سهم طراحی صحنه را هم درنظر گرفت.
طراحان مسابقات تلویزیونی نوروزی تلاش کرده بودند از مجریان توانمند استفاده کنند مجریانی چون علیرضا خمسه ، داریوش کاردان ، شهریاری ، فلامک جنیدی و... اما واقعیت این است که شخص کمیکی چون «خمسه» زمانی می تواند فضای یک مسابقه را بانشاط کند که شرکت کنندگان هم به او کمک کنند و فعال تر و با انرژی بیشتری در مسابقه حضور یابند. اما زمانی که شرکت کنندگان بسیار رسمی و باسوادند که در استودیوی ضبط حاضر می شوند مسلما مجری به تنهایی نمی تواند تمام جذابیت ها را خلق کند. این یک اصل مسلم است که در چنین برنامه هایی سطح سواد شرکت کنندگان باید از سطح اطلاعات اکثر بینندگانی که مسابقه را پیگیری می کنند، بیشتر باشد. اما به طور مثال در مسابقه ای چون «پلکان» اغلب شرکت کنندگان حتی اطلاعات عمومی کافی هم نداشتند و قادر به پاسخگویی به سوالات ساده هم نبودند. در چنین مواقعی مخاطب اعتماد خود را نسبت به مسابقه از دست داده و دیگر تمایلی به پیگیری آن ندارد. شاید بهتر باشد سازندگان مسابقات تلویزیونی با حساسیت بیشتری شرکت کنندگان را انتخاب کنند و با پیش بینی نوع مخاطب ، سوالات خود را تخصصی تر مطرح کنند. مسلما زمانی که کل مردم از پیر و جوان گرفته تا زن و مرد به عنوان مخاطب مسابقه در نظر گرفته می شوند ، کلیت مسابقه و سطح آن هم مغشوش می شود.
«فیتیله ها» و «مبارک» گل کاشتند
برنامه «فیتیله ، جمعه تعطیله» مدتهاست که از شبکه 2سیما پخش می شود در بین کودکان و بزرگسالان طرفداران زیادی دارد. این برنامه در نوروز امسال با یک برنامه ریزی مناسب توانست مخاطبان خود را راضی نگه دارد، در کنار اشعار شاد و موزیکال ، حضور بزرگسالان ، پدربزرگ ها، پلیس ها و... درکنار کودکان توانست فضای «فیتیله جمعه تعطیله» را صمیمی ترکند و به تعداد مخاطبان آن بیفزاید.
برنامه کودکان و نوجوانان شبکه یک هم هرچند ساختار و مجریان خود را در نوروز حفظ کرد اما با نوشتن پلاتوهای مناسب توانست حال و هوای خود را کاملا بهاری کند. حضور عروسک «مبارک» در کنار مجری که نقش پدربزرگ را ایفا می کرد توانست فضای این برنامه را گرمترکند. عموپورنگ و امیرمحمد هم که تبدیل به زوجی موفق در عرصه اجرای برنامه کودک شده اند با در اختیار داشتن متنهای مناسب تبدیل به اعضای خانواده ها شدند و آنچه را که لازم بود در این روزها به کودکان بیاموزند، آموختند. البته این نکته را باز هم می توان درباره برنامه های کودکان و نوجوانان یادآور شد که پلاتوها و مجریان موفق تر از کارتون ها و فیلمها بودند و باز هم جای برنامه های مناسب سن «نوجوانان» کاملا خالی بود.