«سفربه خیر» با70 بازیگر در راه همدان

هنوز مدت زیادی از زمان پخش «باران بهاری» نمی گذرد که کارگردان آن پشت دوربین یک سریال تازه ایستاده است.
کد خبر: ۱۲۶۷۱۸

سریال تازه مسعود رشیدی «سفر بخیر» نام دارد که کار نویسندگی آن را سیدعلی اکبر محلوجیان به عهده داشته است. همان نویسنده ای که سریال «زیر تیغ» او را این شبها از شبکه یک سیما می بینیم. وقتی در سراشیبی کوچه ای در «کن» به راه می افتم ، یک بار دیگر نشانی را کنترل می کنم. دیوارهای فرسوده کاهگلی همراه درختان تنومندی که در اطراف کوچه قرار دارند چیزهایی است که چهره این منطقه از شهر را کاملا متمایز کرده است. پایین تر در ورودی بزرگی به چشم می آید که با کمی دقت معلوم می شود محل لوکیشن است. داخل که می شوم ، پویا امینی ، مهدی امینی خواه ، کاوه سماک باشی و یک بازیگر جدید به نام محمدرضا رهبر در حال تمرین یک سکانس از این سریال هستند.

افشین زمانی ، تهیه کننده سریال به من می گوید که صبح فرامرز صدیقی و کتایون امیرابراهیمی بازی داشته اند. مسعود رشیدی در حالی که پالتوی سیاهی به تن دارد ، در حال صحبت و راهنمایی بازیگرانش است. علی محمدزاده دوربینش را روی تراولینگی گذاشته و قرار است با حرکت بازیگران و دیالوگ گفتن جایش را عوض کند. به گفته افشین زمانی ، نگارش فیلمنامه سریال سفر بخیر چیزی حدود 7 ماه زمان برده است. وی در ادامه می گوید: وقتی تصویربرداری سریال را شروع کردیم ، 13 قسمت سریال نوشته شده بود. ما مشکل زمانی داشتیم ، بنابراین مجبور بودیم تصویربرداری را با فیلمنامه موجود شروع کنیم. ما 13 قسمت را آماده تصویربرداری و از 16 آذر کار را در همدان آغاز کردیم و حدود یک هفته هم در آن شهر کار کردیم ؛ اما به خاطر مشکلات آب و هوا نتوانستیم سکانس های خارجی را بگیریم.
بنابراین برای این که فرصت را از دست ندهیم ، به تهران آمدیم و تلاش کردیم صحنه های داخلی را در تهران بگیریم. اگرچه پس از پایان کار تصویربرداری در تهران گروه برای ادامه تصویربرداری مجددا راهی همدان خواهد شد.
زمانی «سفر بخیر» را کاری سخت و سنگین می داند و در توضیح بیشتر این موضوع چنین می گوید: سریال سفر بخیر کاری پرلوکیشن و پربازیگر است. چیزی حدود 70 بازیگر در آن بازی می کنند و بیش از 120 لوکیشن هم در این اثر وجود دارد. تدوین این سریال مدتی است آغاز شده و کار تصویربرداری آن هم تا عید نوروز به طول خواهد انجامید.
وی «سفر بخیر» را در مقایسه با سریال پیشین یعنی «باران بهاری» چند پله بالاتر ارزیابی می کند و می گوید: این کار از نظر فیلمنامه و نیز عوامل جلو و پشت صحنه در مقایسه با سریال باران بهاری خیلی بهتر است. از آن گذشته پشتیبانی مرکز سیمای همدان از این کار خوب و شایسته و حتی بیش از توان آنها بود. وقتی از این تهیه کننده می پرسم که اصلا چه لزومی داشت در این اثر این همه بازیگر حرفه ای حضور داشته باشند ، می گوید: راستش نظر مدیران مرکز همدان این بود که ما از بازیگران حرفه ای استفاده کنیم و البته از این قضیه هم خیلی خوب حمایت کردند از آن گذشته وقتی کاری از شبکه های استانی به شبکه های سراسری عرضه می شود ، حضور بازیگران حرفه ای و شناخته شده خیلی روی این نکته تاثیرگذار است تا کنداکتور خوبی برای پخش به آن بدهند.
وقتی حامد وحید ، دستیار دوم و یکی از بازیگران اصلی این کار سکوت می دهد ، معلوم می شود که قرار است کار تصویربرداری آغاز شود. سکانسی که قرار است تصویربرداری شود ، روز بعد از عروسی است. حالا فرصتی پیش آمده تا جوانان با طرز فکر و موقعیت و توانایی یکدیگر بیشتر آشنا شوند.
امینی (علی) ، سماک باشی (روزبه) ، امینی خواه (ناصر) و رهبری (جواد) بازیگران این سکانس هستند.
جواد: بچه ها ، ازدواج هم بد چیزی نیست ها!
روزبه: چشم بسته غیب می گی. ولی چه فایده. دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
جواد: به قول قدیمی ها دست آقا مرتضی روی سر ما!
روزبه: (به سر جواد می زند) حالا فرض کن این دست آقا مرتضی است.
جواد: دست خرگوش کوتاه.
علی: هر کاری مقدماتی می خواد. وقتی آدم می خواد با کسی دوست بشه ، اول به هم تعارف تیکه پاره می کنن ، بعد صمیمی می شن و می زنن تو سر وکله هم. وقتی می خواد دعوا کنه ، اول به هم چارتا فحش رد و بدل می کنن ، بعد دست به یقه می شن. ازدواج هم همین طوره. مقدمات داره. اولین قدمش هم یه کار درست و حسابی یه.
جواد: کار باشه ، درست و حسابی هم نبود ، نبود.
ناصر: عیب ما اینه که منظورمون از کار استخدام توی یه اداره و نشستن پشت یه میز و جدول کلمات متقاطع حل کردنه. وگرنه هزار تا کار هست که می شه باهاش یه لقمه نون درآورد.
روزبه: مثلا چی؛ دستفروشی؛
ناصر: چه عیبی داره؛ کار عار نیست.
روزبه: عیبش اینه که لیسانسو باید بذارم در کوزه.
ناصر: مگه حالا نذاشتی؛ از لیسانس استفاه شخصی هم می شه کرد.
روزبه: مثلا؛
ناصر: مطالعه کردن. کتاب خوندن. نمی دونی چه لذتی داره.
علی: معلومه تو خیلی کتاب خوندی.
ناصر: موقعی که یه جنازه رو می ذاشتم تو کوره که بسوزه ، کلی وقت می برد تا بکلی خاکستر بشه. تو این فاصله ها من کتاب می خوندم.
جواد: چندشت نمی شد از اون کار؛
ناصر: اولش چرا. ولی عادت می کنی. آدمیزاد به همه چیز عادت می کنه.
کاوه سماک باشی بازیگری است که او را پیشتر در آثار تلویزیونی دیده بودیم. سماک باشی درباره نقش روزبه می گوید: روزبه شخصیتی است که زندگی پر افت و خیزی دارد و اصولا آدم جالبی است و این نقش جای کار بسیار خوبی در مقایسه با دیگر نقشهایی که بازی کرده ام دارد و البته در مقایسه با نقشهای دیگری که بازی کرده ام ، از لحاظ کاراکتر کاملا متفاوت است.

تصاویری با حال و هوای همدان


وقتی گروه جای دوربین را تغییر می دهند ، فرصت خوبی است تا با علی محمدزاده ، تصویربردار این کار صحبت کنم. محمدزاده می گوید: سریال سفر بخیر تجربه ای متفاوت تر از کارهای دیگرم است ، چه از نظر تعداد لوکیشن و چه از نظر تعداد بازیگر. فکر نمی کنم هیچ سریالی این همه تعداد لوکیشن و این همه بازیگر داشته باشد. بنابراین به اقتضای طبیعت هر کدام از بازیگران و شخصیت هایی که در قصه هستند ، باید برایشان مکانی برای زندگی و کار در نظر می گرفتیم که مجموعه آنها لوکیشن هایی می شود که ما در آن کار می کنیم. سعی کردیم طوری نورپردازی کنیم که در مجموع یکدستی کار را احاطه کنیم ضمن این که تلاش کردیم حال و هوای همدان را در همه تصاویر به مخاطب منتقل کنیم

روزبه پسری شوخ طبع و بذله گوست که البته روحیه بسیار حساسی هم دارد و همین روحیه حساس او باعث می شود به کارهایی دست بزند که برای مخاطب هم باورپذیر است.
سماک باشی درباره علت حضورش در این طرح می گوید: سریال سفر بخیر فیلمنامه خیلی خوبی داشت و البته نقش متفاوتی هم به من واگذار شده بود. خیلی وقت بود می خواستم با مسعود رشیدی کار مشترکی داشته باشیم ؛ اما هر بار به دلیل این که من در طرح دیگری مشغول بودم میسر نشد.
مهدی امینی خواه هم بازیگر دیگری است که در این سکانس بازی دارد. او درباره نقش ناصر می گوید: ناصر آدمی است که سالها در ژاپن زندگی کرده و حالا به ایران برگشته است. سرمایه اش از سوی یکی از نزدیکانش سرقت شده و این دلیلی می شود که برای بازپس گرفتن سرمایه اش پا پیش بگذارد. مساله ای که او را با آدمهای دیگر داستان آشنا می کند. بچه های محل می کوشند از تجربه او در زندگی و کار استفاده کنند.
پویا امینی هم ایفاگر نقش علی است. وقتی از او درباره نقش می پرسم ، می گوید: فکر نمی کنم صحبت کردن درباره نقش چیز درستی باشد چون ما به عنوان بازیگر باید جلوی دوربین کارمان را انجام دهیم نه این که راجع به نقش حرف بزنیم.
البته امینی درباره نقش خیلی زود حرف می زند: نقشی که من بازی می کنم ، یک جوان بیکار همدانی است که می کوشد مشکلاتش را حل کند. این نقش با دیگر نقشهایی که بازی کرده ام ، خیلی فرق می کند. نقش علی حال و هوای جدیدی دارد.
قاسم صالحی ، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان است. وقتی از او می پرسم چرا با یک فیلمنامه ناقص کار تصویربرداری را آغاز کرده ، می گوید: معمولا برنامه ریز زمانی کارش را شروع می کند که فیلمنامه به طور کامل در دستش باشد. در واقع فیلمنامه اصلی ترین مواد یک برنامه ریز است و اگر آن را از برنامه ریزی بگیرید ، عملا هیچ برنامه ای را نمی شود انجام داد. آن هم به دلیل چند عامل مهم: یک زمان لوکیشن ها ، زمان بازیگرها ، تعداد بازیگران ، تعداد لوکیشن ها و برآورد کلی زمان تصویربرداری. اینها فاکتورهای اصلی برنامه ریزی است که شما وقتی فیلمنامه را از آن بگیری ، عملا دچار نقصان می شود.
صالحی در ادامه می افزاید: راستش تا پیش تولید کار حدود 13 قسمت کار آماده بود. من بشدت مخالف آغاز تصویربرداری بودم ؛ ولی تهیه کننده و کارگردان حق داشتند به دلیل این که ما زمانی نداشتیم خودتان می دانید نیمه دوم سال ، فصل پرکاری بازیگران است. به همین دلیل ، ما باید بسرعت کار را شروع می کردیم تا فصل را از دست ندهیم. فصل بارش نزدیک بود و راکوردهای لباس ما به هم می ریخت. ناچار بودیم کار را با 13 قسمت آغاز کنیم.
حالا فرصتی دست داده تا با مسعود رشیدی صحبت کنم. رشیدی درباره سفر بخیر می گوید: اول از همه این که نام سریال تغییر خواهد کرد. کار برای سیمای مرکز همدان است ؛ ولی به نیت پخش از شبکه های سراسری آماده می شود تا به حال 40 درصد کار تصویربرداری شده است. در مجموع باید بگویم کار بسیار شلوغی است. پر بازیگر و پر لوکیشن. از جمله کارهای سختی است که تا حالا انجام داده ام. فیلمنامه مثل دیگر نوشته های نویسنده اش شلوغ است. داستان سریال درباره چند جوان است که درگیر مسائل مختلف اجتماعی هستند برای هر کدام از این جوانان ماجراهای مجزایی اتفاق می افتد. ضمن این که در همه قسمتها این افراد حضور دارند ؛ اما در بعضی قسمتها حضورشان پررنگ تر می شود. فضای سریال سفر بخیر یک فضای سنتی است. یک زورخانه مرکزیت سریال است.
در این سریال فرامرز صدیقی در نقش حاج نصرت ظاهر شده که صاحب زورخانه است. ایرج نوذری بازیگر نقش محمد است که یک نانواست که در زورخانه هم رفت و آمد دارد. سیامک اطلسی ، ایفاگر نقش حشمت یک زندانی سابقه دار است که حالا مجالی برای دیده شدن پیدا کرده است. امیر غفارمنش ، مارال فرجاد ، سمیرا سیاح ، مهدی فقیه ، ناصر گیتی جاه ، کتایون امیرابراهیمی ، شهاب تیموریان ، مریم بلالی مقدم ، کاظم افرندنیا ، فرانک سعیدی ، مجید علم بیگی ، مجید سعیدی ، محمود بنفشه خواه ، زهره صفوی ، میلاد مولایی و... بازیگران دیگری هستند که در این طرح نقش آفرینی خواهند کرد.
نزدیک غروب است با وجود آن که «آرک» را هم روشن می کنند ؛ اما یکدستی و راکورد نوری پلان قبل از بین می رود. بنابراین ادامه کار به فردا موکول می شود. حامد وحید از همه عوامل می خواهد فردا راس ساعت در لوکیشن آماده باشند.
در تهیه این سریال امیر آشنا (مدیرتولید) ، بابک شعاعی (طراح گریم) ، رضا کنشلو (صدابردار) ، محمد محمدی (طراح صحنه) ، نیلوفر سجادی (طراح لباس) ، غزل رشیدی (منشی صحنه) و سارا اردبیلی (عکاس) همکاری می کنند.
وقتی اتومبیل از حیاط خانه بیرون می آید، دیگر شب شده است.


مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها