فعالیت و راه اندازی سیمای استان ها در تمامی مراکز صداوسیما را باید نقطه عطفی در راستای حاکمیت ترویج فرهنگ اسلامی و ملی با احترام و پاسداشت باورها و اعتقادهای محلی و بومی اقوام گوناگون و پاره فرهنگ مختلف کشورمان دانست.
کد خبر: ۱۲۶۷۱۷
نگاهی اجمالی به تولیدات مراکز استان ها ، از منظر چگونگی توفیق در تحقق اهدافی که برایشان تعریف شده نشان دهنده آن است که در این خصوص از وضعیتی مشابه برخوردارند. اگر از برنامه های تامینی که در همه مراکز پخش می شوند بگذریم به سطحی دیگر از تولیدات برمی خوریم که همسویی بسیاری به هم دارند. نظیر برنامه های کودکان مثلا قاصدک از مرکز کرمان یا قطار بچه ها از مرکز یزد ، کودکانه از مرکز شیراز یا کودک از مرکز اصفهان همچنین سیمای خانواده مراکز سمنان و گلستان یا برنامه هایی که به موضوعاتی نظیر اخلاق و دین یا بعضی موضوع های اجتماعی مانند اعتیاد و حقوق می پردازند. تامل در این تولیدات نمایانگر یکسانی ، کلی بودن و ریشه نداشتن موضوع ، محتوا ، پیام ، گویش و طراحی صحنه و لباس در فرهنگ بومی و نیازهای مردم منطقه است. حوزه دیگری از ساخته های مراکز شناسایی جغرافیا، فرهنگ ، توانمندی ها (اقتصادی ، علمی ، هنری و...) و مسائل و مشکلات گوناگون مردم منطقه را در بر می گیرد. نظیر آب مایه حیات است و گلگشت روستا از مرکز یزد ، گذر و نظر و روجا از مرکز مازندران ، مجله علمی ، کشاورزی و توسعه ، در گلستانه از مرکز گلستان. پرواضح است از میان سطوح مختلف برنامه هایی که از آنتن شبکه های استانی پخش می شوند ، آنچه بیش از همه زمینه های ارتباطی عمیق و دلنشین را با مخاطب فراهم کرده ، اهداف سازمان صداوسیما را از راه اندازی سیمای استانی تامین می کند تولیداتی است که به شکلی به بیان مسائل گوناگون محیط پیرامونی خویش می پردازند.نتایج یکی از نظرسنجی هایی که در ارتباط با برنامه های صداوسیمای مرکز گیلان انجام گرفته ، گویای نکاتی است که از نگاه این نوشتار می تواند به گونه ای برای دیگر مراکز نیز الگو و الهام بخش باشد. از آنجا که جمع بندی نهایی این نظرسنجی بینندگان تلویزیونی یعنی شبکه باران با بخش رادیویی آن مشابه است دیدگاه های تماشاگران این شبکه را مورد پردازش قرار می دهیم. این پژوهش مخاطب پژوهانه که به روش پیمایشی از تماشاگران شبکه باران صورت گرفته ، نشان می دهد که شبکه یاد شده دارای 88.2 درصد بیننده بوده ، در این میان مهمترین علت توجه به برنامه های آن پرداختن به مسائل بومی ، محلی و زبانی است. پاسخگویان بیشتر مایلند درخصوص مسائل اجتماعی برنامه تهیه شود و مسائل سیاسی کمترین توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده است ، در حالی که بیشتر پاسخگویان بر این باورند که برنامه های اجتماعی تا حدودی توانسته است ، انتظاراتشان را برآورده کند و برنامه های فرهنگی و سیاسی در این ارتباط در مراحل بعدی قرار دارند. آنان همچنین مهمترین مسائل و مشکلات قابل طرح در برنامه های شبکه باران را به ترتیب مسائل اجتماعی و اقتصادی می دانند که در این میان برای موضوع های اجتماعی تهیه برنامه درخصوص مسائلی همچون اشتغال ، بیکاری و اوقات فراغت و برای موضوع های اقتصادی ضبط و پخش برنامه در خصوص تورم و گرانی و مشکلات مربوط به مسکن مورد انتظار عده کثیری از آنهاست. برای موضوع های فرهنگی هم تهیه برنامه های تلویزیونی ، در زمینه فرهنگ و آداب و رسوم گیلان و برای موضوع های سیاسی توجه به مسائل داخلی و بحث انتخابات از جانب عده بیشتری از پاسخگویان پیشنهاد شده است. عمده ترین مشکل استان از دیدگاه مخاطبان ، بیکاری و پس از آن گرانی و تورم است ، در حالی که بی بندوباری اخلاقی و اعتیاد از جانب تعداد اندکی از پاسخگویان به عنوان مهمترین مشکل بیان شده است. بیشتر پاسخگویان ، اهمیت صدا و سیمای مرکز گیلان را در انعکاس مشکلات در حد زیاد یا تاحدودی ارزیابی کردند و بر این باورند که صدا و سیما برای رفع این مشکلات می تواند نقش و کارکرد موثری داشته باشد. نظرسنجی ارائه شده با نمایاندن علایق و نیازهای مخاطبان و مردمان منطقه سرسبز گیلان درباره موضوع های برنامه سازی تلویزیونی ، زمینه را برای مرحله بعد که پژوهش است آماده می کند ؛ مثلا با روشن شدن این نکته که بیکاری ، گرانی و مسکن مهمترین مشکلات مردم این خطه هستند ، چارچوب و مسیر تحقیقات هم آشکارتر خواهد شد. این پژوهش اگر به صورت عمیق ، کاربردی ، بومی و با در نظر گرفتن قابلیت های رسانه انجام پذیرد ، پشتوانه مستحکمی برای برنامه سازان بوده ، خواهد توانست در تعمیق آگاهی های مخاطب و ارتباط عمیق تری با تولیدات مرکز موثرتر واقع شود. به سخنی دیگر ، نظرسنجی و پژوهش دو روی یک سکه اند. غنا و جذابیت هر برنامه ای علاوه بر توجه به جنبه های هنری آن زمانی امکان پذیر خواهد بود که موضوع ، محتوا و پیام آن هم به روز و از تحقیقی عمیق و راهگشا بهره مند باشد. توجه به این ملاکها خواهد توانست آن بخش از برنامه های مراکز را که دارای موضوع ها و مضامین کلی و همسو است نظیر برنامه های کودکان ، سیمای خانواده یا مسائل اجتماعی دیگر مانند اعتیاد باحال و هوای فرهنگی و بومی و نیازها و شرایط هر مرکز متناسب تر گرداند ؛ همچنین موجب خواهد شد به آن سطح از تولیدات دیگری که به گونه مستقیم تری به مسائل و مشکلات منطقه می پردازند عمق و فروغ بیشتری بخشد.