پنجشنبه بعدازظهر شبکه تهران مثل هفته های پیشین در برنامه تماشاخانه فیلمی به نمایش گذاشت. این فیلم اما با دیگر فیلمهایی که معمولا از این برنامه پخش می شود تفاوت هایی داشت. تماشاخانه بیشتر اوقات به دلیل کمبود فیلمهای ایرانی مختص کودکان فیلمهای کارتونی خارجی به نمایش می گذارد، اما این پنجشنبه فیلم انیمیشن ایرانی "انگشتر سحرآمیز" را پخش کرد. فیلمی که در مرکز صبا تولید شده بود و از لحاظ ساختار و نوع طراحی ، بدون اغراق می توان صفت "بی نظیر" را به آن داد.
ما ادبیات غنی ای داریم که می تواند سرمنشا تولید آثار تصویری متفاوتی باشد. در حوزه سریال سازی و سینما تاکنون از این پشتوانه عظیم استفاده نشده است ، اما با نگاهی به انیمیشن های تولید شده در چندسال اخیر می توان به این نتیجه رسید که انیماتورهای ما در استفاده از این متون موفق و فعال عمل کرده اند.
"انگشتر سحرآمیز" نشان داد که انیماتورهای کشور ما می توانند با انیمیشن های دیگر کشورها که در این زمینه مدعی هستند، رقابت کنند. فضاسازی ، رنگ آمیزی ، طراحی شخصیت ها، حرکت نرم ، روانی متن ، باورپذیری شخصیت ها، دوبله مناسب و پایان بندی قابل قبول برخی از ویژگی های انیمیشن " انگشتر سحرآمیز" بودند.از آنجا که ساخت برنامه انیمیشن یک کار گروهی است ، این فیلم نشان داد که جمع سازنده ، تصمیم داشته اند یک کار کامل و بی نقص ارائه کنند که به این هدف خود هم رسیده اند.
وقتی پای صحبت انیماتورهای وطنی می نشینی ، متوجه می شوی آنها چه کار دشواری را به ثمر می رسانند. کاری که فقط با عشق به نتیجه می رسد. آنها با تولید انیمیشن هایی چون "قصه های بازار"، "خداوند لک لک ها را دوست دارد"، "برنامه های آموزشی راهنمایی و رانندگی معروف به سیا ساکتی " و... نشان دادند که توانایی خلق شخصیت های متفاوت و تاثیرگذار را دارند، اما برای بروز این توانایی ها به امکانات و پشیبانی مالی و معنوی بیشتری نیازمند هستند.
در دوره ای که "انیمیشن های پیکسار" بازارهای جهانی را فتح کرده اند و خوراک تفریحی ملتهای مختلف شده اند، تماشای فیلمی چون "انگشتر سحرآمیز" غنیمتی بود تا در کنار کودکان در دنیایی از رنگ ، نور و حکایت با مفاهیم اخلاقی که جامعه ما بشدت نیازمند آنهاست ، دوباره آشنا شد.
"انیمیشن های پیکسار" که معمولا از برنامه تماشاخانه پخش می شوند، از لحاظ فنی و ساختار فوق العاده هستند، اما هیچ سنخیتی با فرهنگی که ما در آن زندگی می کنیم ، ندارند. آنها برگرفته از زندگی واقعی مردم امریکا هستند و کمتر می توان در آنها ردپایی از افسانه هایی که بین مردم دنیا مشترک هستند، پیدا کرد و چیز دیگری جز سرگرمی برای کودکانی که به تماشای آن می نشینند، به همراه ندارند.
در این شرایط، با ایجاد امکانات بهتر و بیشتر می توان تعداد انیمیشن های ساخت داخل را افزایش داد و در این زمینه هم صاحب جایگاه ویژه ای در داخل و خارج شد. استقبال مخاطبان رسانه ملی از آثار انیمیشن ایرانی پشتوانه مناسبی برای سرمایه گذاری در این زمینه است که بهتر است نادیده گرفته نشود.