گزارش پشت صحنه از سریال غریب افتاده ؛ در شهرک غزالی: هیجان و عاطفه در یک سریال تاریخی
از خیابان لاله زار شهرک سینمایی عبور می کنیم و به طرف غرب شهرک ، جایی که لوکیشن های مریم مقدس و مردان آنجلس قرار دارند می رویم در کنار اطاقک های تولید سریال ، زیر سایبانی چند میز و صندلی چیده اند اطراف خلوت و ساکت است حسین یاری و محمدعلی کشاورز
کد خبر: ۱۲۳۸۷
کنار میزی نشسته و گپ می زنند کشاورز گریم شده و لباس پوشیده است ؛ اما یاری هنوز آماده نیست سراغ لوکیشن "غریب افتاده " را از آنها می گیریم ، لوکیشن مریم مقدس را نشان می دهند ، می رویم ، از پشت دیوار سیمانی که می پیچیم به فضایی می رسیم که حدود1300 سال ما را به عقب می برد. تعدادی سرباز اسب سوار در لباس سربازان عرب با کلاهخود، زره ، شمشیر و سپر کناری ایستاده اند در گوشه ای دیگر بازاری به راه است که چند زن و مرد در حال فروختن میوه هستند و در کنار این بازار کوچک تعدادی مرد و زن که لباس احرام پوشیده اند در حال آماده شدن برای رفتن به میقات هستند. تعدادی نیز در لباس معمولی ، منتظر ورود کسی هستند در میان آنها چهره انوشیروان ارجمند از همه آشناتر است و بقیه نقشها را هنروران بازی می کنند جواد شمقدری کارگردان "غریب افتاده " مشغول صحبت با حسن پویا، مدیر تصویربرداری سریال است تا زاویه مناسبتر برای گرفتن پلان انتخاب کنند. شهریار بحرانی ، مشاور کارگردان در کنار مونیتور نشسته و با دقت کامل همه چیز را تحت نظر دارد حسن نجاریان ، دستیار اول کارگردان برنامه ریز با ارجمند صحبت می کند و همزمان سعی در هدایت و چیدن مناسب هنروران که تعداد زیادی هستند ، دارد در این میان گلاب آدینه ، بازیگردان غریب افتاده از جنب و جوش خاصی برخوردار است . یک لحظه نمی توان او را در یک جا ثابت دید با زنان و مردان هنرور صحبت می کند و نقش آنها را برایشان توضیح می دهد، سربند زنی را برایش مرتب می کند و به دیگری میگوید اگر شمشیر را این گونه بگیرد ، بهتر است. از نجاریان درباره سکانسی که قرار است گرفته شود می پرسم ، می گوید: سکانس افتتاحیه سریال است در چند پلان اول می بینیم که امام ، نامه هایی به 2 سفیر خود می دهد و هر کدام از آنها به سمتی می روند در ادامه ، ورود امیرمکه )محمدعلی کشاورز( را به مکه داریم . او از کوفه و از نزد یزید برگشته است به او دستور داده شده که یا از امام بیعت بگیرد و یا او را به قتل برساند پلانی که هم اکنون قرار است فیلمبرداری شود آمدن امیر به ورودی شهر مکه و استقبال سران قبایل از اوست یکی از استقبال کنندگان ضحاک )انوشیروان ارجمند( است که پدرزن سلیمان )سفیر امام( است.نجاریان ، برآورد زمان فیلمبرداری را3 ماه و نیم تا4 ماه ذکر می کند و می گوید: حدود200 سکانس داریم که باید فیلمبرداری شود مرشد، دستیار دوم کارگردان از بلندگوی دستی اش اعلام می کند که صحنه برای فیلمبرداری آماده است . همه در جای تعیین شده قرار دارند پویا، با دستیاران خود آخرین هماهنگی ها را می کند ماشینی کشاورز را می آورد کهولت سن و سالها کار و فعالیت ، او را از لحاظ جسمی خسته کرده است مرشد اعلام می کند که تمرین می کنند. کشاورز در نقش " عمربن سعد عاص " کنار اسب خود می ایستد تعدادی از سربازان پیاده و سواره پشت سر او قرار می گیرند مقابل او مردان و زنان احرام بسته و گروه مستقبلین قرار دارند ضحاک از طرف مردم به امیر خوشامد می گوید تمرین آغاز می شود شمقدری ، آدینه و بحرانی از طریق مونیتور همه چیز را تحت نظر دارند. بعد از تمرین ، بحرانی با شمقدری و آدینه صحبت می کند آدینه به طرف هنروران می رود و نکاتی را که از مونیتور دیده به آنها گوشزد می کند فرصتی پیش می آید که با بحرانی که کناری روی چارپایه نشسته است ، صحبتی بکنم ، از او می پرسم : وجود مشاور در این سریال چگونه احساس شد؛ می گوید: شخص من به توانایی شمقدری به عنوان کارگردان واقفم و دلیل بودن در اینجا این است که در سریال های تاریخی و جنگی ، عمده کار را نگاه هنری گروه پیش می برد آقای شمقدری از نظرات من هم مثل نظرات دیگران استفاده می کند. از او می پرسم ، آیا بودن شما به عنوان مشاور ، کار را به ساختار مریم مقدس نزدیک خواهد کرد؛ می گوید: هر موضوع و فیلمی ریتم خاص خود را می طلبد، داستان این مجموعه که به دلیل تم عاطفی و پرهیجانی که دارد مسلما با کارهای دیگری که با مضمون های اینچنینی ساخته شده اند تفاوتهایی خواهد داشت و مرشد طبق معمول از بلندگوی دستی اعلام می کند: آقایان ، خانمها خسته نباشید آدینه کنار مونیتور نشسته است ، هنوز هم به هنروران نگاه می کند ، شاید فکر می کند اگر چنین می شد ، بهتر بود از نوع کار بازیگردان در سینما و تلویزیون می پرسم ، می گوید: کاری تقریبا جدید است ، البته نوع کار ما در کل دنیا تازگی دارد؛ چون در آن طرف ، شخصی به نام مدیر هنری تمام ریزه کاری ها را اعم از نوع بازی ، صحنه ، لباس ، دکور زیرنظر دارد.آدینه درباره تاثیر بازیگردان در کل کار می گوید: البته کل بازیها زیرنظر کارگردان است اما وقتی تعداد بازیگران زیاد می شود کنترل آنها مشکل تر می شود. در این صورت بازیگردان می تواند در یکدست شدن بازیها خیلی موثر باشد سریال یا فیلمی موفق خواهد بود که همان گونه که بازیگر اصلی از قصه خبر دارد و می داند چه باید بکند، بازیگر فرعی یا هنرورها هم بدانند چه شخصیتی دارند و چه نقشی را بازی می کنند. این هماهنگی باعث می شود در زمان فیلمبرداری ، همه بازیگران هویت داشته باشند و بیهوده در صحنه حضور نداشته باشند نجاریان و مرشد در حال راهنمایی بازیگران و هنروران برای پلان بعد هستند کارگردان و فیلمبردار درباره زاویه دوربین صحبت می کنند. نجاریان درباره این پلان می گوید: حرکت امیر و همراهان به سمت میقات است در میانه راه قاصدی می رسد و پیغامی در گوشی به امیر می دهد و می رود از نجاریان می پرسم پیغام چیست؛ می گوید: به امیر خبر می دهد که ضحاک پدرزن سلیمان سفیر امام است پویا جای دوربین را به توصیه شمقدری عوض می کند پویا از فیلمبرداران سینماست و اگر بپذیرد سریالی را تصویربرداری کند ، خود غنیمتی است.در زمان استراحت گروه و صرف ناهار فرصتی پیش می آید که با نو را هاشمی ، بازیگر نقش "سلما" همسر سلیمان گپ کوتاهی بزنیم او جوان است و از شاگردان بازیگری آدینه است و قبل از این در یک قسمت از سریال آغوشهای خالی و چند قسمت از سریال سایه ها بازی کرده است . او درباره نقشش در غریب افتاده می گوید: قصه به گونه ای است که در طول سریال سلیمان با همسر خود که باردار نیز هست اصلا مواجه نمی شود چون سربازان ابن زیاد، خانواده سلیمان را زندانی کرده اند تا آنها نتوانند به او کمک کنند اما سلما از زندان میگریزد و در پی همسر خود می رود هاشمی درباره نقش پدرش )انوشیروان ارجمند( و رابطه ای که با پدر دارد می گوید: تحت فشارهایی ، پدر سلما تبدیل به دشمن سلیمان می شود، به همین دلیل سلما همیشه با پدرش درگیری دارد.بعدازظهر، قرار است صحنه های بازار بصره و دستگیری غلام ماریه فیلمبرداری شود بازار را در قسمتی از لوکیشن مریم مقدس بازسازی کرده اند سقف آن را با حصیر پوشانده اند ایرج رامین فر، طراح صحنه و لباس این سریال درباره طراحی دکور می گوید: در ساخت دکور این سریال شیوه جدیدی در پیش گرفتیم که تاکنون تجربه نشده است و آن به این صورت است که ساخت دکور را کاملا با دکوپاژ پیش می بریم . کارگردان حدود اندازه کادری را که می خواهد بگیرد به ما می گوید و ما بنا به نیاز سناریو، دکور را می سازیم بنابراین آنچه نیاز است طراحی و ساخته می شود، و این باعث می شود هزینه تولید بشدت کاهش یابد صحنه بازار آماده است در این سکانس هنروران بیشتری حضور دارند که نقش مردم فروشندگان و خریداران بازار را ایفا می کنند. بازیگران اصلی این سکانس حسین یاری و رضا توکلی هستند توکلی نقش غلام ماریه را بازی می کند او درباره نقشش می گوید: ماریه از زنان شیعه و ثروتمند بصره است که سلیمان را پناه می دهد شمقدری با توکلی و هنرورانی که قرار است او را در گوشه ای از بازار مورد ضرب و شتم قرار دهند، او را ربوده و در صندوقی مخفی کنند، صحبت می کند.مرشد با بلندگو صحنه را توضیح می دهد و هنروران را آماده می کند جای دوربین مشخص می شود قرار است در این پلان دوربین تراولینگ کند و به سوژه نزدیک شود بحرانی و شمقدری با بازیگران مهاجم صحبت می کنند قرار می شود آنها با دست جلوی دهان غلام را گرفته و پس از کوبیدن چند مشت به سرش او را در صندوقی مخفی کنند.پویا به شمقدری می گوید: به نظر من اگر با چماق به سر غلام بکوبند هم منطقی تر است و هم سریعتر بحرانی و شمقدری می پسندند نجاریان و کارگردان با بازیگران تمرین می کنند حسین یاری با لباس و گریم می آید در صورتش تغییر چندانی دیده نمی شود فقط ریشی کم پشت دارد از او دلیل نداشتن گریم خاص را جویا می شوم ، می گوید: راستش بعد از سریال ملاصدرا و شب دهم با گریمهای سنگین ، خیلی خسته شده ام . در این کار پیشنهاد کردم از ریش مصنوعی استفاده نکنند و بنا به شخصیت سلیمان پذیرفته شد به او می گویم : مرد عرب با چشمان روشن یک لنز با رنگ تیره می توانست چهره شما را به اعراب نزدیکتر کند می گوید: شاید، نکته خوبی است ؛ اما من به آن دقت نکردم و پیشنهادی هم نشد شمقدری معتقد است حسین یاری بهترین گزینه ای است که می تواند بخوبی از عهده نقش "سلیمان " برآید. پلان ربوده شدن غلام پس از 2 ،3 بار تمرین فیلمبرداری می شود دستیار دوم کارگردان تعداد زیادی از هنروران را به داخل بازار راهنمایی می کند آدینه و نجاریان مدام با آنها صحبت می کنند برخوردها و بازیها باید کاملا طبیعی باشد، هیچ کس نباید بیهوده ایستاده باشد یا بی منطق راه برود هنوز تا غروب و پایان ساعت کار گروه 2 ساعتی فرصت است و چند پلان دیگر می توان گرفت...