با این که فقط حدود 33 سال دارد ؛ اما در اکثر کارهای مدیری نقشهای 60 و 70 سال به بالا را بازی کرده است.
کد خبر: ۱۲۳۱۴۳
خودش می گوید: «من فقط در کارهای آقای مدیری نقش پیرمرد را بازی کرده ام. حالا دلیلش را باید از خودش بپرسید.» البته راست می گوید. اتفاقا همین امسال 2 فیلم شام عروسی و بی وفا را روی پرده داشته است و سریال های نیستان (مختاری) ، کمین (کرامتی) ، وکیل محل (میهن دوست) و رانت خوار کوچک (سهیلی زاده). در همه این کارها نقشش همسن خودش بوده است یا در کار تازه مسعود جعفری جوزانی (در چشم باد) که هنوز در مرحله تصویربرداری است.
پس چرا غالب مردم تا اسم شما می آید ، یاد یک پیرمرد لجباز و البته بانمک می افتند؛ شاید چون کارهای هر شبه تعداد بسیار زیادی تماشاگر دارد و مردم این طور کارها را راحت تر و بیشتر از کارهای سینمایی یا سریال های هفتگی می بینند ، زیاد در ذهنشان نمی ماند. وگرنه من تا الان در 6 کار مهران مدیری حضور داشته ام و از این 6 کار فقط در 3 تای آنها نقش پیرمرد را بازی کرده ام.
خوب ، از روزی شروع می کنیم که دعوت به همکاری شدید و... البته در کارهای روزپخشی معمولا متنی به آن صورت به ما داده نمی شود. چون شرایط خاص کار این طور ایجاب می کند. معمولا در این طور کارها ، متن روز به روز نوشته می شود. البته یک چارچوب کلی درباره کار برای من تعریف کردند. گویا اول قرار بود داستان دو شاهزاده قجری باشد ، بعد همه چیز تغییر کرد. من یک مدت از هیچ چیز خبر نداشتم تا این که گفتند این قاجاری ها تبدیل شدند به 2 تا خانزاده قلهکی که من هم یکی از آنها هستم. پیرمردی که حافظه کوتاه مدت هم ندارد. این کل تعریف از نقش بود. حالا من باید برای این آدم یک تیپ انتخاب می کردم و برایش لهجه ای در نظر می گرفتم. از طرفی ، چون باز هم قرار بود نقش یک پیرمرد را بازی کنم ، خیلی سعی کردم این پیرمرد با پیرمردهای قبلی فرق داشته باشد و لحن و لهجه و حتی حرکات بدنش ، خاطره نقشهای قبلی را برای بیننده تداعی نکند. خیلی هم به این موضوع فکر کردم و تمام توانایی ام را به کار گرفتم که تیپی متفاوت ارائه کنم ولی پس از مدتی فهمیدم خیلی نمی توانم فرقی در اصل نقش ایجاد کنم. مگر این که فقط لحنش را عوض کنم و از لهجه ای که قبلا استفاده کرده بودم ، دیگر در این کار استفاده نکنم یا مثلا جنس صدایم با کاراکترهای قبلی فرق کند ، همین.
از حرفهایتان معلوم است که مدیری دستتان را باز می گذارد. بله. اصولا آقای مدیری کارگردان انحصارطلبی نیست و بازیگرش را درخصوص پیدا کردن نقشش کاملا آزاد می گذارد. البته در حدی که به کار لطمه ای وارد نشود.
معمولا چقدر طول می کشد که به یک شخصیت دست یابید؛ منظورم این است که این کلنجار رفتن با نقش چقدر زمان می برد؛ من پیش از این که اولین سکانسم را در این سریال بازی کنم ، فکر می کردم باید یک ته لهجه آذری داشته باشم. تا این که به روز فیلمبرداری رسید. درست لحظه ای که برای ضبط اولین سکانس خودم در این کار آماده می شدم ، آقای مدیری گفت: راستی چه لحنی را برای منصور انتخاب کرده ای؛ گفتم: آذری. گفت نه ، نه نمی شود. بعد دیگر فرصتی نشد که دراین باره بیشتر صحبت کنیم. قرار شد همان جا جلوی دوربین لحنی را برای منصور انتخاب کنیم. در همان اولین سکانس من پس از شنیدن سه ، دو ، یک همین طوری یک لهجه ای را از خودم به صورت بداهه اجرا کردم و یک لکنت زبانی هم برایش گذاشتم و بعدها به مرور اینی شد که می بینید.
اصولا این طور وقتها این احساس در بیننده به وجود می آید که حتما فلان بازیگر دارد ادای کسی را درمی آورد که یا قبلا او را دیده یا قوم و خویشش بوده است. نه. اگر منظورت پدربزرگم است که راستش پدربزرگ من زابلی بوده اند و لحنشان هم بیشتر شبیه طغرل بود. البته نه به صورت کامل. یک رنگی از آن لحن و لهجه را داشتند که متعلق به همان سیستان بود.
من همیشه این اطمینان را به مدیری دارم که وقتی به من نقشی می دهد ، قطعا نقش بدی نیست
اما این لهجه بیشتر متعلق به جنوب خراسان و بیرجند و آنطرف هاست.
فکر می کنید چقدر بازیگر خلاقی هستید؛ اصولا هیچ وقت شخصیت ها را نمی شود دستکاری کرد. چون براساس فکر قبلی نوشته شده و در ذهن نویسنده شکل گرفته اند. اما من تنها کاری که برای نقشهایم می کنم ، این است که دیالوگ ها را از آن خودم کنم. یعنی این که نوع حرف زدن آن کاراکتر را با خودم هماهنگ کنم و اگر خیلی با خودم فاصله دارد ، خودم را بیشتر به آن نقش نزدیک کنم. چون در کلیت کاراکتر که نمی توانم تغییراتی ایجاد کنم. چون هر فیلمنامه ای چارچوب هایی دارد که تغییردادنی نیست.
سکانسی هم بوده که درباره اش دلشوره داشته باشید؛ اگر منظورت باغ مظفر است ، راستش من هیچ وقت در کارم دلهره نداشتم. یعنی فضای این کار طوری است که اصلا دلهره راهی ندارد. اگر دلهره ای هم هست ، دلهره رسیدن قسمت بعدی سریال به پخش شبکه است که البته بار زیاد این دلشوره بردوش کارگردان و تهیه کننده است. من که خودم هیچ وقت استرسی در کارم نداشته ام.
فاجعه ترین گافی که دادید چه بوده؛ هرچند اگر بدترین گاف را هم بدهید ، خودتان خنده تان نمی گیرد. (می خندد) راستش چیزی یادم نمی آید. یعنی چیز خاصی یادم نمی آید. معمولا همه گافها شبیه هم است. البته این طوری هم نیست که من اصلا خنده ام نگیرد. اما تا حالا نشده که به خاطر خنده من کار قطع شود. ممکن است یک دیالوگ را جا بیندازم ؛ اما هیچ وقت نشده که وسط ضبط سکانس ، خنده ام بگیرد و به خاطر خنده من ضبط قطع شود.
فکر می کنید مهران مدیری روی چه چیز شما حساب می کند که در هر کاری از شما دعوت به همکاری می کند؛ ما چند سال است با هم کار می کنیم. درباره شخص من واقعیت این است که مدیری من را مطرح کرد و برای اولین بار سال 78 با کار ببخشید شما من در تلویزیون دیده شدم. سال بعدش هم با برنامه پلاک 14 به همکاری ام با مدیری ادامه دادم. من همیشه این اطمینان را به مدیری دارم که وقتی به من نقشی می دهد ، قطعا نقش بدی نیست. یعنی ارتباطمان با کارگردان بر اساس یک شناخت قبلی است. من دیگر مطمئنم که نقش من در کارهای مدیری در پیشبرد کار خیلی خوب و مفید است و جا برای کار دارد. راستش را بخواهی ، اصلا به این فکر نمی کنم که چه نقشی به من می دهد. بیشتر خود این همکاری برای من مهم است. این که هر چند وقت یک بار آقای مدیری پروژه ای را در دست می گیرد و بچه های این گروه دور هم جمع می شوند و یک گوشه از کار را در دست می گیرند. یعنی این همکاری گروهی من را به سمت این طور کارها می کشاند. دلیل دیگرش هم دفاع از کارهای قبلی است که با همین تیم انجام داده ایم. بیشتر به فکر این هستم که به پیشبرد کار فکر کنم نه به مسائل جانبی آن.
و در نهایت فکر می کنید چه چیز تازه ای از این کار برای شما باقی می ماند؛ خوب ، هر کاری یک تجربه جدید است. یک تجربه جدید برای همه عوامل ، برای بازیگرها ، خود کارگردان و نویسنده . هرکاری آدم را پخته تر می کند. فرقی نمی کند آن کار خوب باشد یا بد. مهم خود تجربه است. کما این که ممکن است بارها کارهای قبلی مان را نگاه کنیم و دوباره از تجربه های گذشته پندهای تازه بگیریم و ضعفهای گذشته را جبران کنیم و دوباره در کار جدید آنها را تکرار نکنیم. اما در مورد کارهایی که با مدیری دارم که همیشه بهترین کارهایم هم بوده است ، می توانم بگویم فقط تجربه. همین. تجربه هایی که باعث می شود با دست پر از کار بیرون برویم و در واقع از نظر شغلی و حرفه ای پیشرفت کنیم. این طرح هم مثل کارهای دیگری که با مدیری داشتم ، برای من پر از تجربه های مفید شغلی بود که قطعا در آینده بیشتر به دردم خواهد خورد.
و کلام آخر؛ چیز خاصی به ذهنم نمی رسد ؛ ولی دوست دارم همیشه طوری باشم که مردم از من بدشان نیاید. راستی من اخیرا سایتی راه اندازی کرده ام که علاقه مندان به کارهای آقای مدیری می توانند از آن استفاده کنند. آدرسش هم WWW.MRHEDAYATI.COM است.