در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، پنجشنبه 17 مرداد، گروه 20 نفره کوهنوردی تصمیم به صعود به قله دماوند گرفتند؛ صعودی که هنگام بازگشت با ناپدید شدن دو نفر از کوهنوردان خبرساز شد. زن و مردی که از گروه جا مانده بودند در حین برگشت دچار حادثه شدند. تعدادی از کوهنوردان شاهد سقوط آنها به داخل یخچال بودند. کوله یکی از آنها هنگام سقوط از بدنش جدا شد و این برخی را به اشتباه انداخته بود که سه نفر سقوط کردهاند. هویت آنها مشخص نبود و موضوع به امداد و نجات کوهستان گزارش شد تا امدادگران هلالاحمر به کمک آنها بروند؛ امدادگرانی که در دو منطقه دیگر در جستوجوی دو کوهنورد ناپدید شده دیگر بودند.
محل حادثه یخچال عروسکها، یکی از خطرناکترین مناطق دماوند بود. چند ساعت بعد کوهنوردی زخمی خود را به کمپ رساند و گزارش او شروع عملیاتی نفسگیر برای پیدا کردن بانوی کوهنورد بود. او به امدادگران گفت: همراه خانم فرناز دولتخواه از گروه فاصله گرفته و به داخل دره سقوط کردیم. هنگام سقوط کوله وی از بدنش جدا شد. او تصمیم گرفت به سمت کوله برود. به او گفتم این کار خطرناک است. من به سمت خارج یخچال حرکت کردم تا درخواست کمک کنم. تا زمانی که از خانم دولتخواه جدا میشدم، او زنده بود.
4 مفقودی در دماوند
محمد صادقیفر از امدادگران هلالاحمر است که در این عملیات شرکت داشت. او میگوید: «عصر سهشنبه 15 مرداد، سقوط مردی به نام مصطفی در یخچال عروسکها به ما گزارش شد. بعد از تایید موضوع همراه آقای داوود لشکری خود را به محل حادثه در ارتفاع 4900متری رساندیم. روز اول مسیر شمالی را کامل بررسی کردیم اما چیزی به دست نیاوردیم. صبح پنجشنبه درخواست بالگرد کرده و بعد از آمدن بالگرد تیمی چهارنفره تشکیل دادیم و جستوجوی هوایی را هم شروع کردیم. این جستوجو تا بعدازظهر پنجشنبه ادامه داشت اما به نتیجهای نرسیدیم. در این بین خانم دولتخواه و همراهش عصر پنجشنبه سقوط کردند.
صبح جمعه تیم شش نفره تشکیل دادیم که دوباره گزارش کردند مرد دیگری به نام داوود هم در همان یخچال سقوط کرده است. در اینجا ما با چهار حادثهدیده روبهرو شدیم.»
جستوجوها برای یافتن چهار مفقودی ادامه داشت که انتشار شایعهای در عملیات تغییری ایجاد کرد. به امدادگران خبر دادند فرناز دولتخواه و همراهش زنده پیدا شده و به کمپ منتقل شدهاند. امدادگران برای بررسی صحت این خبر از کوهنوردانی که در کوهستان بودند سؤال کردند که همه میگفتند: خانم دولتخواه سوار قاطر شده و در حال پایین رفتن است.
رفتار هیجانی در فضای مجازی
محمدحسین کبادی، رئیس پایگاههای امداد کوهستان و دریای هلالاحمر که فرماندهی این عملیات را بهعهده داشت، از شایعهسازان گلایه میکند و میگوید: «متاسفانه در این حوادث ما شاهد رفتار هیجانی برخی افراد هستیم که بدون بررسی صحت و سقم یک ماجرا اقدام به انتشار شایعاتی میکنند. خانم دولتخواه دو فرزند و پدر و مادری داشت که چشمانتظار او بودند و این شایعات در این اوضاع باعث بازی با روح و روان آنها میشد. با اینکه همه ادعا میکردند خانم دولتخواه پیدا شده است، به تیم جستوجو اعلام کردند در جستوجوهای خود به دنبال این بانوی کوهنورد هم باشند.»
جستوجوها ادامه داشت تا اینکه روز شنبه اتباع افغانستانی که در منطقه فعالیت دارند، خبر دادند که مصطفی را زنده پیدا کردهاند. مصطفی از حال رفته بود و امدادگران بعد از رساندن خود به او، درخواست بالگرد کرده و با آن مصطفی را از منطقه خارج کردند.
امدادگران در منطقه به جستوجو ادامه دادند که داوود را در کنار یک مرد افغان پیدا کرده و او را با بالگرد به مرکز درمانی منتقل کردند.
در این حین مشخص شد همراه فرناز دولتخواه خود را به کمپ رسانده و خبرها درباره پیدا شدن بانوی کوهنورد تکذیب شد. تیم امداد دوباره عملیات را برای یافتن دولتخواه آغاز کرد.
صادقیفر درباره عملیات یافتن بانوی کوهنورد میگوید: در ابتدا تصمیم گرفتیم یخچالها را شمارهگذاری کنیم. در اینجا هم با مشکل اطلاعات نادرست روبهرو شدیم. برخی میگفتند او از یخچال شماره 6 سقوط کرده و گروهی دیگر مدعی بودند او را در حال سقوط از یخچال دیگری دیدهاند. در اینجا درخواست هلیشات کردیم تا مناطق خطرناک از نظر ریزش سنگ را با آن جستوجو کنیم. تیمها را افزایش دادیم. روزهای قبل، ریزشهای سنگ باعث شده بود تیمها را زیاد نکنیم زیرا با ریزش سنگ احتمال تلفات افزایش پیدا میکرد. تا ارتفاع 4500متری را جستوجو کردیم اما نتیجه نگرفتیم. دوشنبه صبح رفتیم برای ارتفاعات بالاتر. گروهها را دستهبندی کرده و در یالها پخش کردیم. خودمان هم، تیمی چهارنفره با حضور آقای کبادی، لشکری و یک تبعه افغان به نام سخی تشکیل دادیم و به سمت شمالشرق رفتیم.
سرانجام ساعت 17 و 30 دقیقه دوشنبه یک کوهنورد اهل تهران توانست محل سقوط فرناز دولتخواه را پیدا کند. بخشی از کاپشن او از زیر خاک معلوم بود و همین باعث شد قبل از اینکه کل پیکر بانوی کوهنورد زیر خاک و سنگ مدفون شود او را پیدا کنند. در این زمان باد شدیدی شروع به وزیدن گرفت و هلی شات را از دسترس خارج کرد. امدادگران قصد داشتند خود را به محل پیدا کردن پیکر این زن برسانند اما شرایط جوی و ریزش سنگ این اجازه را به آنها نداد و مجبور شدند ادامه عملیات را به فردا صبح موکول کنند.
ریزش سنگ بر سر امدادگران
داوود لشکری، سرپرست تیم امدادونجات کوهستان هلالاحمر مازندران که در کنار سه امدادگر دیگر در عملیات انتقال پیکر خانم دولتخواه شرکت داشت، میگوید: صبح سهشنبه حضور گروه دیگری را درخواست کردیم و ما صبح زود راهی آنجا شدیم. زمانی که به منطقه رسیدیم ریزش سنگ شروع و پیکر خانم دولتخواه زیر سنگ و خاک مدفون شد. اگر دیروز محل را پیدا نمیکردیم عملیات یافتن ایشان شاید به نتیجه نمیرسید. یکی از اتباع افغان به نام سخی در این عملیات به ما کمک زیادی کرد. در بالای سر ما تعداد زیادی کل و بز در حال حرکت بودند که باعث ریزش سنگ به پایین میشدند. عملیات نفسگیری بود و احتمال آسیب به امدادگران وجود داشت. یک نفر از امدادگران به سمت حیوانات رفت و آنها را از بالای سر ما دور کرد. وقتی به محل افتادن پیکر خانم دولتخواه رسیدیم، سنگها را کنار زدیم و پیکر کوهنورد را در میان پتو فیکس کردیم و با تجهیزاتی که داشتیم به محلی امن انتقال دادیم. دو فرزند او چشم انتظار بازگشت مادر بودند و تمام توان خود را برای انتقال پیکر بانوی کوهنورد گذاشتیم.
پیکر بانوی کوهنورد بعد از خارج شدن از یخچال با قاطر به پایین منتقل شد تا علت مرگ وی مشخص شود. با تحویل پیکر فرناز دولتخواه در روز سهشنبه به ماموران پلیس، پنج روز عملیات نفسگیر امدادگران برای یافتن او پایان گرفت.
کبادی در پایان تاکید میکند: این عملیات یکی از سختترین عملیاتهای امداد و نجات در کوهستان بود. وقتی از موضوع مطلع شدم از تهران خودم را به ارتفاعات دماوند رساندم. بعد از زنده پیدا شدن دو ناپدید شده قبلی، امید ما برای زنده یافتن خانم دولتخواه بیشتر شد. حتی پناهگاهها را جستوجو کردیم. شرایط جوی و ریزش سنگ از مشکلات جدی ما در این عملیات بود. بهطوری که در برخی مناطق در یک دقیقه، ده سنگ به پایین میافتاد. بعضی جاها بهعنوان فرمانده کافی بود یک تصمیم اشتباه بگیرم و با این تصمیم جان اعضای گروه به خطر بیفتد. در مسیری که تیم ما پیکر خانم دولتخواه را منتقل کرد، حمل کوله برای کوهنوردان سخت است اما امدادگران برای رساندن پیکر این کوهنورد به خانواده چشم انتظارش از جان مایه گذاشتند.
جسد را دلی پیدا کردم
پیش از این تجربه صعود همراه فرناز دولتخواه را داشت و وقتی شنید، او در دماوند ناپدید شده وسایلش را جمع کرد تا برای یافتن او به جدال با عروسکها بپردازد. قرار بود دو نفر از دوستانش همراه او بروند اما از این سفر منصرف شدند و مرتضی شریفی تنها از تهران راهی دماوند شد. شاید اگر پیکر بانوی کوهنورد توسط او پیدا نمیشد، امدادگران به این زودی او را پیدا نمیکردند. شریفی میگوید: «روز شنبه از طریق گروههای تلگرامی متوجه ناپدید شدن فرناز دولتخواه شدم. یکشنبه شب راهی دماوند شدم. شب را در کمپ ماندم و صبح همراه یک کوهنورد آلمانی و یک اصفهانی راهی یخچال عروسکها شدیم. هوا رو به تاریکی میرفت که او را در منطقه سنگلاخ پیدا کردم. کاپشن نارنجیاش را میشناختم. بیشتر بدنش زیر خاک بود. مختصات محل را ثبت کردم و همراه دو کوهنورد آنجا را ترک کردیم. ریزشها ادامه داشت و احتمال داشت جان خود را از دست بدهیم. در این مدت تیمهای دیگری به جستوجو پرداختند و از هلیشات هم استفاده شد اما من توانستم به تنهایی پیکر او را پیدا کنم. البته حضور دو کوهنورد همراهم باعث قوت قلبم شد. به قول آقای کبادی من دلی به کوه زدم و موفق شدم محل سقوط خانم دولتخواه را پیدا کنم.
محمد غمخوار
حوادث
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: