قدرت هسته ای اسرائیل بر سه اصل بنا شده است ؛ ابهام سیاست اصلی ، سانسور امری غیرقابل اجتناب و تابو بودن بنیان رفتار اجتماعی. این سه اصل نه تنها پنهان کاری در مسائل هسته ای را تقویت کرده ، بلکه بر لزوم نبود هر گونه بحثی در افکار جامعه جهانی در این زمینه حقانیت بخشیده است. از زمانی که اسرائیل برای حفظ اسرار هسته ای خود در مقابل جهانیان به مخفی کاری متوسل شد ، این شیوه را در مقابل شهروندان خویش ، اعضای مجلس و حتی حکومت نیز به کار برده است.
نماد اصلی تابوی بزرگ اسرائیل ، مرکز هسته ای دیموناست ؛ اما نماد فرعی آن ، انستیتوی بیولوژیک «نس زیونا» است. وانونو اکتبر در مصاحبه با نشریه ساندی تایمز چاپ لندن درباره توانایی های اسرائیل در تولید و تکثیر بمبهای هسته ای ، هیدروژنی و نوترونی ، از سیاست ابهام سازی اسرائیل درباره فعالیت های هسته ای نظامی پرده برداشت. افشاگری های «مردخای وانونو» دانشمند هسته ای مرکز دیمونا منجر به 18 سال حبس و «مارکوس کلینبرگ» دانشمند مرکز نس زیونا منجر به 20 سال زندان شد. بر طبق گفته های کلینبرگ که سال گذشته در گفتگو با روزنامه واشنگتن پست فاش شد ، اسرائیل سلاحهای هسته ای خود را در پایگاه هایی در «تل نوف» و «زگریا» در شمال تل آویو پنهان کرده است.
از این رو به «ابهام هسته ای» اسرائیل ، می بایست «ابهام شیمیایی و بیولوژیکی» را نیز افزود. به نظر می رسد اسرائیلی ها با اذعان به جنگهای گذشته خویش با اعراب نسبت به حفظ برتری نظامی و فناورانه خود در منطقه تلاش می کنند و لازمه حفظ برتری نظامی بر اعراب را در داشتن توان بازدارندگی هسته ای می دانند.
|
و چرا قدرت هسته ای؛
بحث عاری ساختن خاورمیانه از تسلیحات کشتار جمعی (NWFZ) ، بحث تازه ای نیست و تقریبا بعد از پیشنهاد ایران در سال 1974 به شورای حکام آژانس بین المللی برای از بین بردن سلاحهای هسته ای منطقه ، ضرورت پیوستن کشورها به NPT بار دیگر به عنوان محور تلاشهای مشترک سازمان ملل و دیگر سازمان های بین المللی تبدیل شد ؛ اما این طرح تا سال گذشته هیچ گونه پیگیری ای از سوی آژانس به همراه نداشت ، تا این که در سال گذشته البرادعی در مجمع عمومی آژانس با تصویب قطعنامه ای خواستار اعلام منطقه خاورمیانه به عنوان منطقه عاری از سلاحهای هسته ای شد ؛ ولی چرا با وجود تلاش مکرر کشورهای غیرمتعهد و حمایت سازمان ملل از ایده خاورمیانه عاری از تسلیحات هسته ای ، این امر تحقق نیافت و اکنون این طرح پیگیری شده است؛ آنچه مسلم است ، بعد از گذشت نیم قرن از فعالیت های هسته ای اسرائیل ، هنوز عمده فعالیت های آن مشکوک باقی مانده است و اسرائیل با بی اعتنایی کامل به قطعنامه های سازمان ملل ، از پیوستن به NPT و دیگر کنوانسیون های بین المللی خودداری می ورزد.

در ادبیات هسته ای جهان ، از اسرائیل به عنوان عضو ششم باشگاه هسته ای نام می برند ، اگرچه شمار تسلیحات هسته ای اسرائیل به دلیل بسته نگه داشتن مراکز هسته ای آن هنوز معلوم نشده ، با وجود این ، برخی از کارشناسان هسته ای تعداد آنها را 200 تا 250 کلاهک اتمی تخمین زده اند. در گذشته اسرائیل در منطقه با عدم مشروعیت منطقه ای مواجه بود و همچنین از خلا عمق استراتژیک بشدت رنج می برد. سران رژیم صهیونیستی ضمن مظلوم نمایی و شکوه از غرب به دلیل عدم حمایت های جدی آنان ، خواستار مجهز شدن اسرائیل به سلاح هسته ای شدند. با وجود این ، عمده فعالیت های هسته ای اسرائیل مخفیانه پیگیری می شد و سران رژیم صهیونیستی نیز بارها اعلام کرده اند که اولین کشوری نخواهند بود که از این سلاحها در منطقه استفاده کنند. علی رغم تلاش مراکز اطلاعات غربی برای پی بردن به میزان توانمندی های هسته ای اسرائیل ، تل آویو توانست با فریب آنها و دادن اطلاعات غلط و غیردقیق ، مانع از افشای برنامه هسته ای خویش شود. این مخفی کاری به حدی بود که تاکنون حتی یک بازرس آژانس نیز موفق به بازرسی از تاسیسات گسترده این رژیم نشده است |
اسرائیل با آگاهی از این مساله که توان هسته ای این کشور در جنگ باعث شد تا مصری ها و سوری ها از حملات گسترده به مراکز مهم نظامی و اقتصادی این کشور خودداری کنند و همچنین در جنگ خلیج فارس ، صدام به دلیل ترس از انتقام اتمی اسرائیل از حمله با سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی به این کشور امتناع ورزید ، بر ضرورت حفظ انحصار سلاحهای هسته ای خود در منطقه خاورمیانه اصرار می ورزد.
اسرائیل به همین علت تنها راه حفظ این برتری خویش را جلوگیری از دستیابی کشورهای عربی به تسلیحات هسته ای می داند. براساس همین راهبرد ، حمله به رآکتور اتمی اوسیراک عراق (در سال) از نظر رهبران اسرائیل قابل توجیه بود و این حمله در جهت حفظ انحصار سلاحهای اتمی اسرائیل صورت گرفته است. انحصارطلبی اسرائیل در تسلیحات هسته ای و تهدید مستقیم امنیت کشورهای عربی باعث شد توازن قوا در منطقه خاورمیانه کاملا به نفع این کشور برهم بخورد و از سوی دیگر اسرائیل با حمایت امریکا و دیگر کشورهای غربی ، ازجمله فرانسه ، به جدیدترین فناوری نظامی و هسته ای روز دست یابد. این عوامل باعث شده است کشورهای عربی با دلسردی کامل از تلاشهای بین المللی برای وادار ساختن اسرائیل به پذیرش NPT و کنار گذاشتن برنامه های هسته ای آن برای ایجاد بازدارندگی در مقابل تهدیدات هسته ای به اسرائیل ، به سلاحهای ارزان قیمت و کشنده مانند سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی روی بیاورند.
تل آویو در ابتدای امر بخوبی بر این امر واقف بود که اعلام رسمی توانمندی های هسته ای ، سرآغاز ایجاد یک مسابقه تسلیحات هسته ای درمنطقه حساس و راهبردی خاورمیانه می شود. تا قبل از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق ، وجود یک جهان دوقطبی این رقابت تسلیحاتی را ممکن می ساخت و همین امر برای رژیم اسرائیل دو مشکل عمده را به وجود می آورد: یکی این که برتری کامل نظامی که این رژیم همواره به دنبال آن بود ، خدشه دار و رویای تسلط کامل نظامی بر منطقه دست نیافتنی می شد؛ و دیگر این که هزینه های نظامی اسرائیل با ایجاد مسابقه تسلیحاتی بشدت افزایش می یافت که البته این امر برای اعراب برخوردار از درآمد سرشار نفت مشکل چندانی به وجود نمی آورد ؛ ولی اقتصاد نوپا و ضعیف اسرائیل قدرت تحمل چنین شرایط رقابتی نابسامانی را نداشت.
از دگر سو باشگاه هسته ای با راهبری قدرتهای غربی و خصوصا ایالات متحده ، تنها به کشورهای معدودی حق استفاده از فناوری ، آن هم در بعد نظامی را می داد و البته این دستیابی می بایست به صورت انحصاری دنبال می شد. برای اطمینان غرب نسبت به عدم اشاعه و گسترش تسلیحات هسته ای لازم بود معاهدات و کنوانسیون های بین المللی در این خصوص به امضائ همه کشورها و بویژه کشورهای اسلامی که در چالش با رویکرد تخاصم با اسرائیل بودند ، برسد. شاید بتوان گفت برای حفظ موجودیت سیاسی رژیم اسرائیل و به این منظور بود که معاهداتی از قبیل NPT با محوریت ایالات متحده تنظیم شد و فضای جهانی به سمتی هدایت شد که همه کشورها ملزم و متعهد به پذیرش و اجرای آن باشند. بدیهی بود که افشای توانمندی های هسته ای اسرائیل عملا باعث نقض و عدم اجرای پیمان NPT و سایر پیمان های همردیف از سوی بسیاری از کشورها ، بویژه کشورهای اسلامی می شد و سناریوی امریکا درخصوص تثبیت موانع حقوقی و قانونی بین المللی عدم توسعه ، اشاعه و گسترش فناوری هسته ای با مشکلات جدی روبه رو می شد.
از این رو در ادامه این سناریو ، تل آویو نیز از هر گونه بیان این قابلیت های هسته ای بشدت خودداری کرد.
چرا خروج از ابهام هسته ای؛
شکست سنگین اسرائیل در جنگ 33روزه با لبنان ، طرح / نظریه اصلاح شده خاورمیانه جدید را با چالشهای عدیده ای روبه رو ساخت. بنابراین تغییر سیاست «ابهام هسته ای» اسرائیل را اگر دستور کار جدید برای ایجاد مانع و اعمال فشار بیشتر علیه برنامه های هسته ای ایران بدانیم و یا حتی واکنشی به آن بپذیریم ، یک واقعیت مسلم را باید در نظر بگیریم و آن این که با شکست اسرائیل توازن قدرت تا حدودی به ضرر اسرائیل به هم خورد.
از این رو مقامات تل آویو اکنون می دانند اگر تغییر توازن قدرت با یک ارتش مدرن و پیشرفته انجام نشده ، می توان با استفاده از تسلیحات هسته ای این موازنه را بازگشت داد. همه این دلایل نشات گرفته از یک پیش زمینه تاریخی است و آن این که پس از گذر از سالهای جنگ سرد ، مقامات تل آویو می دانستند که ساختار منطقه ای و فرامنطقه ای به دلایلی خاص دچار تغییرات اساسی شده است.
اکنون ساختار جهان دوقطبی عملا به یک ساختار تک قطبی تبدیل شده و همین امر زمینه های آغاز یک رقابت تسلیحاتی را بدون اتکائ و حمایت ایالات متحده به عنوان یک حامی توانمند بین المللی ناممکن و بسیار سخت ساخته است.
علاوه بر این ، به علت عدم درک شرایط نوین جهانی از سوی سران عرب ، اسرائیل بر تمامی یا حداقل کشورهای منطقه تسلط و سیطره محسوس نظامی - سیاسی دارد و عملا آغاز یک رقابت تسلیحاتی جدید برای کشورهای منطقه ضرورتی بیهوده جلوه می کند ؛ چراکه در حدفاصل سالهای جنگ سرد شکاف فناورانه عرب - اسرائیل چنان وسیع شده است که بدون حمایت یک ابرقدرت ، آن هم در مدتی کوتاه ، قابل جبران نیست. همه اینها در حالی است که امضائ، تصویب و اجرای معاهداتی نظیر معاهده NPT و پروتکل الحاقی توسط کشورهای عرب منطقه عملا مستندات و قوانین حقوقی غیرقابل انکاری را فراروی آنها قرار داده و این امر باعث عدم دستیابی آنها به تسلیحات هسته ای شده است. این در حالی است که اگر تل آویو اقدام به خروج از راهبرد ابهام هسته ای کند، به لحاظ چارچوب های حقوقی و قانونی ، براساس پروتکل های پادمانی راه دستیابی به فناوری هسته ای نظامی بسته است و تنها راه خروج از پیمان NPT ماده 10آن است که البته آن هم در شرایط خاص اجازه خروج از آن را به کشورهای متعهد خواهد داد ، اما ایالات متحده سعی وافر دارد تا با اعمال تغییرات اساسی در اساسنامه پیمان NPT ، مثل نشست بهار گذشته اجلاس نیویورک عملا راه خروج را روی همه کشورهای عضو ببندد.
تل آویو در برهه کنونی می خواهد با ایجاد راهبرد نوین و استفاده از فناوری های برتر بر رقبای خود ضربه زده و هزینه نبرد را برای آنها بالا ببرد ؛ زیرا برنامه های نظامی اسرائیل در پاسخ به ضرورت های برخاسته از این محیط جدید و مسائل خاص آن است ، اما آنچه حائز اهمیت دوچندان است ، این که اسرائیل هیچ گاه سعی نداشت رسما عضو باشگاه هسته ای باشد ؛ اما در حقیقت مدت بسیاری است که وجود سلاح هسته ای در اسرائیل به رسمیت شناخته شده است ؛ ولی با این حال به رسمیت شناختن وجود سلاح هسته ای در اسرائیل ، آن را به تحریم از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی و سایر سازمان های بین المللی تهدید نمی کند. از این دیدگاه ، خروج رژیم صهیونیستی از این دکترین ، نشان از آن دارد که سران تل آویو این مفهوم را بیان کردند که اگر خطری جدی این رژیم را تهدید کند ، ممکن است علیه کشور مخالف ، از سلاح هسته ای استفاده کنند. همچنین این موضوع می تواند بیانیه ای محکم تر از سوی اسرائیل باشد مبنی بر این که تل آویو می تواند از آن در مناقشات استفاده کند.