یادداشتی کوتاه بر سریال خانه آرزوها : جدال همیشگی سنت و مدرنیسم
سریال خانه آرزوها در شبکه دوم سیما را می توان یکی از جدی ترین برنامه های تلویزیون در چند سال اخیر دانست که با رویکردی طنز و کمدی سعی در پرداختن به یکی از موضوعات مهم زندگی دارد رابطه سنت و مدرنیسم یکی از دلمشغولی های همیشگی متفکران علوم مختلف
کد خبر: ۱۲۲۱۹
در دنیای معاصر بوده است چیستی سنت و مدرنیسم ، روابط میان این دو ، نقد دوسویه سنت و مدرنیسم در جدال با یکدیگر مقوله هایی است که در این برنامه به آن پرداخته شده است خانه آرزوها با نگاهی سنتی ، مدرنیسم را به چالش فرامی خواند در این میان ، مهم ، خدشه ناپذیری سنت در روابط اجتماعی است . این دید در جای خود قابل تقدیر است هدف کارگردان در نقد یکطرفه مدرنیسم صحیح نیست ؛ زیرا نباید جنبه پویایی و تاثیرات عمیق و شگرف تحولات دوره مدرنیسم را نادیده گرفت ؛ در مقابل نیز نباید ارزشهای اخلاقی و شیوه های رایج سنتی در حل مشکلات و دغدغه های عموم را فراموش کرد.نکته مهمی که در این سریال عینیت زیادی داشته است و ذکر آن ضرورت دارد رابطه سنت و مدرنیسم تحت لوای مناسبات خانوادگی است ! کاش میرزا نصرالله پدربزرگ و یا پدرحمید بود، تا روح سرگردان خانه و نماینده گذشتگان در قالب سنت. مدرنیته در سرشت خود از نخوت و تکبری عظیم برخوردار است خانه آرزوها می توانست این ویژگی را بخوبی به نمایش بگذارد اما با پرداخت ضعیف به این مقوله در روند شکل گیری خود دچار شتاب زدگی و یکسونگری شده است . از سوی دیگر، موسیقی متن "خانه آرزوها" بخوبی نمایشگر جدال سنت و مدرنیسم است استفاده از سازهای سنتی در ابتدا، قدمت بیشتر سنت بر مدرنیسم را تشریح و میان ایندو مرزبندی می کند از سوی دیگر به نظر می رسد رجعت ارواح سرگشته خانه به دور از واقعیت و بسیار تصنعی است ؛ هر چند نحوه رفتار و ارتباط عوامل داستان این گونه نیست ؛ ولی به روند کلی داستان خدشه وارد می کند و در آخر این که نام سریال هیچ سنخیتی با محتوای آن ندارد معلوم نیست این کدام آرزوست که باید در خانه آرزو تحقق یابد.