در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گویی شهرنشینی آنقدر بر پوست و گوشت اقوام ایرانی سایه انداخته که همه آنها را در همان روستاهایشان هم شهرنشین کرده است. تا سالها پیش وارد هر شهر و روستایی که میشدی لباسهای محلی بود که در برابر چشمهایت صف میکشیدند و از زیبایی آنها خیره میماندی اما حالا بعد از گذشت سالها، گویی این پوششها رنگ باخته و جای خودشان را به لباسهای معمولی داده است که در هر شهر و دیاری از کشور میتوان دید. تنها نشانی که گاه گاهی در کوچه و خیابان چشمت را نوازش میدهد، پارچهای با طرح سنتی است که یادت میآورد روزگاری، این سرزمین مملو از رنگ و زیبایی و طرح بود؛ که روزی لباسهایی که مردم همین سرزمین میپوشیدند تمام ویژگیهای یکپوشش مناسب را دربرداشت و با اعتقادات و باورهای مذهبی مردم ایران هم هماهنگ و همراه بود.
لباس و پوشیدگی از قرنها پیش در ایران اهمیت بالایی داشت و اگر به نمونههای به جا مانده از لباسهای قدیمی نگاه کنید، اصل پوشیدگی را در تمام ابعاد آن میتوانید ببینید. لباسهایی که برای زنان اغلب پیراهنی بلند و گشاد با رنگهای شاد و روسری و سربندهایی هماهنگ با پارچه لباس را شامل میشد و برای مردان هم پیراهن و شلواری بلند و پوشیده را دربرمیگرفت که طبق سنت و فرهنگ هر قوم و ملیت ایرانی، این طرحها متفاوت بود و به نوعی، شناسنامه هر قوم ایرانی به شمار میرفت. امروزه هم با وجود این که بسیاری از این مدلهای سنتی از بین رفته و مغفول مانده، اما هنوز هم اقوام ایرانی را به لباسهای خاصی که دارند، میشناسند. حساسیتی که در قدیم روی پوشیدن لباسهای محلی در اقوام مشاهده میشد نشان از اصالت آن قوم داشت که متأسفانه مدرنیزه شدن شهرهای امروزی و تبادل فرهنگهای مختلف جهان با یکدیگر، تمایل افراد را به همرنگ شدن با دیگران سوق داده است. اما آنچه در عصر حاضر شاهد آن هستیم، بیشتر به الگوبرداری از پوششهای غربی تبدیل شده است که گاه حالت کورکورانه به خود میگیرد و بدون اطلاع از نیت آن طراحی و هویتی که در پس آن نهفته است، اقدام به انتخاب آن بهعنوان پوشش خود میکنند. در این بین شاید مهمترین کاری که میتوان انجام داد استفاده از طراحان مد و احیای مد ایرانی و سنتی است تا بار دیگر بتوانیم شاهد جانگرفتن پوشش سنتی ایرانیها باشیم.
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
هر چه بیشتر فناوری و امکانات امروزی وارد زندگی جوامع امروزی میشود، تمایل به خودنمایی و تفاخر هم بیشتر میشود. یکی از جلوههای خودنمایی، پوشیدن لباسهایی گرانقیمت و پرزرقو برقی است که بتوانند با آنها خودی نشان دهند و به دیگران فخری بفروشند. با وجود جلوههای تجددگرایانه در دنیای امروز و استقبال زیادی که از شبکههای اجتماعی مختلف میشود، این تمایل هم دوچندان شده و گرایش به انتشار عکسهای شخصی با لباسهای مختلف بیشتر شده است. این را میتوان یکی از دلایل دور شدن ایرانیها از لباسهای سنتی، قومی و ملی دانست.
البته بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این امر از بیهویتی افراد ناشی میشود؛ به شکلی که تهاجم فرهنگی به حدی فرهنگ ما ایرانیها را نشانه گرفته است که افراد را دچار نوعی مسخشدگی کرده و اصالت خود را به فراموشی میسپارند که در انتها بحران هویت را برای افراد بهدنبال دارد. این امر گاهی تا جایی پیش میرود که افراد شهرستانی که در روستاها زندگی میکنند و همچنان به پوشیدن لباسهای قومی و ملی خود پایبند هستند، از نظر یکفرد شهرنشین، به تمسخر گرفته شده و در اصطلاح عوام، عقبافتاده خطاب میشوند! در واقع این تمسخر به استهزا گرفتن یکفرهنگ و سنت است.
استقبال جهانی
در حالی که بخشی از ایرانیان، بیشتر به سمت و سوی مدهای غربی و پیروی از اروپاییها در حرکتند، شاهد استقبال گسترده مردم کشورهای دیگر از مد و لباس ایرانی و اسلامی هستند و با ویژگیهای منحصر به فردی که دارند، تاکنون توانسته توجه بسیاری از آنها را به خود جلب کنند. تنوع طرح و رنگ و پوششی که در دل لباسهای سنتی ایرانی وجود دارد، چیزی است که در کمتر فرهنگی میتوان نمونهای از آن یافت و بهجرأت میتوان یکی از اصیلترین فرهنگها را در زمینه پوشش به ایران نسبت داد که ریشهای دیرینه در تاریخ دارد.
پوششهای اقوام
امروزه اگر میخواهید هنوز هم ردپایی از اصالت و هویت پوشش ایرانی ببینید سری به عشایر و ایلات، سیستان و بلوچستان، روستاهای کردنشین و بندرهای جنوبی ایران بزنید تا بتوانید رنگ و بوی ایرانیان اصیل را درک کنید. کردها شاید جزو محدودترین اقوامی باشند که هنوز هم به پوششهای سنتی خود تا حدود زیادی پایبند هستند. بهعنوان مثال، بسیاری از مردان کرد، شلوارهای کردی میپوشند که بارزترین نوع پوشش آنهاست. زنان هم اغلب با لباسهای بلند و نیمتنههایی که روی آن میپوشند و روسریهایی که به دور سر میپیچند، ظاهر میشوند. یکی از سنتهایی که کردها بیش از هر قومی رعایت میکنند، پوشیدن لباسهای سنتی خود در مراسمهای رسمی از جمله عروسیهاست.
علاوه بر این، بسیاری از مردمان جنوب کشور، اهواز و بندرعباس و حوالی بندر را میتوان یافت که با دشداشه در معابر ظاهر میشوند و گاه زنان جنوبی هم با لباسهای بلندی که تا زانو هستند و شلوارهای بندری و برقعهای بر صورت وارد کوچه و خیابان میشوند. قشقاییها هم یکی از رنگیترین لباسهای محلی ایرانی را دارند. لباس زنانه آنها از دامنی بلند و لباسی چاکدار روی آن تشکیل میشود؛ کلاهی بر سر میگذارند و روی آن هم روسری حریری را زیر چانه میبندند. از مرسومترین پوششهای مردان قشقایی کلاه دوگوشی به همراه شلوار و پیراهن و شال کمری است. لباس زنان بختیاری شباهتهای زیادی به زنان قشقایی دارد اما مردان آنها، شلواری گشاد به پا میکنند و بالاپوشی پشمی را هم به دوش میاندازند. از ویژگیهای لباسهای سنتی و قومی هر منطقه این است که هر پوشش محلی بر حسب اقلیم همان منطقه طراحی و تولید شده و افراد با پوشیدن آنها احساس آرامش میکنند.
ترمیم یک رفتار
در دنیای امروز که بسیاری از جوامع با رسانههای مختلف از جمله ماهوارهها و شبکههای اجتماعی وارد زندگی مردم شده، تأثیرپذیری و الگوبرداری از سبک زندگی کشورهای غربی، طراحی لباسها و پوشیدن لباسهایی متغایر با فرهنگ و آیینهای ایرانی و اسلامی را دگرگون کرده و لباسهای قومی و ملی ما رنگباخته و کمتر شاهد پوشیدن اینگونه لباسها از سوی مردم شهرهای ایران اعم ازشمال، جنوب، شرق و غرب هستیم. این در حالی است که سیر تکاملی بشر در دنیای مدرن، او را ناخواسته از هرآنچه پیش از این هویت او را ساخته، دور میکند و خودی دیگر میسازد؛ شرایطی که در حال حاضر در جامعه ایجاد شده، بهگونهای است که افراد پوشیدن لباسهای قومی و قبیلهای خود را نشانه عقبماندگی و سرخوردگی و ازسوی دیگر، پیروی از سبکهای لباس غربی و اروپایی را نشانه تجدد و بهروز بودن میدانند. همین روند، روزبهروز ما ایرانیها را از لباسهای بومی و محلیمان دور میکند؛ اتفاقی که در سالهای اخیر تا حد زیادی رخ داده و نیازمند ترمیم اساسی است.
ندا اظهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: