«آتش بازی» داستان زندگی سیاه و تباه انسان آمریکایی امروز است

در محاصره یک آتش‌بازی واقعی

این داستان‌ها کثیف هستند. کثیف و چرک، اما محال است وقتی شروعشان کنید، بتوانید از آنها بکنید و خیلی راحت بگذاریدشان کنار. «آتش بازی» ریچارد فورد یک آتش بازی واقعی است. داستان‌ها ساده شروع می‌شوند و با یک علامت سؤال بزرگ به پایان می‌رسند و اینها همه یعنی جذابیت یک مجموعه داستان.
کد خبر: ۱۲۱۱۰۱۸

ریچارد فورد را امیرمهدی حقیقت معرفی کرده است، همان‌طور که پیشتر هم با ترجمه و معرفی جومپا لاهیری نویسنده هندی‌الاصل مقیم آمریکا توجه خیلی از علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و رمان را به این نویسنده جلب کرده و فضا را برای ترجمه دیگر آثار او را در ایران آماده کرده بود. فورد هم به‌زودی با داستان هایش در جامعه ادبی ایران جای خود را باز کرده و تبدیل به نامی آشنا خواهد شد.
همان‌طور که گفتیم این داستان‌ها کثیف هستند، البته نه کثیف به همان معنای معمولی که در ذهن ما وجود دارد. رئالیسم کثیف نام سبکی در ادبیات آمریکاست که نویسندگانش در باب جنبه‌های سیاه زندگی معاصر می‌نویسند، به عبارت بهتر رئالیسم کثیف سبکی در نویسندگی است که هدفش خلق سرنوشت‌هایی واقعی و غم‌انگیز است. رئالیسم کثیف اغلب در مورد انسان‌هایی است که زندگی غم‌انگیزی دارند که در آن با مشکلاتی نظیر مواد مخدر، مصرف الکل و طلاق دست‌به‌گریبان هستند.
ریموند کارور از نویسندگان شاخص این سبک است که در ایران هم شناخته شده و مورد توجه است. در رئالیسم کثیفی که فورد نوشته است، هم می‌توان سادگی و سیاهی آمیخته به هم را مشاهده کرد، اما در داستان‌های او بر‌خلاف کارور خبری از امید نیست، زندگی همین است، همین فضای خاکستری که انسان آمریکایی با آن روبه‌روست و گاه به سیاهی می‌رسد و گاه رگه‌هایی از خاکستری پیدا می‌کند، اما هر چه هست در تمام داستان‌ها سفیدی نیست که نیست.
رئالیسم کثیف نام سبکی در ادبیات آمریکاست که نویسندگانش در باب جنبه‌های سیاه زندگی معاصر می‌نویسند، روایت‌ زندگی آدم‌های متوسطی که هر طرفی هم بروند واقعیت‌های تلخ زندگی‌شان بار می‌شود روی شانه‌هایشان و رهایشان نمی‌کند. می‌شود آن را ادبیاتی وحشی هم دانست که علیه آنچه پیرامون خود می‌بیند طغیان کرده و می‌خواهد تمام این سیاهی‌ها را بریزد روی کاغذ.
«آتش بازی» دربردارنده ۹ داستان است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شده و فورد با همین کتاب توانسته به عنوان یکی از بهترین داستان کوتاه‌نویسان نسل خود در آمریکا معرفی شود. در تمام رئال‌های چرک و کثیف او شاهد زندگی‌های خانوادگی هستیم که در آن اتفاق یا اتفاقاتی رابطه پدر و مادر و فرزندان را تحت‌الشعاع قرار داده است، پدران و مادران بدحالی که یا بد آورده‌اند یا خودشان بدی را رقم زده‌اند که حالا نه فقط گریبان خود که گریبان فرزندان‌شان را هم می‌گیرد. پدران یا مادرانی که اگر رفته‌اند هم طوری این اتفاق افتاده که طعم تلخش تا همیشه یاد فرزندان‌شان بماند و با هر اتفاقی خاطره این رفتن یادشان بیاید و... .
طبعا وقتی پدر و مادرها درگیر ماجرایی می‌شوند که بر فرزندان تاثیر می‌گذارد، زندگی شان را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این موارد را در دیگر داستان‌های مشابه نیز دیده‌ایم، اما پایان‌های متفاوت فورد مخاطب را به فضایی دیگر می‌برد. اینجا نه خبری از پایان‌های باز است، نه پایان‌های خنثای بی‌اتفاق. پایان، شخصیت‌ها و مخاطب را محاصره می‌کند.
شخصیت گیج و سردرگم می‌ماند و نمی‌داند چه کند. شخصیت سؤال دارد، از خودش و از زندگی و جهان اطراف. یا مخاطب با سؤال‌های او درگیر می‌شود یا سؤال‌هایی که راوی در پایان داستان مطرح می‌کند. سؤال‌هایی که هرچند از فضای داستانی برمی‌آیند که در جامعه ایران حاکم و غالب نیست، اما آنقدر همه‌گیر هستند که هر انسانی در هر گوشه جهان درگیرشان شود و به این فکر کند که چرا؟ و آدمیزاد همان‌طور که در این جهان همواره با چراهای متعددی سردرگم می‌ماند، در داستان هم با همین فضا روبه‌رو می‌شود.
خلاصه آن‌که آدم‌های فورد همه خسته و به قول امروزی‌های فضای مجازی، تباهند. تباهی که گاه خود در ایجاد آن نقش دارند و گاه نتیجه چیزی است که دیگران برایشان رقم زده‌اند. هرچند داستان‌ها دربردارنده زندگی افتان خیزان انسان آمریکایی امروز هستند که در فضایی وحشی است و نمی‌داند چه کسی آن را برایش رقم زده، پیش می‌رود، درگیر می‌شود، درگیر می‌ماند و به پایان می‌رسد.
ریچارد فورد، رمان‌نویس آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر است. کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی دارد و پیش از پایان اولین رمانش به نام «تکه‌ای از قلب من»، برای اسکوایر و نیویورکر داستان کوتاه می‌نوشت. او رمان‌های بسیاری از جمله آخرین خوش‌شانسی، خبرنگار ورزشی، حیوانات وحشی و روز استقلال را نوشته است.
فورد جایزه‌های بسیاری دریافت کرده و عضو انجمن نویسندگان آمریکاست. او در یکی از مصاحبه‌هایش درباره این‌که آیا داستان‌هایش توانسته بر جامعه‌اش تاثیر بگذارد یا نه، می‌گوید: «من فقط این را می‌دانم که ادبیات به خواننده کمک می‌کند دریچه تازه‌ای برای دیدن اهمیت زندگی داشته باشد، همان‌طور که باعث می‌شود پیامد حوادث را هم در نظر بگیرد. این‌که آدم بخواهد بهتر بشود یا نه یک تصمیم شخصی است. من خودم دلایلی دارم که خب شاید خیلی هم دقیق نباشند، هرچند بهترشدن با آرزوی بهترشدن فرق می‌کند.»
امیرمهدی حقیقت پیشتر مجموعه داستان‌های خوبی خدا و خریدن لنین و گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه برنارد مالامود با عنوان کفش‌های خدمتکار، خواب خوب بهشت از سام شپارد و در میان گمشدگان نوشته دن چاون را نیز ترجمه کرده است.
او همچنین مترجم و معرف آثار جومپا لاهیری در ایران است و مجموعه داستان‌های مترجم دردها و خاک غریب و رمان‌های همنام و گودی و نیز کتابی در زمینه یادگیری زبانی تازه با عنوان به عبارت دیگر به قلم این نویسنده را به فارسی برگردانده است.
ترجمه رمان‌های سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش نوشته هاروکی موراکامی و غول مدفون نوشته کازوئو ایشی گورو از دیگر آثار حقیقت در حوزه رمان است.

زینب مرتضایی‌فرد

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها