سفارش برای کتابفروشی هدهد

: آیا سریال «کتابفروشی هدهد» می تواند به تعداد کتابخوان های جامعه ما بیفزاید؛ جامعه ای که به دلیل پایین بودن درصد مطالعه در آن آسیب پذیر شده است.
کد خبر: ۱۲۰۱۸۸

اگر یک اثر نمایشی که از رسانه ای پرمخاطب مانند تلویزیون پخش می شود بخواهد به چنین هدفی برسد چه ویژگی هایی باید داشته باشد؛ مرضیه برومند، کارگردان سریال «کتابفروشی هدهد» با سابقه طولانی که در زمینه برنامه سازی تلویزیونی دارد، حتما با این ویژگی ها آشناست.
برومند مثل همه آدمهای رسانه ای می داند «غیرمستقیم گویی» موثرترین راه رسوخ به ذهن مردم است ، مردمی که در مقابل نصیحت گویی از خود مقاومت نشان می دهند و آن را نمی پذیرند. برومند همه اینها را بهتر از ما می داند.
او با آثاری که برای تلویزیون ساخته ، نشان داده که ذائقه مخاطب را می شناسد و می داند با چه تمهیداتی می توان مردم را پای تلویزیون نشاند و با او حرف زد.
برومند قصه گوی خوبی است . شوخ طبعی خاصی را دارد که آن را در آثار خود به نمایش می گذارد. برومند در یک اثر به همه سنین توجه می کند. از کودک تا کهنسال مشتری کارهای او هستند، به آداب اجتماعی مقید است و همچنین پایبند قانون هم هست ، بنابر این عقاید خود را در کارهایش مطرح می کند و چون افکارش مثبت است سعی می کند آنها را به دیگران هم منتقل کند. همه این خصوصیات باعث شده است سریال «کتابفروشی هدهد» به سریالی پرطرفدار تبدیل شود.
شاید بهتر است درباره این سریال بگوییم طرفداران برومند شنبه شبها پای تلویزیون می نشینند تا یک سریال جذاب و دیدنی از کارگردان مورد علاقه خود ببینند. اما آیا سریال «کتابفروشی هدهد» توانسته ، خواسته های علاقه مندان برومند را برآورده کند و تاثیرگذار باشد؛ «کتابفروشی هدهد» یک کار سفارشی است. سازمان فرهنگی ، هنری شهرداری که ترویج «کتابخوانی» را از وظایف خود می داند از برومند خواسته است با ساخت یک سریال این سازمان را به هدفش نزدیک کند. بنابر این کارگردان خوش ذوق تلویزیون باید در وهله اول «نوع سفارش» را در کارش لحاظ کند، اما همانطور که گفتیم در شرایط فعلی «نصیحت» چندان کارساز نیست ، اما گاهی اوقات «نوع سفارش» این سریال را به سمت «نصیحت» سوق می دهد و بعد از تماشای چند قسمت از «کتابفروشی هدهد» مخاطب می فهمد که برومند تصمیم دارد او را «وادار» به کتابخوانی کند. در هر قسمت هر اتفاقی هم که رخ دهد ختم به «کتاب» می شود، از مشکل آشپزی گرفته تا بیماری عصبی.
همین نوع تفکر باعث می شود، رفته رفته مخاطب از کار دلزده شود، هر چند برومند تلاش کرده در هر قسمت از سریال ، داستان و ماجرایی تازه و نو را روایت کند، اما بپذیریم که بیننده چون می داند آخر ماجرا به واسطه کتاب ختم به خیر می شود از پیگیری آن دلسرد می شود. در کنار کتابفروشی سیار هدهد، برومند یک « ast Food را هم گذاشته است. این 2 مکان مدام با یکدیگر مقایسه می شوند، حالا بیننده فهمیده است که کتابفروشی خوب است و رستوران بد، اما براستی چرا باید برای ارزش دادن به یک عمل (در اینجا کتابخوانی) عمل دیگر کوچک شمرده شود. در شرایط زمانی و نوع زندگی آدمها، بخصوص کسانی که در شهری چون تهران زندگی می کنند مکانی چون Fast Food همانقدر لازم است که یک کتابفروشی. مگر نه این است که افراد باید کتاب بخوانند تا بتوانند درست انتخاب کنند و درست زندگی کنند و به طور کلی «فرهنگ» زندگی کردن در جامعه شهری اصلاح شود. در این شرایط آیا با کوچک جلوه دادن یک رستوران ، یک اثر تلویزیونی بخشی از مخاطبان خود (بخصوص جوانها) را از دست نخواهد داد؛ آیا با این روش می توان جوانها را به کتابخوانی تشویق کرد؛ جوانهایی که از این گونه رستوران ها به صورت پاتوق استفاده می کنند، آیا همین رستوان ها نمی توانند مکان های خوبی برای ترویج کتابخوانی باشند؛ اما واقعیت این است که صاحب اصلی این رستوران چندان آدم دوست داشتنی نیست ، او طماعی است که مدام در حال حساب و کتاب کردن است و در مقابل کتابفروش سریال بسیار آدم فرهیخته و فروتنی است.
این سیاه و سفید نشان دادن مکان ها و آدمها شاید کار سفارش دهنده سریال و کارگردان را در رسیدن به هدف کمی سخت کند.


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها