اقتباس امروزی از یک داستان قدیمی

: اقتباس برای تولید آثار تلویزیونی و سینمایی ، موضوعی است که با وجود تازه نبودنش چون به نتیجه مشخصی نرسیده ، هنوز هم قابل طرح است.
کد خبر: ۱۱۹۳۱۳

این یکی از پیشنهادهایی است که به عنوان راه حل نجات آثار تصویری از بحران موضوع و مضمون مطرح می شود و گذشت بیش و کمش از بوته آزمایش ، نشان داده که راه اشتباهی هم نیست. گرچه تلویزیون به گواهی کارهای متعدد در این زمینه نسبت به سینما پیشقدم بوده ، ولی هنوز هم جای پرداخت بیشتری دارد. سریال «به دنیا بگویید بایستد» در این زمینه کار جدید محمدرضا آهنج ، اقتباسی است از نمایشنامه «هملت» اثر جاودانه ویلیام شکسپیر بزرگ.
مصطفی گودرزی نویسنده فیلمنامه تلاش کرده با نگاهی به این داستان جاودانه روایت جذاب و امروزی و جوان پسندی از آن ارائه بدهد تا به مذاق مخاطبان رسانه فراگیر تلویزیون خوش بیاید. او با طرح مضامین کلی مطرح شده در آن نمایشنامه مثل برادرکشی ، تصاحب فرزند توسط عمو و... یک قصه اجتماعی را مطرح کرده که محور اصلی اش رابطه 2جوان به نامهای اعلائ و شهریار است که رابطه خوب و صمیمانه ای با هم دارند. اما طولی نمی کشد که وقوع یک قتل ، به دوستی آنها پایان می دهد و همه شواهد و قرائن از دست داشتن اعلائ در این اتفاق حکایت می کند و بعد از این است که کشف راز این قتل به موضوع اصلی سریال تبدیل می شود. جالب اینجاست که این اتفاق درست در همان قسمت اول سریال می افتد که هم از یک طرف تماشاگر را با کار بیشتر درگیر می کند و هم از مقدمه چینی ها و روده درازیهای مرسوم جلوگیری می کند. بعد از آن بخش عمده ای از قصه در فلاش بک و زمان گذشته اتفاق می افتد و فقط در جاهایی از این زمان بیرون می آید که داستان اقتضا می کند.
حامد کمیلی در نقش اعلائ و امیرمحمد زند در نقش شهریار، 2بازیگر اصلی سریال هستند که برای اولین بار چهره شان را می بینیم و هیچ کدام جز تجربه های پراکنده تئاتر، تجربه جدی ای نداشته اند. کمتر کارگردانی است که برای ایفای نقشهای اصلی کارش به چنین جسارتی دست بزند و به اصطلاح ریسک کند. چون خوشمان بیاید یا نه ، حضور بازیگران آشنا خواه ناخواه به جلب تماشاگر کمک زیادی می کند. این یک اصل نانوشته اما تجربه شده است که همه ما دوست داریم قصه آدمهایی را دنبال کنیم که از قبل با آنها آشنایی بیشتری داریم و به نوعی نسبت به چهره شان شرطی شده ایم. ولی این کار آهنج نشان می دهد که او دوست دارد تا جایی که می شود تهیه کننده و همین طور مسوولان شبکه را برای حضور چهره های جدید در کارش قانع کند. چون اگر این ریسک خوب جواب بدهد و ملت خوششان بیاید، به باورپذیری کار هم کمک زیادی می کند.
نکته تخصصی تر آن معرفی چهره های جدید به دایره بازیگری سینما و تلویزیون است که بی اغراق همه ما از تکرار بعضی آدمها و کلیشه شدن شان در نقشهای مثبت یا منفی خسته شده ایم. نمونه اش حامد بهداد است که کار قبلی همین کارگردان «سایه آفتاب» خیلی در دیده شدنش تاثیر داشت. یا نمونه دیگرش بازیگر دیگر همین «به دنیا بگویید بایستد»، یعنی مریم کاویانی است که حدود دو سالی است از عالمی بی ارتباط با تصویر و بازیگری وارد این کار شده ، ولی در همین مدت کوتاه آن قدر بازی کرده که انگار تا حالا جایش خالی بوده! در نظر گرفتن تعادل انتخاب بقیه بازیگران و نوع چینش آنها باعث شده ، تماشاگر خیلی اذیت نشود. فرهاد قائمیان ، مریم کاویانی ، محمود عزیزی ، آزیتا لاچینی ، جمشید گرگین ، فریبا متخصص ، مهسا کرامتی و... تنوع خوبی را در کار ایجاد کرده اند و کارگردان تا جایی که توانسته از آنها در نقش متفاوتی استفاده کرده است. نمونه اش فرهاد قائمیان است که یکی از آخرین بازیهایش نقش یک خلافکار در مجموعه پربیننده «وفا» بود و حالا درست برخلاف آنجا در نقش یک پلیس ظاهر شده.
هنوز چند قسمت کار بیشتر پخش نشده و تا پایانش در قسمت هفدهم خیلی راه است. بنابراین می شود بقیه حرف و حدیث ها را گذاشت برای یک وقت دیگر.


جابر تواضعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها