مروری بر رمان «جوکس» نوشته محمد پروین

این داستان روی خوش ندارد

«حالا فکر کن یک اتفاقی هم بیفتد. می‌خواهی مدام بالا و پایین را به هم بدوزی که روی خوش داستان به سمتت بچرخد.» جوکس با این جمله آغاز می‌شود و با همین جمله به خواننده نوید داستانی پر اتفاق را می‌دهد، اما به او تلنگر می‌زند که منتظر اتفاق خوب یا روی خوش داستان نباشد و اتفاق اصلی داستان، گم‌شدن امیر را، همان یکی دو صفحه اول رو می‌کند. راوی از همان آغاز، تکلیفش را با مخـاطب روشن مــی‌کند. شخصیت‌های داستان، جوان‌های دانشجوی دهه 90 هستند.
کد خبر: ۱۱۸۵۲۳۴

نویسنده در جوکس به موازات جست‌وجوی راوی برای دوستش امیر و ساختن شخصیت او و اطرافیان، قصد بیان دغدغه‌ها و مشکلات جوانان بیست و چند ساله تهرانی در این سال‌ها را دارد. برای نمایش و ساخت داستان، از دو عنصر زبان و شهر تهران بهره می‌گیرد. زبان شخصیت‌های داستان مثل زندگی‌هایشان پر پیچ و تاب است و برای خوانندگانی از یک نسل (و حتی یک دهه) قبل در اولین خوانش سخت به نظر می‌رسد.
با پیش‌رفتن داستان، اتفاقات، ماجراها، دغدغه‌ها و مشکلات جوانان هم‌نسل نویسنده نیز نشان داده می‌شود. از اولین درگیری‌ها با حراست دانشگاه تا آخرین مشاجره با پدر امیر شاهد ناسازگاری و عدم‌درک متقابل و سوء‌تفاهم میان شخصیت‌های اصلی داستان و اطرافیانشان، چه هم‌نسل خودشان و چه از نسل‌های دیگر هستیم. این مشاجرات و درگیری‌ها تا زد و خورد در مهمانی و احتمال مرگ پسری که در مهمانی با راوی درگیر شده است، پیش رفته و هر یک زوایای جدیدی از شخصیت راوی، سینا و امیر به خواننده نشان می‌دهند. راوی در تمام طول داستان، میان انتخاب ماندن و جست‌وجوی دوستش و شانه‌خالی‌کردن از بار مسؤولیت در برابر او در نوسان است.
شخصیت امیر و روایت هر یک از شخصیت‌های داستان از او، یادآور داستان «فیل در خانه تاریک» است. هر یک از این افراد، انگار فرد متفاوتی را می‌شناسند.
خواننده در طول داستان با شخصیت‌ها در این شناخت جدید از او و در شگفتی‌شان از کارهای عجیبی که انجام داده و در شوک پایان داستان همراه می‌شود.
نکته جالب توجه دیگر، استفاده از عناصر شهری تهران برای فضاسازی و حتی شخصیت قائل‌شدن برای این عناصر شهری است. تا جایی که از زبان راوی می‌خوانیم: «مدرس هم با همه زیباییش گاهی مثل من یک اتوبان غمگین می‌شود.»
هر منطقه‌ای از شهر که اتفاقات داستان در آن پیش می‌رود، متناسب با شناخت و باور عمومی از آن منطقه و اهالی آن در وقایع داستان درگیر می‌شود.

از این منظر می‌توان جوکس را یک رمان شهری و تهران را تا حدودی یکی از شخصیت‌های داستان برشمرد.
داستان، ویژگی خاص دیگری نیز دارد و آن تکرار نام نویسنده برای شخصیت‌های مختلف داستان است: محمد که راوی داستان است، ممد و ممل که هر یک مدت کوتاهی در جست‌وجوی محمد و سینا برای امیر با آنها همراه می‌شوند. آیا نویسنده با این انتخاب اسامی قصد نشان‌دادن تشابهات و یگانگی در میان شخصیت‌های مختلف داستان و در واقع جوانان هم‌نسل خود را داشته است یا با میل به جاودانگی در هر شخصیت نشانه‌ای از خویش به امانت گذاشته؟

مریم بابایی

منتقد ادبیات

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها