زندگی جاری است، اما در کانکس!

یک سال گذشت؛ یک سال از آن شب سرد و سیاهِ ویرانگرِ وحشتزده ... از آن شبی که فقط 20 ثانیه جهنمی‌اش، داغی ابدی بر سینه عده‌ای گذاشت و روزگاری تلخ و تار برای بسیاری از هموطنان کرمانشاهی‌مان رقم زد.
کد خبر: ۱۱۷۶۲۶۲
زندگی جاری است، اما در کانکس!
یک سال گذشت مثل برق و باد برای ما اما سنگین و آرام و کند، به کندی شاید هزار سال برای مردمانی که عزیزشان، خانه و سرپناه و همه دار و ندارشان در همان 20 ثانیه سیاه و جهنمی بیست و یکم آبان‌ماه با غرش مهیب و ویرانگر زمین، از کفشان رفت و جایش را به داغی و حسرتی بزرگ سپرد؛ داغی که گمان می‌رفت توان قامت راست کردن دوباره را از آنان بگیرد. ساعت زندگی اما عقربه‌هایش از حرکت باز ناایستاد مثل هر زمان دیگری مثل هر حادثه و مصیبت دیگری... پس دوباره بارقه‌های امید از گوشه و کنار باریدن گرفت؛ از آسمان، از دل بزرگ و آسمانی مردمان کرد، از سینه تپنده مردم خیر و نیکوکار ایران‌زمین که خود را به غرب کشور رساندند و دست‌هایشان برای امدادرسانی یکی شد و دلشان اقیانوس به‌هم پیوسته عشق. یک سال گذشت، هوا گرم شد، سرد شد، ابری شد، آفتابی شد، باد و برف و باران آمد... اما در همه این روزها و لحظات، دست‌های نیکوکار از مهربانی‌شان کم نشد، تا چادر زلزله‌زدگان به اتاقکی فلزی و اتاقک‌های سفیدِ کوچک فلزی به سرپناهی سیمانی تبدیل شود و شد البته؛ گرچه هنوز عده زیادی کانکس نشینند و منتظر نگاه و امداد و توجه بیشتر.

در تمام این ماه‌ها و روزها یک نفر همیشه در میان و همراه مردم کرمانشاه و شهرستان سرپل ذهاب بود و همچنان هست؛ امام‌جمعه جهادی این شهر که خودش خانه‌خراب و چادر و کانکس‌نشین شده بود، اما از همان ابتدا و همراه تیم جهادی‌اش، در امدادرسانی و بازسازی و پیگیری مطالبات مردم مصیبت‌دیده، در صف اول بود. در یک سالگی زلزله با جواد فاطمی‌نسب درباره شرایط سرپل‌ذهاب که بیشترین خسارت را در زلزله سال گذشته دید، به گفت‌وگو نشستیم. وی اگرچه حمایت و همراهی مردم و مسؤولان را قابل تقدیر دانست، اما تاکید کرد که هنوز خانوارهای زیادی زندگی کانکسی دارند و در شرایط سختی به سر می‌برند؛ شرایطی که با رسیدن فصل سرما و بارش‌های پاییزی و زمستانی سخت‌تر هم خواهد شد.

درست یک سال از زلزله کرمانشاه گذشته و انتظار می‌رود که دست‌کم کسی در چادر و کانکس که هر دو اسکان اضطراری و موقت هستند، زندگی نکند، اکنون وضعیت در شهر و روستاهای سرپل ذهاب چگونه است؟

خدمات بسیار زیادی طی این یک سال از سوی نهادهای دولتی و خیرین و مردم سراسر کشور به زلزله‌زدگان کرمانشاهی و بویژه سرپل ذهابی ارائه شد، با این حال هنوز به دلیل برخی کم‌کاری‌ها و کمبودها بین 5 تا 6هزار خانوار در شهرستان سرپل ذهاب (و عمدتا در شهر سرپل) در کانکس زندگی می‌کنند و شاید با شرایط موجود دیگر امیدی هم به خانه‌دار شدن نداشته باشند.

این کمبودها و کم‌کاری‌ها که مطرح کردید، چیست؟ چرا در این یک سال مردم موفق به ساخت و تکمیل خانه‌های خود نشدند؟

خب مشکلات زیادی مانع بازسازی شهر و خانه‌های مردم بود که مهم‌ترین آن نوسانات بازار و افزایش مصالح ساختمانی از یک سو و عدم کنترل و نظارت بر بازار گاه افسارگسیخته مصالح از سوی دولت بود که روند ساخت و سازها را در بسیاری موارد کند و حتی متوقف کرد.

بخش دیگری از عدم نظارت و کم‌کاری‌های دولتی که کار را پیچیده و دشوار کرد، عمل نکردن به وعده‌های داده شده بود. به طور مثال در بحث مسکن مهر شهید شیرودی قرار بود وزارت مسکن و شهرسازی خودش کار بازسازی این مجموعه را انجام و کار را تحویل مردم دهد، ولی متاسفانه تاکنون حتی یک خشت از آن را روی هم نگذاشته و ساکنان این مجموعه هم در کانکس‌ها زندگی می‌کنند. مورد دیگر برمی‌گردد به وعده وزارت مسکن که براساس آن قرار بود مصالحی همچون آهن و میلگرد را با نرخ قدیم در اختیار مردم قرار دهد، اما یا مصالحش تمام شده یا اگر دارد به اندازه لازم در ا ختیار مردم قرار نداده، که اگر این اتفاق می‌افتاد اکنون بخش اعظم مشکلات ساخت و ساز مردم حل شده بود. یا سیمان‌هایی که به توصیه مقام رهبری قرار بود در اختیار زلزله‌زدگان قرار گیرد و در ابتدا هم خوب توزیع شد، ولی پس از مدتی به دلیل عدم نظارت صحیح، یا دیگر توزیع نشد یا به میزان کافی و لازم در اختیار مردم قرار داده نشد. نتیجه همه اینها امروز این شده که سرپل ذهاب تبدیل به یک شهر اسکلتی و فلزی بدمنظر بشود که همه چیز آن در بلاتکلیفی است؛ هم ساخت و ساز خانه‌ها و هم زندگی مردمانش.

گرانی مصالح مربوط به پنج، شش ماه اخیر است. پیش از آن ساخت و سازی صورت نگرفت؟

تا چند ماه اولیه که همه درگیر آواربرداری بودند، تسهیلات و وام‌های دولتی هم ابتدای کار به دست مردم نرسید، کمااین‌که از 55 میلیون تومان که قرار شد به خانه‌های تخریبی شهری داده شود، هنوز بسیاری این تسهیلات را به طور کامل دریافت نکرده‌اند. شاید برخی از بی نظمی‌ها و عدم نظارت‌ها و جدی نگرفتن ماجرا به همین بخش برگردد. امابه هرحال تا پیش از گرانی پیمانکاران با متری 800 تا 700 هزار تومان کار را می‌بستند، اما با افزایش قیمت مصالح، حتی با قیمت 1600 تا 1700 هم نمی‌توانند کار را به پایان برسانند، برای همین پیمانکاری حاضر به کار نیست، آنها هم که کاری دستشان بود، کار را رها کردند. همین شد که فقط آنها که تمکن مالی داشتند (که تعدادشان در شهرستان محروم سرپل ذهاب زیاد نیست) موفق به تکمیل خانه‌های خود شدند و عمده مردم فقط موفق به ریختن فندانسیون خانه‌های خود شدند و حالا هم فقط چشم‌شان به دست و تصمیم دولت است.

خب دولت قرار است چه کار بیشتری برای این مردم بکند؟

ظاهرا قرار شده 15 میلیون تومان (پنج میلیون بلاعوض و ده میلیون تسهیلات با سود 4 درصد) در اختیار مردم و خانه‌های تخریبی شهری قرار بگیرد که البته همان هم هنوز اجرایی نشده است.

اگر دولت این 15 میلیون تومان اضافی را به زلزله‌زدگان بدهد، کار ساخت خانه‌های تخریبی به سامان می‌رسد؟

مسلما نه. این پول هم دردی از مردم دوا نمی‌کند، چون قیمت مصالح چند برابر شده است. به طور مثال اگر قبلا میلگرد را کیلویی 2500 تومان می‌خریدیم، حالا باید کیلویی 6000 تومان بخریم یا این‌که اگر هر یک تن آجر، 50 هزار تومان بود، اکنون 140 هزار تومان است و این درحالی است که به دلیل افزایش تقاضا در سرپل ذهاب و نبود نظارت و دخالت دولت، هر فروشنده‌ای مصالح خود را به هر قیمتی که بخواهد به فروش می‌رساند. در چنین شرایطی مردم اگر خودشان بتوانند کار را ادامه دهند، می‌دهند و گرنه هیچ و چنانچه دولت هم کمکی نکند و این شهرستان زلزله‌زده، دوباره در کانون توجه دولت و ملت قرار نگیرد، ممکن است بسیاری از مردم که هم‌اکنون در کانکس‌ها هستند دیگر هیچ‌گاه نتوانند صاحب خانه شوند و همیشه کانکس‌نشین بمانند.

چه بخشی از جمعیت کانکس‌نشین سرپل ذهاب، مستاجران این شهرستان هستند؟

تقریبا حدود 4000 خانوار از 6000 خانوار مستاجران شهر هستند که اینها از همه ناامیدتر و بدحال ترند. زیرا دستشان به هیچ جا بند نیست و به دلیل چند برابر شدن قیمت اجاره‌خانه دیگر توان مستاجر شدن را هم ندارند. البته قرار شد زمینی و مبلغی در اختیار این جمعیت هم قرار گیرد که این اتفاق هم نیفتاد. گرچه اگر زمین و تسهیلات 40 تا 50 میلیون تومانی هم در اختیار مستاجران قرار گیرد، باز با این مبلغ نمی‌توانند حتی همان زمین رایگان را بسازند و صاحب خانه شوند. درواقع این افراد دیگر امیدی به خانه‌دار شدن ندارند.

وضعیت کانکس‌نشین‌ها این روزها به چه صورتی است؛ بویژه آن‌که برف و باران و سرما هم در راه است.

کانکس‌ها یک‌سال پیش در اختیار مردم قرار داده شده و در این مدت فرسوده و غیرمقاوم شده‌اند و این یعنی این‌که در مقابل برف و باران سنگین توان مقاومت ندارند و براحتی آب و سرما به داخل آنها نفوذ می‌کند.

البته درکل نمی‌شود منکر زحمت و خدمات مسؤولان دولتی شد، اما آن انتظاری که از نظام جمهوری اسلامی می‌رود را نمی‌شود در رفع مشکلات مردم این خطه مشاهده کرد. هرچند وضعیت روستاها بسیار بهتر از شهر است، زیرا از همان ابتدا نیروهای سپاهی و جهادی (که ظرفیت مغفول عظیمی هستند) وارد روستاها شده و کار ساخت و ساز و رسیدگی به روستاها را آغاز کرده و به سرانجام رساندند.

ظاهرا وضع ساخت و ساز اماکن عمومی شهرستان هم چندان رضایت‌بخش نیست؟

بیمارستان شهدا و دانشگاه پیام‌نور دو ساختمان مهم سرپل ذهاب شهرستان است که متاسفانه هردو اکنون در شرایط نامطلوبی به جهت ساخت و ساز به سر می‌برند. بیمارستان شهدا که در زلزله کاملا تخریب شد، قرار بود پس از سه ماه بازسازی و افتتاح شود، درحالی که بعد از یک سال هنوز کار بازسازی آن به سرانجام نرسیده و وعده‌اش را برای سوم آذر داده‌اند. این درحالی است که می‌دانیم افتتاح ساختمان بیمارستان افتتاح ناقصی است، زیرا بیمارستان با تجهیزاتش بیمارستان می‌شود که فعلا از آنها هم خبری نیست.

هم‌اکنون بیماران سرپل ذهابی کجا بستری و درمان می‌شوند؟

در همان بیمارستان صحرایی که بعد از زلزله راه‌اندازی شد و دردناک این‌که بدانید اتاق عمل ما همچنان در یک کانتینر است.

و شرایط دانشگاه پیام نور به چه صورتی است؟

دانشگاه پیام نور ما نزدیک هزار دانشجو دارد و ساختمان جدیدش که سال 90 ساخته شده کاملا تخریب شده و ساختمان قدیمی‌اش هم هنوز تعمیر و قابل استفاده نشده و دانشجویان بعد از یک سال در کانکس و در چند اتاق کوچک که در شان آنها نیست، درس می‌خوانند. البته یک میلیارد و 300 میلیون تومان برای تعمیر یک ساختمان دانشگاه تخصیص داده شده که هنوز در اختیار دانشگاه قرار نگرفته است.

در گفت‌وگویی که پیش از تابستان با هم داشتیم، برای تابستان و شیوع بیماری‌های واگیردار بین زلزله‌زدگان خیلی نگران بودید؟ آن نگرانی‌ها بخیر گذشت؟

گرما مردم را اذیت کرد اما بیماری‌هایی که نگران شیوعش بودیم، خوشبختانه بخاطر عملکرد خوب وزارت بهداشت کنترل شد و مشکل خاصی پیش نیامد.

وضعیت روحی مردم زلزله‌زده هم‌اکنون چطور است؟

دراین باره نه می‌توان گفت شرایط خیلی بد و نه خیلی خوب است، به عبارتی آنها که توانسته‌اند خانه خود را بازسازی و تکمیل کنند و زیرسقف و سرپناهی بروند و به زندگی عادی بازگردند، شرایط روحی مطلوبی دارند ولی آن‌که نه خانه دارند و نه امیدی به آینده، طبیعتا خلق و خوی و روحیه خوبی ندارند. پایگاه‌های مشاوره البته در شهرستان هست، ولی تعداد آنها هم خیلی کم شده و کفاف نیاز روحی و روانی مردم را دیگر نمی‌دهد.

خانه‌های نیمه‌کاره را دریابید

امروز مهم‌ترین گلایه و ناراحتی مردم زلزله‌زده کرمانشاه از گرانی مصالح است که باعث شده خیلی از کارها متوقف شود. زیرا هم‌اکنون ریختن فونداسیون یک ساختمان 30 میلیون و اسکلت بندی آن 50 میلیون تومان هزینه دارد تا بنا فقط به سفت‌کاری برسد به عبارتی ساخت یک خانه 80 متری با هزینه متری 5/1 میلیون تومان می‌شود 120‌میلیون که حتی اگر دولت 80 میلیون تومان هم بدهد ( که نمی‌دهد) خانه‌ای با این پول‌ها ساخته و تکمیل نمی‌شود.

البته ما گفت‌وگویی در این خصوص با جناب استاندار کرمانشاه داشتیم و ایشان قول دادند که پیگیر شوند تا تسهیلات بیشتری از دولت برای تکمیل بازسازی خانه‌های زلزله‌زده بگیرند که امیدواریم این اتفاق بیفتد. از سویی خواست و پیشنهاد خود ما هم به مردم سراسر کشور و خیرین و نیروهای جهادی این است که اگر قصد کمک دارند، پول و انرژی خود را برای تکمیل خانه‌های نیمه‌کاره و در حال پایان بگذارند، زیرا خانه‌های زیادی داریم که با ده تا 20 میلیون تومان تکمیل می‌شوند و اکنون به خاطر نبود همین مبالغ نصفه و نیمه باقی مانده‌اند و همه ما باید بر تکمیل این خانه‌ها تمرکز کنیم.

فاطمه مرادزاده

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها