تاکسـی نوشت

چای نوشیدن با یک موش زحمتکش در صادقیه

گفت ببخشین اجازه است لباس عوض کنم. گفتم شما ببخشید آمدم توی اتاق شما برای نماز خواندن جایی نبود . گفت نه ما اینجا کارگریم. اینجا هم اتاق ما نیست . چایی ریخت دونفری نوشیدیم و گپ زدیم از زندگی اش که چرخ‌دنده‌هایش در حال له کردنش بود از قسط نداری و بدبختی ... توکلش اما حرف نداشت و حرام و حلال شناسی ... خیس عرق بود و دست‌هایش عین ازحمام آمده ها پیر شده بود و چروک... گردنش درد گرفته بود.
کد خبر: ۱۱۶۱۵۴۹

شانههایش را ماساژ دادم ... از خودم خجالت کشیدم، از گوشی همراهم، از بوی عطرم، از سوئیچ توی جیبم و... از هفت صبح میزد بیرون تا چهار بعد از ظهر بعد میآید یک تن پوش موش مزخرف عروسکی را تن میکند که من و امثال من به کمرمان بزند هوس پیتزا و آجیل و کوفت و زهرمار کنیم و بچه هایمان با او عکس بگیرند و در گروههای فامیلی تلگرام کنیم و ای جونم و جیگرم و استیکر درو کنیم. برادر من! خواهر من! عزیز دلم! پشت آن لبخند قاچ خورده گل و گشاد موشی که شما با آن سلفی می گیرید یک مرد خسته نفس میکشد. این کله عروسکی هفت هشت کیلو وزن دارد. پاها هم وزنشان زیاد است . اینکه موزیک گوشی ات را پلی کنی و بخواهی بچه ات را بغل کند و قر بدهد بی انصافی است. اینکه با او شوخی دستی کنی و بخندی قشنگ نیست. تو نهایتا پنج دقیقه با او صفا میکنی و او در حال انجام شغلش است. میتوانست پخش ماشین بدزدد، می توانست توی مترو و اتوبوس جیب من و شما را خالی کند. می توانست توی پارکها شیشه و کراک و علف و پنیر بفروشد. نفروخته و چون نکرده شرف دارد. برای خندیدن دوستت دم مرد را نکش ... حفظ تعادل آن سر هفت کیلویی سخت است لعنتی... مرد قصه ما برای شش ساعت زندانی شدن در این قفس زیبا فقط 35هزار تومان میگرفت و خدا را هم شاکر بود. آقای مسئول آقای آقا زاده! آقای ... ای که دستت می رسد ... به وا... العظیم حال و روز زندگی خیلی از مردمان شریف ونجیب و غیور کشورمان همین است. چرخ زندگیها زنگ زده است. نرم نیست . نیازهای اولیه و روز مره دغدغه مردم شده است. لبخندی شیک و گشاد و لباسی شاد بر تن داریم ولی فقط خدا از دلمان خبر دارد. بارها گفته ام روزگار ما روزگار غمهای مگوست ... و امان از این غمهای مگو ...خدایا خودت به دادشان برس ... حالا شما بگو ادای دلسوزها را در نیار و نایس و کول نباش... بگو پز دلسوزی دیگر جواب نمی دهد. مهم نیست ... مهم این است من و مرد تن پوش عروسکی گپی زدیم و چایی نوشیدیم و صفا کردیم ... بقیه اش مهم نیست .

حامد عسگری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها