تو راهت شیشه ای نیست !

شاید بتوان در یک تقسیم بندی کلی برنامه های تلویزیونی را به چند دسته مختلف تقسیم کرد. مساله ای که در این یادداشت مورد نظر ما است دو نوع برنامه ساختار محور و شخصیت محور است.
کد خبر: ۱۱۵۸۴۹

گاه قالب یک برنامه آنقدر جذاب است که هر سوژه و موضوعی در آن با استقبال بیننده مواجه می شود. گاهی یک برنامه هم تلاش می کند تا با رفتن به سراغ موضوع های جنجالی و جذاب برای خود مخاطب دست و پا کند. برنامه عبور شیشه ای برنامه ای از جنس دوم است . هر شب یک شخصیت خاص اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ، ورزشی و... بر روی صندلی این برنامه قرار می گیرد تا در مقابل سوال های مختلف مجری ، پاسخ های کوتاه و موجز بدهد و نتیجه این کل کل برای بیننده قرار است هم حاوی نکات آموزنده باشد و هم جذاب ! عبور شیشه ای مانند اغلب برنامه های اینگونه بر چند محور استوار است . بحث اول حضور یک مجری است که قرار است هدایت بحث های برنامه را به عهده داشته باشد و محور ثقل گفتگوی برنامه باشد. اگر حضور رضا رشیدپور در برنامه های صبح بخیر ایران همیشه یک نقطه قوت برای آن برنامه ها محسوب می شد در عوض در این برنامه کاربرد موثر و چندانی پیدا نمی کند. سالها او را در برنامه صبحگاهی شبکه یک دیدیم . مجری توانایی که با انرژی تمام صبح را آغاز می کرد حالا در این برنامه بر روی صندلی نشسته و امکان هیچ شیطتنی را ندارد! هر بیننده ای در مواجه با این برنامه با خود می گوید که هر مجری دیگری می توانست اجرای این برنامه را به عهده بگیرد. پس برنامه عبور شیشه ای اولین وجه تمایز خود را از دست می دهد. نمی توان منکر حجم بالای اطلاعاتی شد که مجری برنامه با تسلط بر آنها به گفتگو با میهمان برنامه می پردازد. رشید پور در این برنامه تلاش کرده تا از میهمان برنامه کم نیاورد و هیچ ابهامی را بی پاسخ نگذارد. او حتی از این مساله که مثلا فخیم زاده کارگردان بد اخلاقی است هم نمی گذرد. یا در مورد بحث زبان فرانسه از فرصت استفاده می کند حالا با هماهنگی یا بدون هماهنگی تا میزان اطلاعات او از زبان فرانسه را محک بزند. یا درباره ناصر شفق به این مساله که بازیگران فیلم تقاطع نسبت به مساله حضور سرمایه گذاری غرب در فیلم اعتراض داشتند هم می پردازد اما مساله این است که بیننده سیما تا چه حد می تواند شاهد برنامه های مشابه در شبکه های مختلف سیما باشد؛ از سوی دیگر منابع چنین برنامه هایی تا چه اندازه نامحدود است که بتوان آنها را مرتب "خرج" کرد؛ نتیجه این می شود که برنامه ای مانند عبور شیشه ای که در یکی از بهترین زمان های پخش تلویزیون به نمایش درمی آید، به مرور از شعارها و اهداف اولیه خود فاصله می گیرد و به برنامه ای معمولی اگر نگوییم خنثی تبدیل می شود. این مساله وقتی در کنار استرس آنتن زنده و مساله هر شبی بودن برنامه قرار بگیرد به مرور باعث کاسته شدن از کیفیت برنامه می شود. مثلا به برنامه ای که در آن کامران نجف زاده حضور دارد به عنوان یک نمونه مشخص توجه کنید: برنامه با پخش تصاویری طولانی آغاز می شود. حرفهایی درباره حرفهای در گوشی و تلفنی زده می شود و بعد عنوان بندی برنامه آغاز می شود. موضوع برنامه قرار است درباره شایعه باشد. بعد برای معرفی میهمان یک گزارش درباره دوران خدمت سربازی پخش می شود. گزارش کامل است و تهیه کننده برنامه که گویی با مشکل تایم مواجه است حتی یک دقیقه از این گزارش را هم قیچی نمی کند. بعد از آن به مساله شایعه می رسند و این که کامران نجف زاده میهمان برنامه است . بحث درباره شایعه آغاز می شود و بعد در فضای یک استودیو که شباهت زیادی به یک مطب روانکاوی دارد صحبت آغاز می شود. انگار بحث درباره روانشناسی است یا شاید هم یک بحث رسانه ای ، بعد کات می شود. به شوخی های یک گوینده که با اندکی لودگی خبرهایی را به شکل شایعه می خواند. مثلا یک بازیگر که در تصادف فوت کرده خودش خبر فوت خودش را می دهد. رشیدپور نشسته است و مقدار زیادی درباره پوشش زمستانی خود صحبت می کند که چرا کاپشن پوشیده است . بعد درباره کارگردانی خبر و استفاده از ترانه های رایج پاپ در خبر بحث می شود. بعد به سراغ ساختار خبری می روند. حالا برنامه به گونه ای به موضوع اصلی وصل می شود: این که در اخبار 20:30 که مورد علاقه مردم است خیلی به شایعات پرداخته می شود. بعد حتی از میهمان برنامه که قاعدتا سن و سال زیادی هم ندارد سوال می شود که چند بچه دارد؛ بعد هم نوبت به پخش کلیپ موسیقی پاپ با صدای نیما مسیحا می رسد. مجری تلاش زیادی می کند تا موضوع برنامه را با گزارش اکس پارتی فردا شب کامران نجف زاده ارتباط دهد. ربط این مساله هم این گونه است که برخی بر اساس یک شایعه به سراغ اکس می روند! در پایان مشخص می شود که این برنامه حتی شعر عنوان بندی پایانی هم دارد: بی تو بودن کار من نیست / تو دلت نرفته برگشت... البته اگر با چنین دقتی برنامه های دیگر عبور شیشه ای را هم ببینید باز هم به این تناقض ها می رسیم. چرا این طور عنوان می شود که برنامه می خواهد شخصیت حقیقی و حقوقی میهمانان خود را به صورت شفاف و به اصطلاح شیشه ای برای مخاطبان نمایان کند؛ امشب عبور شیشه ای را دوباره با دقت ببنید. اگر قرار است در یک برنامه مهدی فخیم زاده را دعوت کنیم و با او از هر دری سخن بگوییم دیگر این دکور عجیب و غریب و این همه مقدمه چینی چه علتی دارد؛

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها