منطق نفی مذاکره
ماجرای تحقیر زلنسکی در کاخ سفید، بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب در دیدار نخست‌وزیر اسبق ژاپن را یادآور شد

منطق نفی مذاکره

آمریکا سال‌هاست می‌کوشد گزینه‌های ایران را به جنگ یا مذاکره محدود کند

نجنگیم یا مذاکره کنیم؟

خروج از برجام، نقض عهد و تشدید تحریم‌ها، تهدید به جنگ و پیشنهاد مذاکره بدون قید و شرط، همه اقدامات ضد و نقیض طی چند ماه و توسط یک دولت، علیه ایران اتخاذ شد. همانطور که بازار ایران پیش از شروع تحریم‌ها به آن واکنش نشان داد و خود را وارد یک دوره بحرانی کرد، برخی فعالان سیاسی و بخشی از افکار عمومی کشورمان نیز تهدید به جنگ را خطری حقیقی پنداشته و به گزینه دیگر پیشنهادی آمریکا، یعنی مذاکره فکر می‌کنند. بدون آن‌که کسی این سوال را بپرسد که پیشنهاد ترامپ، مذاکره بر سر چه چیزی است؟
کد خبر: ۱۱۵۶۷۲۵
نجنگیم یا مذاکره کنیم؟

آیا واقعا ترامپ هر چند ماه خودش را نقض می‌کند یا این‌که اقدامات به ظاهر متضاد او، بخش‌های یک سیاست مشخص و فکر شده است؟ تحریم و تهدید و مذاکره یک فرمول شناخته شده آمریکایی است که سال‌هاست در قبال رقبای ایالات متحده و همچنین ایران به کار گرفته شده‌اند و ترامپ نیز آن را به شیوه‌ای متفاوت از روسای جمهور پیش از خود، اجرایی می‌کند. چند روز بعد از امضای برجام، وقتی در گفت‌وگو با شماری از استراتژیست‌ها و دیپلمات‌های ارشد آمریکایی از جمله جوزف نای و توماس پیکرینگ از آنها درباره سیاست بلندمدت آمریکا در قبال ایران پرسیدم، عمده آنها به این نکته اشاره می‌کردند که آمریکا بلافاصله بعد از امضای برجام به فکر گام‌های بعدی خود برای تسلیم ایران و نابودسازی قدرت و استقلال آن است. در واقع مهم‌ترین هدف فرمول فشار اقتصادی، تهدید به جنگ و پیشنهاد مذاکره نیز همیشه آن بوده که کشورهای هدف، زمانی شوروی و لیبی و عراق، و اکنون هم ایران و کره‌شمالی، بر سر دوراهی مرگ و جنگ و تسلیم و زنده ماندن قرار بگیرند تا تسلیم شوند. در اینجا قصد نداریم به بررسی تجربه تاریخی رقبای آمریکا و انتخاب‌های گوناگون آنها، - که بخشی از آن در صفحه 8 روزنامه بازخوانی شده- بپردازیم. بلکه سعی می‌شود به این دو سوال مهم پاسخ داده شود که آیا واقعا جنگ از گزینه‌های آمریکا در قبال ایران است؟ و این‌که آمریکا بعد از خیانت به برجام و توقف برنامه هسته‌ای ایران، می‌خواهد بر سر چه چیزی با ایران مذاکره کند؟

اگر آمریکا بخواهد حمله کند...

ساموئل رامانی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه آکسفورد و تحلیلگر روزنامه آمریکایی «واشنگتن‌پست» در پاسخ به سوال اول من می‌گوید: «فکر نمی‌کنم آمریکا در حال حاضر واقعا به جنگ با ایران فکر کند. تحلیل‌ها و ارزیابی‌های وزارت دفاع آمریکا نشان داده که چنین جنگی خیلی دشوارتر از آنچه که پیش‌بینی می‌شد خواهد بود و ورود به این جنگ آمریکا را وارد باتلاقی می‌کند که زمانی در عراق و افغانستان تجربه کرده بود و ترامپ هم قول داده بود تا دیگر آمریکا را گرفتار چنان موقعیتی نکند.»

ارزیابی‌هایی که رامانی از آن سخن می‌گوید، در واقع شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای و تحلیل‌ سناریوهای مختلف جنگ و درگیری با ایران است که وزارت دفاع آمریکا و اندیشکده‌های وابسته آن مدت‌هاست در دستور کار خود دارند. یکی از نمونه‌های اخیر این شبیه‌سازی‌ها، مطالعه مفصلی است که سال گذشته میلادی توسط موسسه «رند»، وابسته به نیروهای مسلح آمریکا انجام شد و سناریوی ورود آمریکا به درگیری نظامی با ایران به طور دقیق مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس این ارزیابی، با توجه به توانایی‌های نظامی، جغرافیایی و اهرم‌های فرامنطقه‌ای ایران، آمریکا برای ورود به جنگ با این کشور باید ریسک به میدان آوردن بخش عمده‌ای از قوای نظامی خود را بپذیرد اما با این حال هم تضمینی برای موفقیت و تسلیم ایران نیست.

نشریه «فارین پالیسی» آمریکا نیز اواخر ماه گذشته میلادی در گزارشی به بررسی میزان اعتبار گزینه نظامی آمریکا علیه ایران پرداخت و نوشت: «برای ورود به جنگ با ایران، آمریکا بخش عمده‌ای از تجهیزات خود و برای مثال نزدیک به نیمی از اسکادران‌های هوایی خود را باید درگیر یک جنگ خاص کند. امری که گرچه ممکن، ولی غیرمنطقی و بندرت اجرایی است.»

این گزارش در ادامه تصریح می‌کند که هرچند توان نظامی آمریکا بر اساس عدد و رقم بسیار بالاست، اما هزینه بالای نگهداری تجهیزات و حفظ آمادگی نیروهای مسلح در کنار بحران‌های اقتصادی چند دهه گذشته این کشور موجب شده تا «نزدیک به 30درصد جنگنده‌های نیروی هوایی آمریکا قادر به انجام ماموریت جنگی نباشند.» این کمبودها در نیروی انسانی ارتش آمریکا نیز به شدت حس می‌شود و به گفته یک افسر ارشد نیروی هوایی آمریکا، این نیرو از کمبود 2000 خلبان جنگنده با‌تجربه رنج می‌برد.

«دنیل الین»، جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در سال 2016 نیز اعتراف کرده بود که تنها یک‌سوم از نیروهای او دارای «سطوح قابل قبول آمادگی نظامی» هستند. ابتدای سال جاری میلادی هم یک گروه از افسران ارشد نیروی دریایی آمریکا در جریان یک شبیه‌سازی جنگی در موسسه «امریکن اینترپرایز» نسبت به «کاهش منابع و فشارهای ناشی از ماموریت‌های پیاپی و دائمی» نیروی دریایی ابراز نگرانی کرده و گفتند که این نیرو «بیش از حد کوچک، پیر و خسته» است و قادر به عملیاتی کردن ماموریت‌های محوله خود نیست.

شاید به همین خاطر است که به گفته رامانی، وزیر دفاع آمریکا نیز با وجود آن‌که در سال 2011 ایران را «یکی از مهم‌ترین تهدیدها علیه ایالات متحده» خوانده بود، اما مخالف با هرگونه درگیری نظامی با این کشور است.

یک گردش 20 میلیون دلاری!

آمریکا با نزدیک به 20 تریلیون دلار بدهی ملی بدهکارترین کشور دنیاست. این مساله در کنار بحران زیرساخت‌های حیاتی، معضل تامین اجتماعی، بیکاری و دیگر مشکلات داخلی آمریکا موجب شده تا افکار عمومی این کشور بشدت نسبت به هرگونه هزینه‌تراشی‌های اضافی دولتمردان خود حساسیت داشته باشد. وعده پایان دادن به مداخلات و جنگ‌افروزی‌های خارجی نیز از دلایل پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود.

موسسه رند در شبیه‌سازی جنگ آمریکا با ایران، به لزوم حضور بیش از 200 جنگنده‌ نیروی هوایی، پنج بمب‌افکن سنگین و شماری ناوهواپیمابر و ناو جنگی در کنار دیگر ادوات جنگی اشاره می‌کند که البته مشخص نیست چه تعداد از آنها قادر به مقاومت در برابر موشک‌های دفاعی ایران خواهند بود.

برای آن‌که درک کنیم چرا کارشناسان غربی معتقدند آمریکا حتی اگر امکان آسیب‌ رساندن به قوای موشکی ایران را داشته باشد هم نمی‌تواند هزینه‌های چنین جنگی را تامین کند، تصمیم گرفتیم تا هزینه تنها یک ساعت پرواز این تعداد جنگنده و بمب‌افکن به همراه حضور دو ناو هواپیمابر آمریکایی را محاسبه کنیم. محاسبات ما نشان داد که صرف حضور این تجهیزات، بدون شلیک گلوله و موشک، به ازای هر ساعت، حدود 20 میلیون دلار برای دولت و مالیات‌دهندگان آمریکایی آب می‌خورد!گذشته از این هزینه‌های کمرشکن، گزارش موسسه رند، قدرت موشکی ایران و همچنین راهبردهای جنگ نامنظم و نفوذ منطقه‌ای کشورمان را نیز به لیست مشکلات لاینحل رویارویی نظامی آمریکا با ایران اضافه می‌کند. مجموع این دلایل، یعنی هزینه‌های مالی، توان دفاعی و عملیاتی ایران، واکنش متحدان منطقه‌ای ایران، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی ایجاد درگیری در منطقه راهبردی خلیج‌فارس و نارضایتی افکار عمومی آمریکا موجب شده کارشناسان و تحلیل‌گران غربی تاکید کنند که گزینه جنگ با ایران مدت‌هاست که روی میز نیست. پس هدف آمریکا از تهدید مکرر نظامی ایران و حفظ فشارهای اقتصادی علیه این کشور چیست؟

«آنچه برای توست، قابل مذاکره است»

جان اف.کندی، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا در دهه 60 میلادی و در اوج بحران برلین گفته بود که «ما نمی‌توانیم با کسانی مذاکره کنیم که می‌گویند: آنچه برای من است، برای من است و آنچه برای توست، قابل مذاکره است.»

با این حال، آمریکا سال‌هاست شیوه رفتار با رقبا و دشمنان خود را بر‌اساس اصل غربی «آنچه برای من است، برای من است و آنچه برای توست، قابل مذاکره است»، تنظیم کرده است. بر مبنای این اصل است که آمریکا پیش از حمله به هر رقیب یا دشمنی، ابتدا توان مقابله و پاسخگویی او را به مذاکره می‌گذارد.

در ابتدای این گزارش، پرسیدیم که ترامپ می‌خواهد بر سر چه موضوعی، بدون قید شرط! با ایران مذاکره کند؟ او بارها، قبل و بعد از خروجش از برجام، پاسخ این سوال را داده است. توان موشکی و حضور منطقه‌ای ایران، موضوعاتی است که آمریکا اصرار دارد با ایران به مذاکره بگذارد. یعنی دقیقا همان دو عنصری که اتاق‌های فکر و نظامیان آمریکایی معتقدند مانع موفقیت هرگونه عملیات نظامی علیه ایران خواهد شد.

اسکات پیترسون، خبرنگار روزنامه آمریکایی «کریستین ساینس مانیتور» که بیش از 30 سال است روابط ایران و آمریکا را پوشش می‌دهد، در این باره به جام‌جم می‌گوید: «فکر می‌کنم ترامپ می‌خواهد با لفاظی و تهدید به اقدام {نظامی} قدرتمند، جلوی ایران را بگیرد. او امیدوار است که ایران بترسد و در خصوص مسائل منطقه‌ای مصالحه کند.»

رامانی، تحلیلگر واشنگتن‌پست نیز دیدگاه مشابهی دارد و به جام‌جم می‌گوید: «فکر می‌کنم آمریکا به دنبال تکرار راهبرد تشدید فشار از طریق اعمال تحریم‌های سخت و همزمان تهدید به استفاده از زور است که تابستان سال گذشته در خصوص کره‌شمالی نیز اعمال شد.»

آمریکا سال گذشته چندبار از آمادگی خود برای ورود به جنگ با کره‌شمالی سخن گفت و ترامپ حتی بازه زمانی برای انجام این حمله نیز تعیین کرد و ناوهای جنگی خود را به شبه‌جزیره کره اعزام کرد. تهدیداتی که البته هیچ‌گاه عملی نشد و تلاش‌های دولت آمریکا برای به پای میز مذاکره کشاندن سران پیونگ‌یانگ نیز از مسیرهای دیگری دنبال شد.

جنگ یا مذاکره؟ بخشی از افکار عمومی و رسانه‌های ایران تصور می‌کند باید میان این دو گزینه که آمریکایی‌ها و رسانه‌هایشان ترسیم کرده‌اند، دست به انتخاب بزند. اما حقیقت این است که در سیاست خارجی آمریکا، راه جنگ از مذاکره می‌گذرد و تجربه نیز نشان داده که تنها آنهایی قادر به حفظ خود و گذر از تهدیدات آمریکا هستند که راه سوم را انتخاب کرده‌اند. آیا آنقدر هوشمند هستیم؟

سید مجتبی موسوی

روزنامه‌نگار

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات
پوشش آتش‌نشانی در مسیر رشد

معاون دبیر ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتش‌نشانی کشور در گفت‌وگو با «جام‌جم» به تشریح آخرین وضعیت تجهیزات و ظرفیت عملیاتی آتش‌نشانی می‌پردازد

پوشش آتش‌نشانی در مسیر رشد

۲۰۰ بار اهدای زندگی

حسین زمانی، بازیگر تلویزیون در گفت‌و‌گوی اختصاصی با روزنامه «جام‌جم» از ۲۰۰ بار اهدای خون و ترویج فرهنگ ایثار می‌گوید

۲۰۰ بار اهدای زندگی

نیازمندی ها