به دنبال شخصیت ها در "بدون شرح" : طنزی ملایم برای خلق لحظات دلنشین
در وهله اول با مجموعه ای روبه روییم که فضای موجود آن به همراهی دوربین و نگاه ما شکل می گیرد و بعد از گرد آمدن تک تک شخصیت ها شاهد کلید خوردن مجموعه بدون شرح هستیم و این شخصیتها و آن فضا حکایتگر اتفاقات و برخوردهای اجتماعی و حتی موضوعاتی خانوادگی
کد خبر: ۱۱۵۲۳
با بیانی مطبوعاتی و نوشتاری هستند در وهله دوم ، با مجموعه طنزی روبه روییم که به لحاظ کمدی موقعیت و ساختار کمیکی دارد که می تواند پشتوانه محکمی برای جذب مخاطبان و خاص بودن خود ارائه دهد بدون شرح جو حاکم بر یک هفته نامه ، کارمندها و اتفاقات روزمره آنها را با طنزی بسیار ملایم به تصویر می کشد و از یک جنبه ، خلق اتفاقات و لحظه ها و از جنبه دیگر جمع بندی آنها را با پرداختی از روی حوصله انجام می دهد.استفاده از دو لوکیشن خاص )خانه و دفتر مجله ( برای خلق لحظات و خط خطی کردن اتفاقات و به طور کلی پرداخت کار، سیستم منزوی ای را پدید می آورد که در تماس با واقعیت های بیرونی نیاز به تفسیر چندانی ندارد.البته اگر به نوعی مانع تداخل این دو محیط می شدند جذابیت محتوایی بدون شرح بهتر حفظ می شد فتحعلی اویسی ، در نقش مدیرمسوول مجله )کاووسی ( بعد از دو شاخه شدن حضورش ، بعد اول شخصیت او تا حدودی کمرنگ و شاید ناآراسته ماند؛ اگر نقابهای تحمیلی بعضی نقشها، همچنان بر چهره بازیگر نقش بماند، در مقابل دیگر کاراکترها، برجستگی برخی خصوصیات وی بهتر نمایان می شود. با این تفاسیر اگر شخصیت کاووسی به داخل خانه کشیده نمی شد، این دو محیط جذابیت خود را متمایز از یکدیگر حفظ می کردند و با وجود این مرز مشخص ، پرداخت یکی ، باعث تخریب دیگری نمی شد؛ البته ممکن است از تداخل این دو محیط هدفی مدنظر باشد که امیدواریم به هدف رسیدن آنها، زمانی نباشد که دیگر توان لازم را نداشته باشند.این مجموعه اگرچه بظاهر مخاطب عام را مدنظر گرفته است ، ولی مسلما مخاطبان خاصی نیز دارد که یا بدون شرح هنوز نتوانسته مخاطبان خاص خود را کشف کند و پاسخی به آنها بدهد و یا مخاطبان خاص ، اشارت آن را ندید گرفته اند؛ به هر حال محوری ترین موضوع که همان مخاطب برنامه است به چه رویکردی به آن می نگرد و چگونه به شناخت آن می پردازد خود جای بحث دارد؛ ولی جدا از تمام موارد یاد شده پخش چنین برنامه هایی ، آن هم با فاصله زمانی کوتاه میان هر قسمت و شخصیت های خاص آن مجموعه ، نوعی عادت و وابستگی در مخاطب خود ایجاد می کند که به یک یا دو کاراکتر و یا حتی تمام کاراکترهای مجموعه خو می گیرد و جدا از جذاب بودن ساختار کلی ، به دنبال شخصیت ها می رود و یا حول محوری می گردد که شخصیت ها گرد آن آمده اند. بر فرض مثال در این مجموعه دنبال کردن شخصیت ها و یا محور قرار دادن سرنوشت هفته نامه شهر قشنگ ، هر یک می تواند مستقل از موضوع و اتفاقات فرعی برگ برنده ای برای جذب مخاطب در دست داشته باشد و با حضور هر شبه خود این عادت را بیشتر و پررنگتر می کند حال تعیین ارزش نمایشی و سطح کیفی چنین برنامه هایی پاسخی بر این ادعاست که اگرچه سلیقه مخاطب به راحتی قابل پیش بینی نیست ؛ ولی چگونگی استقبال وی از یک قالب و فرم خاص خیلی دور از ذهن نیست ؛ بویژه اگر در این قالب بازیهای روانی نیز ارائه شده باشد.