سرگذشت رادیو از زبان یک نویسنده قدیمی

احمد شیشهگران ، سردبیر ، نویسنده و تهیهکننده پیشکسوت برنامههای رادیویی «سرگذشت رادیو» را در مقطع جنگ بررسی کرد.
کد خبر: ۱۱۴۸۸۸

به گزارش ایسنا، احمد شیشهگران، با بیان این که در ابتدا تنها 5 - 6 نویسنده در رادیو فعالیت میکردند که به درجات بالا رسیده بودند، ادامه داد: از آن جا که کسی نبود تا بین این بچهها هماهنگی ایجاد کند، ترتیب خاصی در کارهایشان وجود نداشت اما با ورود من این هماهنگی ایجاد شد.
وی در ادامه دربارهی نحوهی شکلگیری دیالوگهای رادیویی خاطرنشان کرد: در آن زمان آقایی به نام رضازاده که الان روانشناس هستند در رادیو فعالیت میکردند و مسؤولیت نوشتن متنهای فقهی را برعهده داشتند. به ایشان گفتم این متنهایی که تو مینویسی به درد رادیو نمیخورد، این نوشتهها متعلق به کتابهاست. تو باید دیالوگ بنویسی و از زبان شخصیتها مسائل فقهی را بیان کنی.
بخش سیاسی نیز به همین منوال بود و مطالب در قالبهای متنهای خشک و رسمی به شنونده منتقل میشد که به تدریج تغییر کرد.
احمد شیشهگران از آیتم «زنگ تفریح» که در آن از شنوندگان خواسته میشد برای برنامه انشاء بنویسند به عنوان یکی از آیتمهای موفق رادیویی یاد کرد و افزود: انشاءهایی که به برنامه ارسال میشد بسیار جذاب بودند اما ما تنها میتوانستیم یکی از این انشاءها را پخش کنیم.
شیشهگران دربارهی دیگر برنامههایی که وی متولی تولید و پخش آن بوده است، گفت: کتابی به نام «مناظره و پیر» خیلی بین افراد مذهبی گل کرده بود به ذهنم رسید این کتاب 300 - 400 صفحهای را در قالب رادیویی به اجرا درآوردم. بنابراین برای جذابتر کرد آن تغییراتی را ایجاد کرده و آن را به روی آنتن فرستادم اما این برنامه به قسمت 23 که رسید به علت شروع جنگ متوقف شد. چرا که من هم داوطلبانه به جبهه رفتم.
این سردبیر و نویسنده رادیویی با بیان این که نخستین برنامههای دهه فجر را او به رادیو پیشنهاد داده است، اظهار کرد: نخستین برنامه دهه فجر عصرها شروع میشد و تولیدی بود. سال 58 به اتفاق جعفریجلوه و هادی بروجردی این برنامه را به روی آنتن بردیم و رامین فرزاد و پروین صادقی گویندگان این برنامه بودند.
دومین برنامه پیروزی انقلاب را هم ما تهیه کردیم که در آن زمان برای نخستینبار به واسطه متنهای حسین مدنی با طنز رادیویی آشنا شدم. این برنامه در دو نوبت صبح و عصر به روی آنتن میرفت که برنامه عصر زنده بود.
احمد شیشهگران اذعان کرد: نخستینبار که استودیوهای ارگ را دیدم فکر کردم که همان چه که در اینجا میگوییم بلافاصله به روی آنتن میرود اما بعدها دیدم چنین چیزی نیست.
وی درباره جنگ درگیریهای لفظی بین ما و برخی مدیران آغاز شد بنابراین تصمیم گرفتیم برای تهیه گزارش به کردستان برویم. بنابراین همراه با مهدی جوزی دانشجوی دانشگاه تهران یک روز صبح به سمت جبهه کردستان حرکت کردیم.
مجید شریف خدایی نیز همراه با مجید دانشور از سمتی دیگر برای تهیه گزارش روانه کردستان شدند. شریف خدایی در آن زمان گزارشگر رادیو بود و اولین گزارشش را برای برنامه آیندهسازان نوشت. من تا آنجا که میتوانستم به صورت تجربی دانستههایم را به وی منتقل میکردم. شریف خدایی هنوز هم هر بار که یاد گذشته میکنیم به من میگوید چقدر نگاه درستی داشتی ابتدا نگاه خودت را بیان میکردی و بعد میگفتی که نظر دیگران را هم بپرسم.
شیشهگران خاطرنشان کرد: وقتی همگی به شهرستان ریجاب کرمانشاه رسیدیم، چند روزی به زمستان باقی نمانده بود. اما انگار در این بخش تازه بهار آمده بود. به شهید مسعود شفاپی که در این منطقه آموزش بچهها را بر عهده گرفته بود، گفتیم ما حاضریم در کنار تو بمانیم. او گفت: این جا طبیعت خشنی دارد شما دوام نمیآورید با این حال من و مهدیجوزی آن جا ماندیم و شریف خدایی و دانشور به خط اول جبهه رفتند تا گزارش تهیه کنند.
بعد از پیام امام خمینی (ره) که گفتند باید به کردستان بروید و آن جا را آزاد کنید، عدهای در منطقه ریجاب مانده بودند و کلاسهای سوادآموزی و خواندن قرآن برای بچهها راهاندازی کرده بودند.
شفاپی به ما گفت: 7 - 8 روز این جا باشید اگر دوام آوردید، سراغ کارهای بعدی میرویم. یکی از کارهایی که شهید مسعود شفاپی در این منطقه انجام میداد باید مواد غذایی و پول را به کردهایی که پاسدار مناطق مرزی بودند ، میرساند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها