در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوبها زیاد بودند. از کم شدن نگرانیهای مالی برای بالا و پایین شدن قیمتها تا تعداد زیاد سفرهای نوروزی و لابد محکمتر شدن رابطههای فامیلی و تحکیم دوستیها. اما از میان اتفاقات ناخوشایند یکی هست که هر سال باعث دلچرکینی و غصهدار شدن همه آنهایی میشود که خانه و شهر و کشورشان را دوست دارند.
هر سال بعد از تعطیلات عید و روز طبیعت کلی عکس و خبر و گفته و شنیده پخش میشود از بیمبالاتی جمع کمی که اگرچه زیاد نیستند، اما همه را بدنام میکنند.
گروه اندکی که وقتی برای تفریح بیرون میزنند بعد از کلی گردش و خندیدن و خوردن، وقت رفتن که میرسد همه آشغالهایشان را همانجا میگذارند و میروند. یک لگد به قوطی آب معدنی میزنند. کیسه پلاستیکی را باد میکنند، میترکانند و بعد پرتش میکنند یک گوشه و خیلی هم که به خودشان زحمت بدهند آشغالها را روی یک تکه کاغذی، مقوایی چیزی جمع میکنند و همه را خالی میکنند پای یک درخت زبان بسته. گویی آنها غافلند و حتی به خودشان یا بچههایشان هم قرار نیست رحم کنند. اصلا انگار فردایی نیست و همه چیز قرار است در همان لحظه تمام شود. خارجی و گردشگر و آبرویی که از ما با دیدن این صحنهها میرود به کنار، خودمان را داریم از کلی طبیعت پاک و زیبا محروم میکنیم. طبیعتی که میتواند لحظههایی برایمان بسازد که یک دنیا ارزش دارد.
لابد بعدش هم وقتی همه جاهای دیدنی از بین رفت و درختها و سبزهها پژمرده شدند، میخواهیم یک عکس با شکلک غمگین توی فضای مجازی بگذاریم و کنارش بنویسیم # محیط زیستمان را به ما برگردانید.
انگار نه انگار همان جمعی که بیهیچ تعهد و تقید به اخلاق آشغالهایشان را توی طبیعت ریختهاند، باعث شدهاند تا ذره ذره این نعمت از ما دریغ شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: