در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در عرصه فعالیتهای هنری، همیشه تبهای مختلفی در جوامع مختلف وجود داشته است. تبهایی که در جامعه ایران هم طبیعتا حضوری پررنگ داشته است. روزگاری شاعری مد میشود و روزگاری دیگر نقاش بودن. زمانی تب داستاننویسی همه را میگیرد و بعد هم تبهای دیگری از پس آن میآیند و جامعه را دچار و درگیر خود میکنند. یکی از این تبها که مدت طولانی است دست از سر جامعه ایران برنداشته تب خوانندگی است. تبی که به علت گردش اقتصادی بالایش بسیاری را درگیر خود کرده تا جایی که از خوانندههای جوان گرفته تا شرکتهای برگزاری کنسرت موسیقی و پخش آلبومهای موسیقی همه درگیر این تب هستند.
این تب البته ناگذرا در دورههای مختلف شکلهای متفاوتی هم به خود گرفته و مانند هر تب دیگری آسیبهایی را به همراه داشته است.
گاهی ترانه در این جریان آسیبدیده و گاهی نوع اجرای خواننده در موسیقی، گاهی هم کپی کاریها از روی دست آهنگسازان خارجی در عرصه موسیقی کار دست موسیقی داده است. تب تازه عرصه موسیقی اما از همه این تبها جدی تر بوده و امروزه شرایط عجیبی را در موسیقی
رقم زده است.
خوانندههای همهکاره
در گذشته موسیقی ایران خنیاگران، افراد توانمندی بودهاند که اغلب آنها شعر میسرودهاند، ساز مینواخته و آن را شخصا میخواندهاند. البته در هر سه مورد هم توانایی داشته و بخوبی از عهده انجام کار برمی آمدهاند. طی چند سال گذشته برخی ترانه سراها سعی کرده اند در این عرصه وارد شوند و منطقشان هم این بوده که ما به احیای خنیاگری در ایران نیاز جدی داریم. اما نتیجه کار این افراد توانسته چهرههایی جدی و کارآمد در این عرصه معرفی کند یا خیر؟ هر چند با یک مرور ساده هر مخاطب موسیقی میتواند به این سوال یک پاسخ کلی بدهد، اما این بازی تازه اتفاقات تازه و عجیبی را هم ایجاد کرده است. اتفاقی که حالا در آن به سادهترین و واضحترین شکل ممکن مالکیت معنوی فعالان دیگر عرصهها زیرسوال رفته است.
در تازهترین کارهای منتشر شده از سوی یک خواننده جوان و تازه کار با این موضوع مواجه هستیم که او ترانههای قطعاتش را خودش سروده، ملودی را خودش ساخته و کار را خوانده است. اما مخاطب شعر آشنا میتواند لابه لای کار بریدههایی از شعر شاعران دیگر را پیدا کند.
ورود به بخش عجیبتر ماجرا
البته میتوان گفت تا اینجای کار چندان هم عجیب نیست و بارها شاهد چنین اتفاقاتی بوده ایم، اما از جایی ماجرا وارد مرحله عجیب تری میشود که میبینیم آثار این خواننده پس از اخذ مجوز از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده و از مجراهای قانونی مختلف گذشتهاند، در شورای شعر مورد بررسی قرار گرفتهاند و شاعران شناخته شده ایران که عضو این شوراها هستند، آنها را تائید کردهاند. البته علیرضا بدیع، شاعر و ترانهسرا در برنامه تلویزیونی «چشم شب روشن» که از شبکه چهار سیما پخش میشود، به این اتفاقات اشاره کرد، اما مدتی بعد از این بازهم شاهد تکرار چنین اتفاقاتی بودیم. اتفاقاتی که آنها را با یک ترانهسرا و یک کارشناس موسیقی هم مطرح کردیم تا نظراتشان را جویا شویم.
رضا مهدوی، کارشناس موسیقی چنین کارهایی را ناشی از تجربههای تازه جوانان میداند و تاکید میکند، این اتفاق عجیبی نیست و باید به خوانندههای جوان فرصت داد تا آزمون و خطا کرده و راههای تازهای را در موسیقی ایران باز کنند.
هر چند از جهاتی حرف ایشان صحیح است، اما تکلیف مالکیت معنوی آثار شاعران و ترانه سرایان دیگر چه میشود؟ او در این باره میگوید: اگر این اتفاق برای
ترانه سرایی یا شاعری رخ داده، بهتر است برود و شکایت کند. صرف بیان اینکه فلان بیت مال من است، نمیتوان درباره کار یک خواننده جوان تصمیم گرفت. مهدوی تاکید میکند وقتی یک ترانهسرای به اصطلاح آن طرف آبی توانست در ایران شکایت کرده و خوانندگان ایرانی را محکوم کند، طبعا این راه برای هنرمندان داخلی هم باز است و بهتر است فقط به ادعا تکیه نکرده و شکایت قضایی کنند.
هر چند این گفته ایشان هم در خور اعتناست، اما این سوال باقی میماند که از طرف مولانا، شهریار و شاعرانی که احتمالا چنین خوانندگان جوانی با رفتار غیر حرفهای سراغ آثارشان میروند، چه کسی شکایت کند؟
شوراها جوان شوند
امید صباغ نو، شاعر و ترانه سرای جوان که بارها اشعارش مورد سرقت مضمونی قرار گرفته است، اما نظر دیگری دارد. او میگوید: متاسفانه نمیدانم چرا امروزه خوانندگانی که با یک تب تصمیم میگیرند در این عرصه فعالیت کنند، به تب بزرگتری هم دچار میشوند و میخواهند در کنار خواندن، بگویند شعر هم سروده خودم است. از طرفی خیلی از این بزرگواران آشنایی هم با شعر ندارند و با توجه به اینکه در فضاهای مجازی غالبا مضامین یا حتی تصاویر مصرعها، بیتها یا کل شعر را از شاعران دیگر برمی دارند، بدون اینکه از سراینده اصلی یادی کنند در کارشان میخوانند. در نتیجه وقتی ما کاری را میشنویم با یک بیت کلاسیک از شاعران قدیمی مواجه میشویم، یک بیت از شاعران
نئو کلاسیک و یکسری عبارت هم خودشان اضافه میکنند که اصلا نمیتوانیم بگوییم شعر است چون مفهومی ندارد.
این ترانهسرا با تاکید بر نقش مهم شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حل این معضل، اظهار میکند: به نظرم باید یکسری از شاعران خوب جوان تر هم وارد شوراها شوند و در تیمهای نظارت ارشاد حضور پیدا کنند تا آثار لااقل قبل از ورود به شوراها بررسی شود و با یک سرچ ساده ببینند این کار محصول همان بزرگواری است که اسمش پای ترانه و شعر نوشته شده، یا نه.
به طور مثال
مولانا و شهریار هم برای خودم!
در این گزارش خواندید که در تازهترین کارهای منتشر شده از سوی یک خواننده جوان و تازه کار با این موضوع مواجه هستیم که او ترانههای قطعاتش را خودش سروده، ملودی را خودش ساخته و کار را خوانده است. اما مخاطب شعر آشنا میتواند لابهلای کار، بریدههایی از شعر شاعران دیگر را پیدا کند. اگر ترانههای آثار این خواننده را بررسی کنیم، به موارد جالب توجهی برمیخوریم.
مثلا ابیاتی از مولانا، شاعر و عارف بزرگ ایرانی و همچنین بیتهایی از غزلهای زنده یاد محمدحسین شهریار، غزلسرای بزرگ معاصر در ترانههای سروده شده توسط این خواننده به چشم میخورد. کار به همین جا ختم نمیشود و بیتی از ترانه حسین جنتمکان ترانه سرای معاصر و همچنین ابیاتی از شاعران چندان شناخته نشده نیز لابه لای ترانههای سروده شده توسط او به چشم میخورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: