داستان را زودتر شروع کن

«علیرضا افخمی» سال گذشته به سریال پرمخاطب «او یک فرشته است» توانست توجه عده زیادی از تماشاگران تلویزیون را در ماه مبارک رمضان به خود جلب کند.
کد خبر: ۱۱۲۶۱۷

«او یک فرشته بود» تجربه موفق این کارگردان محسوب می شد که از شبکه دوم سیما روی آنتن رفت. اما امسال افخمی سریال موضوعی اش را برای شبکه سوم تولید کرده که با رگه هایی از طنز بیشتر به آثار امروزی تلویزیون گرایش دارد. در واقع «زیرزمین» جانشین 2 طنز موفق سالهای گذشته شبکه 3 شده است. اما توام با کمدی ، رویکردهای مهم اخلاقی و اجتماعی را هم به طور غیرمستقیم مطرح می کند.
مبحثی که در محتوای داستانی این سریال طرح می شود در نتیجه گذار از یکسری ناهنجاری های اخلاقی اجتماعی و فردی ، به عقوبتی نزدیک حاصل می آید و از این طریق قصد دارد تقابل دوگونه رفتار اجتماعی انسان را در مقابل هم قرار می دهد. داستان نقطه شروع خوبی دارد و درست از لحظه ای آغاز می شود که معمای روایت در حل زمینه سازی و شکل گیری است. ضمن این که تعلیق و معما از همین ابتدای کار نیز هر چند در پروسه های موقت داستانی به وجود می آیند مورد توجه قرار می گیرند. قهرمانان داستان در حال برنامه ریزی و مقدمه چینی برای انجام یک کلاهبرداری بزرگ هستند، کارشان را انجام می دهند و در ادامه این ناهنجاری را که مبنا و پایه اقتصادی دارد به درون گروه سه نفره شان می کشانند. در حقیقت محور اصلی داستان از آنجا شکل می گیرد که شراکت دوستانه این سه نفر بر هم می خورد و ارتباط آنها با یکدیگر به بستر چالش های داستانی و کشمکش و درگیری تبدیل می شود (و این که در آینده قرار است عمل و شخصیت شان با ورود به فضای جدید در معرض قضاوت و تغییر قرار گیرد.) داستان برای رسیدن به این نقطه حواشی دیگری را هم در کنار خود دارد و پس از طرح این زمینه ها برخی را محمل پیشرفت قرار می دهد (مثلا اختلافات مختصر میان فرج و کلانی) و برخی دیگر را موقتا به حاشیه می راند تا احتمالا در مراحل بعدی مجددا آنها را اهمیت بخشد و در محور درگیری ها قرار دهد (مثلا: شخصیت و شغل کورانی که مطمئنا بزودی وارد داستان خواهد شد.) داستان «زیرزمین» از یکسو کاملا براساس هدف محتوایی اش که به پشیمانی دوستان کلاهبردار ختم خواهد شد پیش می رود.
بر این اساس مطمئنا در قسمتهای بعدی پای شخصیت های دیگری را هم به داستان باز خواهد کرد که در نقطه مقابل آدمهای قبلی قرار می گیرند و ادامه مسیر حرکت آنها را با چالش و تغییر مواجه می کنند. مسلما داستانی که از فضاهای لوکس و شیک بالای شهر آغاز شده و مدام به خانه های مجلل و اتومبیل های مد بالا و معاملات میلیاردی پرداخته با رسیدن به محلات قدیمی و فقیرنشین که زیرزمین (محل اختفای پولها) در آن واقع شده با تغییرات بسیاری همراه خواهد گردید. نخستین چالش را خانه فردی به نام «صابر» و خود او بر سر قهرمانان کلاهبردار داستان ایجاد خواهند کرد. تضاد شدید میان شخصیت های این دو فضا (اعیان نشین ناپاک و فقیرنشین پاک) و کالبدشکافی رفتاری و اخلاقی این دو گروه هم در ادامه به بحث اصلی و محتوای اثر مبدل خواهد گشت. اما همین داستان از سوی دیگر با کاستی های زیادی همراه است. ظاهرا این کاستی ها هم باعث شده اند که تماشاگر خیلی دیرتر از آنچه انتظار می رود با مجموعه ارتباط برقرار کند. نخست این که ادامه روابط شخصیت ها حتی با توجه به هدف مشترکی که دارند، آنچنان که باید، برای مخاطب تعریف نمی شود و رابطه ها تا اندازه ای ناقص و مکانیکی هستند. همه اعمالی که تا بعد از فلج شدن اسدی انجام می شود به مجموعه ای از رفتارهای خشک خلافکارانه تبدیل شده که در فضای بیرون از خانه اتفاق می افتند و مدام در میان آدمهای تنها افتاده داستان دست به دست می شوند. شاید تنها فضایی که داستان را برای لحظاتی از این حالت خارج می کند و دست کم به پس زمینه های آن جذابیتی موقت می بخشد خانواده سه نفره فرج (به علاوه فرج که هنوز وارد داستان نشده) باشد. فضای این خانواده هم ابتدا به لحاظ ظهور کمرنگ عناصر کمیک به واسطه حضور شخصیت پریا و ماجرای خواستگارانش جذابیت پیدا می کند. اضافه شدن فرج (فتحعلی اویسی) به این ترکیب حتی گهگاه باعث اهمیت پیدا کردن بیشتر این فضا در کلیت ماجرا هم می شود.
ضمن این که این فضای مهم داستانی احتمالا در آینده با حفظ رگه های کمیک محوریت بیشتری در روایت اصلی داستان خواهد داشت. داستان مجموعه تا پیش از رسیدن به زیرزمین حوادث بسیار زیادی را از شروع کلاهبرداری ، تا فرار اسدی ، به زندان رفتن فرج و... از سر می گذراند. اما این فصول که پرداختن به همه آنها چندان ضروری هم به نظر نمی رسد با ساختاری شتابزده و منقطع در فیلمنامه «علیرضا بذرافشان» پرداخت شده اند. شتابزدگی در پرداخت روایت تماشاگر را با مجموعه ای از حوادث خشک و تکه تکه مواجه کرده که هیچ اتمسفر موثری را برای جذب او به فضا ایجاد نمی کنند. پرداخت کل مجموعه هم به تناسب همین ساختار متنی ، شتابزده و منقطع شده است . بیشتر قابهای تصویر نمایی متوسط را از آدمهای داستان نشان می دهند که یا در کنار اتومبیل هایشان با هم مشغول گفتگو هستند و یا این که از آپارتمان و منازل شیک شان بیرون می آیند و وارد آنها می شوند. سکانس های مختلف «زیرزمین» (حداقل تا 10 قسمت اول) مجموعه ای از گفتگوها و رفت و آمدهای چند شخصیت اصلی است که بر محور یک عملیات شکل گرفته است. ضمن این که همین عملیات هم واجد ویژگی های درگیرکننده مخاطب با داستان مجموعه نیست . تعلیق و درگیری در فصول ابتدایی مجموعه عوامل ضعیفی هستند که به طور مناسب در داستان پرداخت نشده اند. سطح درگیری های داستان در ابتدای آن به کلاهبرداری قهرمانان محدود شده و بعد از آن با فرار اسدی دو محور همزمان پیدا می کند و دو شاخه می شود. در یکی از این محورها کورانی وجود دارد که موقتا به حاشیه رانده شده و در محور دوم کلانی و فرج انگیزه و عامل حرکت شخصیت ها در هر دو محور هم رسیدن پولهاست که اسدی آنها را در زیرزمین خانه ای پنهان کرده است. بنابراین بهتر بود که افخمی مبنای شروع داستان «زیرزمین» را از بعد آزادی فرج و گرفتار شدن اسدی در نظر می گرفت. ضمن این که اگر همین نقطه آغاز حرکت مجموعه می بود، نه تنها هیچ اطلاعاتی بر مخاطب پوشیده نمی ماند، بلکه مجموعه با پرهیز از اتلاف وقت می توانست موفق تر هم باشد. در این صورت اصلا لازم نبود که زندان رفتن و آزاد شدن فرج با پرش یکساله تعریف شود یا اسدی برای تشریح وقایع به سخنرانی بپردازد. بهرحال داستان از جایی شروع می شود که روایت از اسدی به پولها و از پولها به زیرزمین نزدیک می شود و به عنوان محوری اصلی تمرکز می یابد. داستان مجموعه تلویزیونی «علیرضا افخمی» احتمالا با ورود فرج و خانواده اش به خانه صابر در فضایی محدودتر و با گستره روابط نزدیکتر میان شخصیت ها روایت خواهد شد و بر این اساس مطمئنا جذابیت آن بیشتر از بخشهای خشک و منقطع ابتدایی خواهد بود.


مهدی نصیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها