می شود ساده و بی تکلف بود

خیلی ها او را از صدایش می شناسند، چون قبل از این که به تلویزیون بیاید صدا و اجرایش در رادیو طرفدارانی داشت ، آنها که خیابان نقره ای شب و سلام چند لحظه از رادیو جوان را به خاطر سبک اجرای او فراموش نمی کنند.
کد خبر: ۱۱۲۱۶۹

وحید جلیلوند مجری جوان و فعلی سیما اهل دل است و درباره حرفه اش حرفهای بسیار دارد و هم اکنون به غیر از اجرای نان و ریحان از شبکه تهران در تلویزیون جهانی جام جم هم مشغول است.

یک آدم با صدایی کاملا رادیویی چطور می شود که از این رسانه جدا شده و تلویزیون را ترجیح می دهد؛

نفسم در رادیو تنگ شد، آمدم به تلویزیون. اینجا هم اگر نفسم تنگ شود می روم یک جای دیگر.

چه چیزی نفس شما را تنگ کرد. فضای رادیو تکراری شده بود؛

رادیو برای من تکراری نشده بود و حاضر نیستم یک دقیقه میکروفن رادیو را با دهها ساعت دوربین تلویزیون عوض کنم. یعنی واقعا احساس می کنم رادیو خانه من است ولی گاهی عواملی دست به دست هم می دهند برای این که تو حضور نداشته باشی یعنی عرصه آنقدر تنگ می شود که حس می کنی نمی توانی حرفت را بزنی...

برای اجرای برنامه های معارفی هم در رادیو و هم در تلویزیون عمدی داشتید؛

اتفاقا برنامه های اجتماعی بیشتر اجرا می کردم یا بیشتر اجرای برنامه های اجتماعی معارفی را برعهده داشتم. در تلویزیون هم همین طور بود یعنی معارفی صرف اجرا نمی کنم.

تعلق خاطری به این نوع موضوعات دارید؛

طبیعی است.

منظورم این است که جریان کار شما را به این سمت سوق داد یا انتخاب کردید؛

با توجه به توان خودم انتخاب کردم. خوب هر کس یک لباس را می تواند بپوشد، قطعا من نمی توانم لباس کسی را که برنامه طنز اجرا می کند بپوشم.

پس شما به تخصصی شدن این حرفه اعتقاد دارید؛

حتما همین طور است. حالا من معارف و اجتماع را دو حوزه جدای از هم نمی بینم. اینها در هم تنیده شده اند و معارف چیزی بیرون از اجتماع نیست.

یعنی با تلفیق این دو حوزه هم برنامه های موثری تری ساخته خواهند شد؛

من می گویم اصلا این دو موضوع از هم جدا نبوده اند که کسی بخواهد تلفیقشان کند.

قالب برنامه های معارفی اجتماعی را چگونه تعریف می کنید؛

در برنامه های صرف معارفی از تیپ و ظاهر مجری تا چگونگی دکور و حرفهایی که می زنند غالبا یک شکل مرسوم خاص است. در برنامه های اجتماعی هم انگار فقط همین است که کسی بیاید نقد کند و آوازی بخوانند و بروند. اینها می شود دو کلیشه از دو موضوع. اگر از این کلیشه های متداول خارج شدیم می رسیم به معارف و اجتماع در کنار هم.

شاید هم بشود نام سومی برایش انتخاب کرد تحت عنوان عرفان؛

شما می توانید اسمش را عرفان بگذارید ولی من می گویم اصلا اسم نگذاریم. دنبال چه می گردیم .خیلی ساده تر از اینها می شود با مردم حرف زد.

برای مخاطب که فرقی نمی کند فلان برنامه را گروه معارف ساخته باشد یا جامعه ولی صدا و سیما برای خودش تقسیم بندی هایی دارد.

بله ، مگر برای مردم مهم است که این برنامه تولیدی است از گروه فلان و... آنچه که فرق می کند این است که یکسری آدم باید در حوزه ای تخصص پیدا کنند تا در آن حوزه حرف بزنند. یک تهیه کننده معارفی را بفرستید جنگ طنز بسازد خراب می کند. یا من را ببرید برنامه طنز اجرا کنم چه می شود؛! می شود با مردم حرف زد، از هجمه های فرهنگی هم جلوگیری کرد ولی بدون اسم گذاری و ساده و راحت.

شما در رادیو و هم اکنون هم در تلویزیون از متن مکتوب برای اجرا استفاده نمی کنید، چرا؛

خوب این شیوه اجرای من است.

شیوه اجرایتان را به تهیه کننده تحمیل می کنید؛

اصلا. ولی تهیه کننده ای که لطف می کند و من را دعوت می کند می داند که من متن نمی خوانم ولی از چارچوب موضوع اصلی هم خارج نمی شوم.

برایش فکر می کنید و در ذهن چیزهایی را آماده می کنید؛

با این قضیه مخالفم که برای امروز این برنامه چه بگویم یا چه بخوانم. به اعتقاد من یک گوینده باید سرشار از اطلاعات عمیق و تخصصی باشد ولی اینها را آماده نکند برای این که مدام توی گوش مردم بریزد یا چیزهایی را بخوانم برای این که بیایم اینجا بگویم. اگر چنین باشد که نرم افزار بهتر از من عمل می کند. بشدت معتقدم گوینده باید اطلاعات جامع داشته باشد اما این اطلاعات را نباید برای یک برنامه خرج کند.

چون شما که نمی خواهید دانسته هایتان را به رخ مردم بکشید.

تمام شد. اولین رسالت رادیو و تلویزیون ارتباط است نه اطلاعات ، خیلی مواقع این را سروته فهمیدیم.

نوع آمادگی شما برای ورود به برنامه چگونه است؛

بعد از این که موضوع را فهمیدم سعی می کنم به صورت باز و جامع اطلاعاتی داشته باشم. ضمن این که اطلاعاتم را هم مرور کنم و به آن بیفزایم نه این که بیایم و از روی متنی چیزی بخوانم.

حتی اگر آن متن متعلق به بهترین نویسنده ها باشد؛

امروز داشتم شعری را که دوست داشتم برای خودم حفظ می کردم ولی آن شعر را نمی آیم اینجا و همین امروز بخوانم....

ولی فردا ممکن است بیایید و آن را بخوانید؛

بله ، فردا ممکن است. یک سری اطلاعات دائم باید به محفوظات مجری اضافه شود ولی نه به شکل تصنعی. من امروز این شعر را حفظ کردم چون دوستش دارم نه برای برنامه ، ولی فردا ممکن است فرصتی پیش بیاید و به فراخور موضوع آن را بخوانم....


فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها