گفت‌وگو با رسول نجفیان، بازیگر نقش پوریا

«رعنا» قصه‌ای چالش‌برانگیز داشت

بازیگر نقش پوریا در سریال رعنا بود؛ نجفی پسر متمولی که دخترعمه‌اش به سبب اختلافات عقیدتی، نامزدی با او را به هم می‌زند و دلباخته پسری هنرمند و مبارز می‌شود. نقشی که به گفته این بازیگر برای آن سال‌های تلویزیون بدیع و چالش‌برانگیز بوده است. رسول نجفیان بازیگر این نقش، آن روزها بیشتر با بازیگری و کارگردانی تله‌تئاتر شناخته می‌شد اما با نقش‌آفرینی در سریال رعنا و ایفای این نقش، بیش از گذشته شناخته شد. با او گفت‌وگو کردیم و از دلایلش برای پذیرش این نقش و خاطراتش از رعنا پرسیدیم.
کد خبر: ۱۱۱۶۰۹۶
«رعنا» قصه‌ای چالش‌برانگیز داشت

نقش پوریا در سریال رعنا چه ویژگی‌هایی داشت که شما را برای پذیرش آن ترغیب کرد؟

وقتی آقای میرباقری این نقش را به من پیشنهاد کردند،‌ به نظرم آمد که این سریال از جهات گوناگون تازه است. این اولین‌باری بود که پس از انقلاب می‌دیدیم یک دختر به ازدواج اجباری تن نمی‌دهد و به دلیل تفاوت‌های اخلاقی و روحی از نامزدش جدا و عاشق یک هنرمند می‌شود. برایم جالب بود که چگونه با تمام علاقه‌ای که پسر به نامزدش دارد، نامزدش این رابطه را به دلیل تفاوت نگاه و اختلاف فرهنگی ترک می‌کند. همچنین عجین شدن این داستان با ماجراهای انقلاب 57 کشش و جذابیتش را بیشتر کرده بود و این مضمون تازه باعث شد این قصه برای من جذاب و چالش‌برانگیز باشد و احساس کنم نقش پوریا جای کار فراوانی دارد و نقش را پذیرفتم.

البته شما پیش از بازی در این مجموعه در تئاتر هم فعالیت داشتید.

بله؛ هم به عنوان بازیگر و هم کارگردان کارهایی داشتم که دوتا از معروف‌ترین آنها، تله‌تئاتر «آسانسور» و «دو مرغابی در مه» بود. البته پیش از این، سریال «گرگ‌ها» را هم با آقای میرباقری کار کرده بودم.

اما با «رعنا» بیشتر شناخته شدید...

واقعیت این است که یک‌شبه و با پخش سریال آسانسور، همه ایران مرا شناختند؛ چون آن زمان تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت، کارها محدود بود و بخوبی دیده می‌شد. رعنا اما تاثیر بیشتری گذاشت؛ چون نسبت به آسانسور که دو قسمت بود، تعداد قسمت‌های بیشتری داشت. دلیل دیگرش هم همان‌طور که گفتم، مضمون تازه رعنا برای مردم بود.

یکی از نکات جالب در این سریال این است که با وجود اختلاف سنی کمی که با آقای فراهانی دارید، نقش پسر ایشان را ایفا کردید.

ماشاءا... ایشان خوب مانده‌اند، وگرنه سال‌ها از من بزرگ‌ترند.

تا جایی که می‌دانم فقط هفت سال اختلاف دارید!

غلط نکنم شناسنامه‌اش را دستکاری کرده است! شوخی می‌کنم. بهزاد جان فراهانی از دوستان خوب من است. شما راست می‌گویید؛ هفت سال اختلاف سنی برای ایفای نقش پدر و پسر واقعا کم است.

اما این اختلاف سنی به چشم نیامد و در نهایت این رابطه باورپذیر شد.

درست است. نقش گریم در این میان بسیار موثر است. به یاد دارم که در آن زمان کمی از موهایم جوگندمی شده بود، اما آنها را مشکی پرکلاغی کردند تا مشخص نباشد. آقای فراهانی هم آن موقع نسبت به من چاق‌تر بود و این مساله به باورپذریری کار کمک می‌کرد.

یقه‌ام را در خیابان می‌گرفتند

برایم بسیار جالب بود که مردم با این کار ارتباط عجیبی برقرار کرده و آن را باور کرده بودند. در یکی از سکانس‌ها می‌دیدم نامزدم که نقشش را خانم تیموریان بازی می‌کرد، با پرویز پرستویی صحبت می‌کند و من ناراحت می‌شدم و به نشانه اعتراض صحنه را ترک می‌کردم. بعد از پخش این قسمت، آقایی در میدان شوش یقه مرا گرفت و گفت: اصلا فکر نمی‌کردم این‌قدر بی‌غیرت باشی که وقتی نامزدت را با یک بیگانه دیدی، زار بزنی و بروی! باید همان‌جا او را می‌کشتی! یک خاطره دیگر هم که دارم این است که یک شب با دوست عزیزم پرویز پرستویی در جایی مهمان بودیم و یک آقا آنجا به من گفت: فکر نمی‌کردم این‌قدر بی‌غیرت باشی که با کسی که نامزدت را از چنگت درآورده است، دوست باشی! اول خیال کردم شوخی می‌کند و شروع کردم برایش توضیح دادن؛ اما متوجه شدم که نه! او واقعا جدی می‌گوید و آن‌قدر این شخصیت‌ها را باور کرده که توجهی به نمایشی بودن اثر ندارد.

تا 2 سال مرغ نخوردم!

بهزاد فراهانی که در سریال رعنا نقش منصور برادر رعنا را ایفا کرده است، درباره ویژگی‌های این شخصیت به جام‌جم می‌گوید: سرمایه‌داری به شکل عقب‌افتاده‌ای در ایران وجود دارد که دارای فرهنگ اصلی سرمایه‌داری نیست و بیشتر به لمپنیسم نزدیک است. حال کاری به این‌که چرا این اتفاق افتاده و چه کسانی در به‌وجود آمدن این شکل از اقتصاد مقصر هستند، نداریم؛ اما مهم آن است که هریک از افراد جامعه نیز در این شرایط سهم دارند. نقش منصور که من در این سریال ایفا کردم، شخصیتی برخاسته از این شرایط و نماینده همین قشر و لایه اجتماعی در آن زمان بود و همین ویژگی این نقش را برایم جذاب کرد و باعث شد آن را بپذیرم. سریال در آن سال‌ها بسیار دیده شد و مردم نقش من را هم بسیار دوست داشتند. این احساس در برخوردهای آنان بوضوح قابل دریافت بود. این بازیگر ادامه می‌دهد: واقعیت این است که چالش‌های بسیاری برای درآوردن این نقش داشتم. تحلیل و کالبدشکافی این شخصیت کار آسانی نبود و لزوم آن شناخت تاریخ ایران، خصوصا از 28 مرداد 1332 به بعد بود. هر بازیگری برای ایفای این نقش ناگزیر از درک تغییرات سنگین و فراوانی بود که تا آن زمان در کشور حادث شده بود و باید از آن الگویی را استخراج می‌کرد که قابل تعمیم باشد.

او در مورد این که آن سال‌ها این نقش به عنوان یک نقش منفی میان عموم شناخته شده بود، بیان می‌کند: من متوجه نمی‌شوم که نقش منفی یعنی چه؟! این اصطلاحی است که در کشور ما باب شده است. نقش، نقش است و این نوع نگاه‌ها به این برمی‌گردد که درک ما از این هنر عمیق نیست و از این رو نگاه این‌چنینی به نقش‌ها داریم. هر نقش الگویی از جامعه خود است و بد و خوب آن بستگی به ملتی دارد که نقش از بطن آنان می‌آید.

فراهانی در انتها اضافه می‌کند که خاطرات زیادی از حضور در مجموعه رعنا دارد و می‌گوید: جالب‌ترینش این است که یک شب به خاطر ضبط یک سکانس ـ پلان مجبور شدم تا برداشت نهایی 18 ران مرغ بخورم و بعد از آن تا دو سال مرغ نخوردم!

خانه‌هایی در خدمت شخصیت‌پردازی

در سریال «رعنا» بی‌تردید خانه‌ها در ارتباط مستقیم با شخصیت‌هایی است که برخاسته از آنها هستند. مثلا جایی حوالی خیابان بهارستان، نزدیک باغ نگارستان خانه‌ای سه طبقه، قدیمی و زیباست. خانه‌ای که رعنا در آن روزگار می‌گذراند و بخشی از خاطرات بینندگان این سریال نیز در آن رقم خورده است. امروز اما جای خانواده رعنا، دانش‌آموزان در این مکان رفت‌وآمد دارند و اتاق‌های آن تبدیل به کلاس درس شده است. خانه دیگر که شاید در ذهن مخاطبان مانده باشد،‌ خانه برادر متمول رعناست، خانه‌ای در محله جردن حوالی شمال شهر تهران و متعلق به بنیاد مستضعفان که عوامل سریال، آن را برای مدتی اجاره کرده بودند و به یقین این انتخاب به دلیل ظاهر پر زرق و برق خانه بود که نشان از طبقه‌ای داشت که شخصیت منصور در آن زیست می‌کرد. شخصیت رسول با بازی پرویز پرستویی نیز همان‌گونه که به لحاظ عقیده و باور از منصور و خانواده‌اش دور بود، در شهر نیز بسیار دورتر از آنان و در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله صفا، گذر می‌کرد. بیننده غالبا در خاطره‌بازی با آثار نمایشی، خانه‌ها و شکل و شمایل کوچه‌ها در آن سال‌ها را نیز به یاد می‌آورد و احتمالا «رعنا» برایش مجموعه‌ای از تمام اینهاست؛ زیرا شهر،‌ محله و خانه همان جغرافیایی هستند که ناگزیر بخشی از هویت یک شخصیت را شکل می‌دهند و گاه حتی در آثار نمایشی می‌توانند به صورت مستقل به یک شخصیت بدل و در خاطره‌ها ثبت شوند.

نوشین مجلسی

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها