نقد محتوایی و نقد ساختاری

روز پنجشنبه 22 تیرماه نقدی بر سریال روشنایی های شهر از آقای محمدهاشمی چاپ شد. این مطلب سالار فلاحیان نویسنده این سریال را بر آن داشت تا یادداشتی برای ما ارسال کند.
کد خبر: ۱۰۴۰۷۹

1- مسلما ایرادی ندارد داستان های هزار بار گفته شده ، باز گفته شود، اما چه بهتر که در قالب و ساختاری نو بیان شود. چیزی که در تلویزیون ما حکم کیمیا دارد. اما مگر داستان هزاران بار گفته نشده ای هم دیگر یافت می شود؛
2- سریال روشنایی های شهر، با خواست و اراده قطعی من به عنوان نویسنده ، حتی در مرحله طرح با ساختار فعلی مورد نظر بود. یعنی دقیقا ایجاد یک فضای عینی . تلخ و تا حد زیادی ناتورالیستی در داستان و بعد شکستن و ایجاد فاصله با این فضا از طریق نریشن و رویاهای شخصی نریتور و پرداخت در ظرایف روابط کاراکترها. بنابراین حتی در نوشتن دیالوگ ها هم سعی بر این بود که فضای ناتورالیستی داستان اصلی حفظ شود.
3- برای نریشن (یا گفتار متن) کارکردهای گوناگونی می توان قائل شد. اما من هم کاملا موافقم که بدترین استفاده از آن ، پر کردن خلا داستانی یا به روایتی عامیانه ، چاله چوله های متن است. اما کدام چاله های روایتی؛ آیا بازگویی اتفاقات تصویری که به خودی خود گویا هستند و کم و کاستی در پرداخت تصویریشان نیست ، پر کردن چاله چوله های روایتی اثر محسوب می شوند؛ فضاسازی قسمتی به عهده نور و قسمتی نیز به عهده صداست. صدا می تواند موسیقی . هر نوع افکت صوتی یا حتی گفتار متن باشد. بلاتشبیه ، روبر برسون را می شناسید؛
4- نه من و نه آقای کرامتی از ابتدای شروع به کار انتظار نداشتیم «روشنایی های شهر» سریال پر بیننده ای باشد. اما حالا با پخش نصفه و نیمه همین چند قسمت در کمال تعجب به این واقعیت رسیده ایم که تماشاگران معمول تلویزیون براحتی پذیرای این گونه متفاوت از اثر نمایشی بوده اند، لااقل بیش از انتظار ما و بیش از انتظار مدیران شبکه دو که با شیوه پخش این سریال در زمان مسابقه های جام جهانی ، شانس دیده شدن را از آن دریغ کردند.
5- اکثر سریال های تلویزیونی ما مبتنی بر داستان هستند. داستانی که شخصیت ها را به دنبال خود می کشد. در این نوع ، ممکن است ضرورت داستانی در جایی از قصه ایجاب کند که کاراکتری برخلاف چارچوب ترسیم شده شخصیتش حرکت کند، اما برای بیننده ایرانی عاشق داستان گویی ، این امر نه تنها ناخوشایند نیست که حتی در صورت پذیرش داستان ، چنین ایرادهایی را برای خود توجیه می کند. اما روشنایی های شهر، درامی شخصیت محور است. در این گونه ، الزاما داستان پررنگی با گره های فراوان قصد جذب مخاطب را ندارد، بلکه آنچه مورد نظر است ، کند و کاو شخصیت ها و ذهنیت آنها در تقابل با دنیای عینی بیرون است.
6- متاسفانه نمی توان از اکثر منتقدان انتظار نقد دقیق و ساختاری داشت. نقدی که به تماشاگران یک اثر در درک بهتر آنچه می بینند و حتی به سازندگان اثر برای بازنگری تخصصی نسبت به کارکردشان کمک کند. اما مسلما بر منتقد حرجی نیست ، لازمه نقد ساختار گرایانه ، شناخت ساختار است و شناخت ساختار کار ساده ای نیست. ممارست می خواهد، ممارستی که دانش به بار خواهد آورد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها