مردی که رادیو را به نام او می شناختند

رادیو در ایران تاریخی دارد و شما از چند منظر می توانید تاریخ رادیو را بررسی کنید. یکی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب است که در این دو دوره رادیو از نظر فرم و محتوا بسیار با هم متفاوت است
کد خبر: ۱۰۲۷۵۵
؛ اما رادیو یک تاریخ دیگری هم دارد که در همه دنیا این تاریخ مشترک است.
رادیو یک دوره ای تنها رسانه بلامنازع و بی رقیب بود. در دنیا هم همین گونه بوده و این دوره را پشت سر گذاشته است. در دنیا رادیو در هنگام جنگ جهانی دوم رسانه ای بی رقیب بود و بعد از جنگ جهانی با ورود تلویزیون و سایر رسانه ها از اهمیت آن کاسته شد و در کشورهای غربی رادیو بیش از 30 سال منزوی ماند تا بالاخره توانست خودش را بازسازی کند و به جایگاه واقعی خود در حوزه رسانه دست یابد.
در ایران هم رادیو از ابتدای ورود تا اواخر دهه 60رسانه ای بی رقیب بود. به طوری که در این دوران اگر مردم می خواستند از خبری مطلع شوند و یا برای وقت گذرانی و سرگرمی به رادیو مراجعه می کردند. وقتی رسانه ای بی رقیب است ، به اطلاعاتی نیازمند است که بتواند به نیازمندی های مخاطبان به طور جدی پاسخ دهد تا پابرجا بماند. مساله دوم در رادیو مساله فرم و محتواست.
قبل از انقلاب جدیت و وزنی قوی در فعالیت رسانه ای داشت و کارهای بسیار بزرگی در رادیو انجام می شد، اما بتدریج غلبه فرم بر محتوا در رادیو پیش آمد. البته این امر کاملا طبیعی بود، چون فرم همان ویژگی است که کسی نمی تواند از آن دست بکشد ؛ اما بعد از انقلاب ما به یک محتوای جدیدی نیاز داشتیم و به همین دلیل رسانه جمهوری اسلامی مبتنی بر محتوا شد. با این حال این نکته هم موردتوجه بود که صرف محتوا نمی توانست نیاز مخاطبان را برطرف کند و ایجاد یک رابطه معتدل بین نوع فرم و نوع محتوا در رسانه رادیو بسیار مهم بود و هنوز هم از بحثهایی است که بشدت در رادیو وجود دارد. افراد بسیاری به رادیو آمدند که بسیاری از آنها آدمهای با نام و باسوادی بودند و تقریبا همه شان هم رفتند و نامی هم از آنها باقی نماند. حتی الان هم در رادیو یادی از آنها نیست ، چون نتوانستند آن نقشی را که باید ایفا کنند ؛ اما ویژگی بارز محمدرضا سرشار این بود که در فرم مناسب ، محتوای لازم را وارد می کرد. در واقع این مساله برجسته ترین کار برای فعالیت های رسانه رادیو بود.
قصه ظهر جمعه سرشار یک فعالیت اساسی و حرفه ای بود که ایشان در یک فرم زیبا یک محتوای اساسی وارد کردند. در واقع اگر آن فرم جذاب نبود، مخاطب آنقدر تحت تاثیر قرار نمی گرفت و اگر محتوا هم محتوای مناسبی در آن شرایط که کاملا محتواگرایی در کشور غلبه اساسی داشت نمی بود این استقبال به وجود نمی آمد. سرشار آنقدر این دو مقوله را بصورت حرفه ای و مناسب در کنار هم قرار داد که بزرگان مملکت و اهل فضل هم توجه ویژه ای به این برنامه داشتند.
در حوزه فعالیت های رادیویی محمدرضا سرشار، نباید فقط قصه ظهر جمعه را دید. او به اتفاق بعضی دوستان هنرمند مانند میرکیانی ، برنامه «از سرزمین نور» را هم تهیه و تولید کردند. هر چند سرشار حضور وسیعی در این برنامه نداشت و بیشتر به عنوان نویسنده در پشت صحنه بود، اما به عقیده من این کار ابداع جدیدی در کار نمایش رادیویی بود، به طوری که شما در سراسر قصه حضور پرجلال حضرت محمدص را می دیدید و حس می کردید، اما ایشان در نمایش حضوری ندارند. ضمن این که این کار نمایشی مجموعه ای از صداهای قوام یافته سازمان بود و هنرپیشه های دوره های گذشته را جمع کردند و یک کار اساسی انجام دادند. در مجموع به عقیده من سه ویژگی سرشار که جزو هویت های رادیویی است بسیار برجسته و پررنگ است: اول صدای خوب : صدای سرشار جزو صداهای ویژه و خاص است و به همین دلیل هرگاه صدای او در طول تاریخ رادیو پخش شده ، قابل تشخیص بوده است.
دوم مبحث محتواست: درکارهای او نسبت به دیگران تفاوت های محتوایی بسیاری دیده می شود. در واقع کاری که او انجام داده با کارهایی که بعد از او و قبل از او دیگران انجام داده اند متفاوت است و سوم تازه بودنش است . او به دلیل این که خودش پدیده تازه ای بود و کارش هم تازه بود مورد توجه همه قرار گرفت . یعنی در آن ساعت خاص ، رادیو را با ایشان می شناختند، به همین دلیل معتقدم سرشار عنصر مهم هویت رادیو بود. رادیو همیشه وامدار او خواهد ماند.


دکتر حسن خجسته
معاونت صدای جمهوری اسلامی ایران
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها