روایتی از زندگی مجید اکبری، شهید هوا فضای پادگان شهید کاظمی نجفآباد
پرواز در غروب ارغوانی
گاهی زمین و آسمان به هم گره میخورند؛ جایی میان تلالو طلایی خورشید بر پهنه زایندهرود و غبار غلیظ جادههایی که به افقهای دور میرسند. زندگی مجید اکبری، حکایت مردی است که بند کفشهایش را میان شالیزارهای نمناک «هویه» محکم کرد و پاشنه غیرتش را در دشتهای تفتیده میهن بالا کشید. او از تبار صبوری و رفاقت با جاده بود؛ رانندهای که سنگینی بار مسئولیت را نه بر دوش چرخهای کامیون ۱۸ چرخ، که بر شانههای ستبر ایمان خویش حمل میکرد.