تلویزیون را به سینما ترجیح می دهم

می گوید از وقتی خودم را شناختم ، دوست داشتم تجربه کنم. از تئاتر گرفته تا اجرا و بازیگری. ژانر خاصی برایش ملاک نبوده و حد و مرزی برای خودش قرار نداده است.
کد خبر: ۹۷۳۵۴

شهاب حسینی ازجمله بازیگران جوانی است که با یک موج تازه وارد تلویزیون شد و توانست به خوبی توانایی هایش را نشان دهد و بماند. می گوید دوست دارم در این مسیر آهسته و پیوسته قدم بردارم و بی ملاحظه به آب نزنم.
کارهای زیادی را از او تا به حال دیده ایم. از سریال های پرمخاطب پس از باران و تب سرد گرفته تا فیلمهای رخساره و رستگاری در 8:20دقیقه.
حدود یک سالی می شود که درگیر بازی در پروژه مدار صفر درجه به کارگردانی حسن فتحی است. با او از نخستین کارش که اجرا در تلویزیون بود حرف زدیم تا بازی در سینما و تلویزیون. هرچند در کنار بازیگری به عرصه موسیقی هم وارد شده و کارهایی در این زمینه انجام داده است.


با اجرای برنامه اکسیژن وارد تلویزیون شدید. این برنامه یک اتفاق تازه ای در نوع خودش به وجود آورد بخصوص در شیوه اجرا. خودتان به این سبک از اجرا رسیدید یا اساسا فضای برنامه این گونه ایجاب می کرد؛
آن برنامه محصول نواندیشی و تفکر سازنده اش بود. آقای محمدمهدی رسولی به عنوان کارگردان ، خیلی خوب این برنامه را هدایت می کرد.
وقتی درخصوص اجرا صحبت می کردیم ، به این نتیجه رسیدیم که باید چیزی بین بازیگری و اجرا باشد. نمی شد مثل یک مجری بایستم و متنها را بگویم. آن نوع متن ، آن شیوه از اجرا را هم می طلبید.

خودتان چقدر در این مساله دخالت داشتید؛
باید همه متنها را حفظ می کردم. متنهایی که به اندازه یک صفحه A4 و پشت سر هم و متصل بودند.
بیشتر سعی کردم نوع گویش و حرکت بدنم با هم هماهنگ باشد. به هر حال آن برنامه محصول یک حس جمعی و دوستانه بود.

می شود گفت شیوه مجری بازیگری از همان زمان شروع شد؛
نمی دانم. اما مساله خوبی که در آن برنامه وجود داشت این بود که در عین حالی که خیلی سرزنده و شلوغ بود، اما از دایره متانت خارج نمی شد. متاسفانه گاهی اوقات دو مجری چنان با هم شوخی می کنند که آدم احساس می کند خب این شوخی ها را خارج از برنامه هم می توانند داشته باشند و لزومی ندارد جلوی دوربین این طور شوخی کنند.
ببینید تلویزیون بی دعوت به خانه های مردم می رود و اساسا وظیفه آن فرهنگ سازی است. برای مثال در یک برنامه آشپزی اگر غذای خوبی آموزش دهند فردای آن روز ممکن است 2میلیون نفر آن غذا را درست کنند.
به هر حال باید به سلیقه مخاطب و شعور آن احترام گذاشت و نمی توانم دقیقا بگویم که این شیوه از اجرا از همان برنامه شروع شده یا پیش از آن.

الان چقدر دوست دارید اجرا کنید؛
آخرین اجرایی که داشتم برنامه ای بود که به بررسی فیلمهای جشنواره فیلم فجر می پرداخت و چون دلم برای اجرا تنگ شده بود، آن را پذیرفتم. اساسا اجرای برنامه هایی که فضای آنها طراوت دارد را دوست دارم.

پس تمایل دارید که این مسیر را هم در کنار کارهای دیگرتان ادامه دهید؛
بله و در این زمینه هیچ حد و مرزی برای خودم قائل نیستم. دوست دارم تجربه کنم و کارم را هم درست و کامل انجام دهم. حالا چه اجرا باشد و چه بازی.

زمانی که شما وارد عرصه بازیگری شدید، حضور بازیگران جوان رونق پیدا کرده بود و همزمان با شما خیلی ها آمدند و بعد از مدت کوتاهی هم رفتند. اما شما جزو کسانی هستید که ماندگار شدید. چی شد که شهاب حسینی ماند و ادامه داد؛
رشته ای بر گردنم افکنده دوست / می کشد آنجا که خاطرخواه اوست ؛ من کوچکترین دخالتی در اتفاقاتی که برایم افتاده است ، نداشتم و تنها اجراکننده اش بودم.
زمانی که برای اولین بار در سریال خانواده محبوب بازی کردم ، خیلی ها به من گفتند تو این کاره نیستی و به دیگران هم لطمه می زنی. اما می دانستم که می توانم این مسیر را ادامه دهم ، پس ماندم. البته لطف خدا هم واقعا شامل حالم است.

خیلی هم راحت با مخاطبتان ارتباط برقرار می کنید.
بله ، اساسا هدف اصلی من همین است. ببینید مخاطب تیزهوش و آگاه است. مخاطب را باید دست بالا گرفت. وقتی این نگاه را داشته باشی ، می توانی درست انتخاب کنی.
وقتی خودت را جای مخاطب بگذاری آن وقت تلاش می کنی که کارهای قابل توجهی از خود بر جای بگذاری.

با توجه به این که تجربه بازی در سریال های تلویزیون را داشته اید، می خواهم بدانم در حال حاضر سریال های تلویزیون را چگونه ارزیابی می کنید؛
خوشبختانه در سالهای اخیر سریال های خوبی در تلویزیون ساخته شده است و تا حدودی توانسته انتظارات مردم را هم جواب دهد و خب این مساله باعث می شود که سطح سلیقه مردم هم بالا برود.
برای مثال «پس از باران» از جمله سریال های موفقی بود که سریال های بعد از خودش را هم تحت تاثیر قرار داد.

چقدر مخاطب تلویزیون را می شناسید؛
خیل زیاد و بشدت آنها را دوست دارم. چه بسا کارهای خوب تلویزیون را به کارهای ضعیف سینما ترجیح داده ام. دلم می خواهد تماشاگر تلویزیون از دیدن کارم لذت ببرد. اما مساله ای که وجود دارد، این است که ما تاریخ سینما داریم ، اما تاریخ سریال نداریم. آرشیوی وجود ندارد که بتوانی به آن رجوع کنی.

اما من فکر می کنم ذهن مردم آرشیو خوبی است. برای مثال سریال هزار دستان یا دایی جان ناپلئون هیچ گاه از خاطره های مردم پاک نخواهد شد؛
بله ، صد درصد به هر حال آدمهای بزرگ همیشه کارهای بزرگ و ماندگار هم خواهند کرد. البته گویا سروش سیما مدتی است به این کار اقدام کرده است که خب قابل توجه هم است.

در حال حاضر بیشتر فعالیت تان به سینما معطوف شده است. خودتان تقسیم بندی را بین سینما و تلویزیون قائل هستید؛
به نظر من سینما بیشتر حرفه و تکنیک است ، اما در تلویزیون به نوعی زندگی جاری است و آدم بیشتر با قصه ها همراه می شود. به هر حال به آن شکل تقسیم بندی نمی کنم. چون کار اصلی ام بازیگری است.

اساسا به جای دیگران بازی کردن چقدر برایتان جذاب است؛
خوب خیلی. البته هیچ وقت صد در صد این اتفاق نمی افتد.

چرا؛
علتش این است که متفاوت بودن به معنای مطلق برای هیچ بازیگری اتفاق نمی افتد و اساسا فضای کارهای ما این گونه نیست که بتوانی در هر کاری متفاوت ظاهر شوی چون فضا بسته است.

قبول دارید که مردم خیلی منتقدانه تر از گذشته کارها را دنبال می کنند و برایشان کارگردان ، بازیگر و قصه مهم است؛
بله کاملا با شما موافقم. اساسا دنیای حرفه ای همین است. برای مثال ، وقتی فیلمهای قدیمی را می بینیم بندرت گریم بازیگران عوض می شود و یا قصه ها تغییر می کنند.

آن زمان مردم چندان آگاهی ای نسبت به این مسائل نداشتند.
بله و آن چنان هم نسبت به نقشها دقت نداشتند و برایشان مهم نبود، ولی الان شهاب حسینی مهم نیست ، بلکه مهم آن نقشی است که بازی می کند و البته این مساله مسوولیت ما را هم سنگین تر می کند چون هر بار باید چیز جدیدی را از خودت به معرض نمایش بگذاری.

شگرد خاص شهاب حسینی در بازیگری چیست؛
پرسش سختی است. شاید تلاش برای رسیدن به این که مخاطب باورم کند، وقتی آدم حرفی را می زند که خودش باور ندارد، قطعا به دل هم نمی نشیند. من تلاشم این است که نسبت به کاری که می کنم باور پیدا کنیم.
اگر باورش کنم ، دیگر درگیر بازی نمی شوم.

درگیر بازی نمی شوم یعنی چه؛
این که دیگر دایم حواسم به این نیست که چگونه نگاه کنم ، چگونه راه بروم و... این نوع بازی کردن قشنگ نیست و مصنوعی به نظر می رسد.

مساله ای که در این اواخر خیلی شاهد آن بوده ایم این است که بعضا سریال های تلویزیون بخصوص سریال های مناسبتی با عجله زیادی ساخته می شوند. شما به عنوان بازیگر وقتی با این گونه فیلمنامه ها و کارها برخورد می کنید عکس العملتان چیست؛
من اساسا در فضاهای پراسترس نمی توانم کار کنم. چون به آن بازدهی که باید نمی رسم و از طرفی آدم کار نمی کند که خودش را آزار دهد.
به هر حال سعی می کنم از همان ابتدا قبول نکنم و عذر بخواهم. اما از طرفی ممکن است در شرایطی باشم که مجبور شوم بپذیرم . در آن موقع دیگر تمام تلاشم را می کنم. درست مثل قانون گل طلایی در فوتبال.

یکی از بزرگ ترین نقطه ضعفهای ما در پخش سریال وجود فیلمنامه های ضعیف است. چقدر سعی می کنید خودتان بشخصه نقشتان را به یک حداقل استاندارد برسانید؛
مساله ای که عنوان کردید، یکی از اصولی ترین مشکلات کاری ماست. من اصلا قصد تحلیل کارهای دوستان فیلمنامه نویسم را ندارم.
اما متاسفانه این ضعف وجود دارد من سعی می کنم برای نقشم وقت بگذارم.

چه ملاکهایی برای انتخاب یک نقش دارید؛
کارگردان ، نویسنده و خود نقش برایم بسیار اهمیت دارند. هر چند بعضا فیلمنامه های ضعیفی بودند که در ساختار خوب شده است یا بعکس فیلمنامه های خوبی بودند که در ساختار ضعیف از آب در آمده اند.
به هر حال مجموع اینها مهم هستند و به نظرم کار ما تک محوری نیست ، بلکه یک کار تیمی است.

الان خیلی باب شده است که کارگردان ها به بازیگران شان می گویند سعی کن خودت باشی. اما اگر هر بازیگری قرار باشد نقش خودش را بازی کند، خب دیگر چیزی برای ارائه کردن ندارد. در این باره چه نظری دارید؛
حق با شماست. به نظرم عجله در کارها باعث بروز چنین مسائلی می شود. چون وقت برای گفتگوی بازیگر و کارگردان وجود ندارد، بنابراین به هر شرایطی رضایت می دهند.
ممکن است این وقت گذاشتن نکته معمولی به نظر برسد؛ اما بسیار کمک کننده است. به هر حال من با این مساله مخالفم و در این شرایط هم ترجیح می دهم که کار نکنم.

شاه نقش شهاب حسینی از نظر خودش؛
این را باید از مخاطبانم بپرسید.

اصلا شاه نقشتان را تا به امروز بازی کرده اید؛
نمی دانم. فکر نکنم. نقشهایی بوده که به معیارهایم نزدیک بوده ، اما صددرصد نبوده اند.

مثل؛
نقشی که در سریال تب سرد داشتم را خیلی پسندیدم.

اما در این سریال نقشی منفی داشتید.
بله. ولی از آنجایی که دوست ندارم به تکرار بیفتم ، آن نقش را پذیرفتم. یا نقشی که در فیلم قتل آنلاین (مسعود آب پرور) داشتم ، کاملا یک نقش متفاوت بود.
به هر حال هر بازیگری نیاز به تجربه های تازه دارد.

و اما مدار صفر درجه. یک سالی است که درگیر این کار هستید، درست است؛
بله. سفرهای مختلفی هم برای این کار رفتیم . روزهای شیرین و تلخ را گذراندیم.
دوست دارم نتیجه این زحمت طولانی مدت به دل مردم بنشیند.

از نقشتان بگویید.
کار مربوط می شود به دهه20.نقش یک دانشجوی ایرانی را دارم که پدرش از مردان سیاسی است و مادرش هم فلسطینی الاصل است.

اسم شخصیتی که دارید، چیست؛
حبیب پارسا. نقش پدرم را آقای مسعود رایگان و مادرم را خانم رویا تیموریان بازی کردند. به هر حال این جوان برای ادامه تحصیل به فرانسه می رود. در آنجا جنگ جهانی دوم شکل می گیرد و بقیه ماجرا.

تجربه همکاری با حسن فتحی چطور است؛
آقای فتحی بسیار کارگردان هوشمند و دقیقی است. ریتم را خیلی خوب با ایشان تجربه کردم. اما متاسفانه چون حجم کار خیلی بالا بود، نتوانستیم این نقش را آن طور که باید جلا دهیم و به همین دلیل ، هنوز مقداری حبیب پارسا برای خودم مجهول است. منتظرم نتیجه کار را ببینم.

در حال حاضر، چقدر با حبیب پارسا زندگی می کنید؛
وقتی بازی در نقشی طولانی می شود، بهتر است آن نقش خیلی وارد زندگی آدم نشود؛ چون به هر حال آدم را از ماجراهای دیگر زندگی می اندازد.

بهتر است کمی از عرصه بازیگری فاصله بگیریم و به دنیای موسیقی وارد شویم. می دانیم که در این عرصه هم فعالیت می کنید و اولین آلبومتان به نام رایا را هم روانه بازار کردید و پس از آن هم گروه هفت را تشکیل دادید. در این خصوص مقداری صحبت کنید.
رایا محصول یک کار خانوادگی است. اشعار این آلبوم را پدرم گفتند و موسیقی آن را برادرم ساخته است و خودم هم خوانده ام.

رایا یعنی چه؛
به معنای چوپان خداوند و یا به عبارتی مورد توجه خداوند است. این اسم یک اسم آشوری است.

به موسیقی چطور نگاه می کنید؛ چشم اندازتان نسبت به این کار چیست؛
همیشه در کنار بازیگری به موسیقی عشق می ورزیدم و آن را دوست داشتم. به نظرم همه چیز در این دنیا ریتم دارد. حتی همین صدای مته ای که الان شنیده می شود.

به چه سبکی علاقه دارید؛
پاپ راک را خیلی دوست دارم.

و اما گروه هفت؛
این گروه چند سالی است که به کمک عده ای از دوستان تشکیل شده است. و الان هم امیرحسین مدرسی و امین زندگانی به ما ملحق شدند.

با این حساب ، شهاب حسینی چقدر برای خودش وقت می گذارد؛
خیلی نیست و اتفاقا این مساله خیلی به من لطمه زده است و وقتهایی واقعا نیاز به بازسازی دوباره دارم. نیاز به سکوت دارم. اما متاسفانه شرایطی که دارم ، امکان این را از من گرفته است.

محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها