دلواپسی های یک درشکه چی اصفهانی

همان اول حسین خواجویی مدیر تولید و مجری طرح برایم توضیح می دهد که بهتر است چند روز دیگر به سراغشان بروم، ولی در نهایت وقتی برایش گفتم فرصت چندانی ندارم، نشانی لوکیشن را می دهد:
کد خبر: ۹۶۵۶۷
اورژانس بیمارستان شریعتی که نزدیک خیابان چهارباغ است و البته از سی وسه پل که من هستم تا آنجا راهی نیست.
وقتی وارد اورژانس می شوم ، حسن اکلیلی کمدین شناخته شده تلویزیون و تئاتر اصفهان را می بینم که بر بالین یکی از اعضای گروه که تصادف کرده و احتمالا کتفش در رفته ، ایستاده است و به او دلداری می دهد. بعد با او به محل اصلی لوکیشن که بخشی از اورژانس است می روم.
توی راهرو از بیمار و پزشک و پرستار با دیدن اکلیلی جلو می آیند و با او احوالپرسی می کنند یا حداقل دست و سری به نشانه یادآوری این که تو را شناختیم ، تکان می دهند و می گذرند. هرچه باشد اینجا اصفهان است.
معمولا سریال هایی که در اصفهان و با بازیگران این شهر ساخته می شوند، بی بهره از طنز نیستند. این سریال هم تا حدودی همین رویکرد را دارد.
دل خوش سیری چند؛ داستان سرراستی دارد. پیرپسری به نام مطیع به خاطر این که ازدواج نکرده و قصد این کار را هم ندارد، از سوی مادرش رانده می شود.
او که در میدان نقش جهان درشکه چی است ، آدم بزن بهادر و جوانمردی است که روحیه لوطی منشانه ای دارد و حالا مجبور است به خاطر اتفاقی که افتاده، با پسر خواهرش که دانشجوست دمخور شود. او به همراه چند دانشجوی دیگر در خانه ای دور هم جمع می شوند و این آغاز ماجراهایی است که به ازدواج آقا مطیع با یک دکتر روانشناس ختم می شود.
این سریال را مجید جوانمرد کارگردانی می کند که پیش از این فیلمهایی چون شکار، دستمزد، عروسی خون ، لبه تیغ ، قافله و مار را کارگردانی کرده است. جوانمرد چند ماه پیش با همین گروه سریالی به نام «خانه شش در» را جلوی دوربین برده بود که آن هم از وجوه طنز برخوردار بود.
در سریال دل خوش سیری چند؛ آدمهایی از شهرهای مختلف ایران مثل خوزستان ، شیراز، تبریز، زاهدان و... دور هم جمع می شوند و قصه را پیش می برند. تمام داستان از 26اسفند آغاز شده و تا 13فروردین ادامه پیدا می کند.
در واقع ماجراهای داستان در این چند روزه اتفاق می افتند. حسن اکلیلی ، فروزان کربلایی ، مرتضی کیوانداریان، سیف الله نامداری، امین غلامپور، احسان اکلیلی، امیرعباس امینی، فرید ذوفن، هوشنگ بشارت، پوراندخت مهیمن، فاطمه زارعی، نسیم سلیمی، طاهره کرمانشاهی، مانا بهرامی، شهریار دخانی، مهرناز عبدالحسین زاده ، پریوش محمدی و معصومه موسوی بازیگرانی هستند که در این سریال به ایفای نقش می پردازند.

یک ماشین نیسان ته بلیت نمایش دارم!
حسن اکلیلی 52سال پیش در چهارباغ اصفهان ، چهارراه تختی به دنیا آمده ، تقریبا 30سال است که در این حرفه کار می کند و تاکنون در 10-15 سریال و چند فیلم سینمایی ظاهر شده اما هیچکدام به اندازه تئاتر او را راضی نکرده است.
خودش می گوید: «در سال 1362من سینما حافظ را تبدیل به سینما تئاتر حافظ کردم و از آن زمان پیوسته کار نمایش می کردم. اساس کار من نمایش است. من در روی صحنه رفتن 100نمایش نقش داشته ام. در بعضی از آنها نویسنده ، در بعضی بازیگر و در بعضی دیگر کارگردان بودم. تقریبا همه کاری کرده ام. بعضی از نمایش هایی که ما روی صحنه بردیم نزدیک به 5-6ماه روی صحنه بود و شاید نزدیک به 300هزار نفر بیننده داشت.
چیزی که هیچ جا درج نشده است، من در همان انبار تئاترم به اندازه یک ماشین نیسان ته بلیت نمایش هایم را دارم ! 30سال است که مشغول کار هستم و بعضی از آثارم از شبکه های داخلی و خارجی پخش شده اند. نمایشی نیز دارم که حدود 27بار از تلویزیون پخش شده است.»
اکلیلی در سریال دل خوش سیری چند؛ در نقش آقا مطیع ، با آن سبیل تاب داده و کلاهی که بر سر گذاشته شبیه هیچکدام از نقشهایی که تاکنون بازی کرده نیست. اما او به جز بازیگر، تهیه این سریال را هم به عهده دارد.
وقتی از او درباره آثاری که در شهرستان ها ساخته می شود می پرسم ، می گوید: نوع نگاهی که مسوولان به سریال های تلویزیونی مراکز دارند، اشکالاتی دارد.
شبکه ای مثل تهران که یک شبکه استانی است ، چون در تهران است بودجه اش شاید 11برابر شبکه ای مثل شبکه اصفهان باشد. مطمئنا آنها با بودجه ای که 11برابر است ، می توانند آثار خوبی بسازند؛ اما جالب اینجاست که توقع همه در اندازه شبکه های سراسری است.
اما هزینه ای که برای آنها می شود، بسیار کمتر از آثار تولید شده در شبکه های سراسری است. اگر تولید یک گروه شهرستانی «صدا» بکند، در واقع حمیت و جدیت خود بچه های شهرستانی است که توانسته اند کار درخوری ارائه دهند.
او در ادامه به پاره ای دیگر از مشکلات اشاره می کند و می گوید: اساسا یکی از معضلاتی که تولیدات استانی را تحت تاثیر قرار می دهد، اصرار به حضور بازیگران تهرانی در آثار مراکز است. خب اگر قرار بود ما این کار را به این صورت در شهرستان بسازیم ، چرا در همان تهران نسازیم؛

چطور منو نشناختید؛
مجید جوانمرد برای ابوالفضل قوام کرباسی جای دوربین را مشخص می کند. سکانسی که قرار است تصویربرداری شود حضور آقامطیع در بیمارستان است که می خواهد یک جوری خودش را به دکتر برساند. البته اگر منشی دکتر قبلا او را بجا بیاورد.
وقتی ایرج رضایی دستیار اول کارگردان و برنامه ریز این کار سکوت می دهد، تصویربرداری آغاز می شود.
روز - داخلی اتاق منشی رئیس بیمارستان
منشی رئیس بیمارستان پشت میز نشسته است.
آقا مطیع هراسان وارد می شود.
آقا مطیع: به آقای دکتر بفرمایید من اومدم.
مطیع از کنار در بیرون را نگاه می کند.
منشی (جاخورده): شما؛
مطیع: چاکرشون ، مخلصشون (برمی گردد و به منشی نگاه می کند) چطور نشناختیدم شما؛
منشی (به او نگاه می کند): آها یادم اومد.
مطیع (ژست می گیرد): پس شناختید منو؛
منشی: البته با شوهرم اومده بودم. میدون نقش جهان...
مطیع: آره خب. ما اونجا هم فیلم گرفتیم.
منشی (جاخورده): فیلم؛
مطیع: آره د... دوربین اونجا. من اینجا... اکشن...
(مثل جاهلها راه می رود). و توی همین گفتگوها می کوشد جلد مجله ای را نشان دهد که عکس هنرمندی که شبیه اوست را به منشی نشان دهد.

تعجب کرده بودند!
مجید جوانمرد جزو آن دسته از فیلمسازانی است که فیلمهایی در پرونده کاری اش دیده می شوند که در زمان خودش جزو پرفروش ها بوده اند؛ اما به دلایلی دیگر مدتهاست که پیش دوربین یک کار سینمایی نایستاده است.
وقتی از او درباره سریال دل خوش سیری چند؛ می پرسم ، می گوید: من سال 84از طرف حسن اکلیلی و حسین خواجویی برای ساخت سریالی به نام خانه شش در به مرکز سیمای اصفهان دعوت شدم. من برای خودم شرایطی داشتم که با تهیه کننده در میان گذاشتم.
بعد از توافق هایی که انجام شد، این سریال ساخته شد که در حال حاضر در مرحله ضبط موسیقی است. چند ماه بعد برای تهیه کننده آن سریال موقعیت ساخت یک سریال دیگر پیش آمد.
من در همان زمان در تدارک ساخت یک فیلم سینمایی بودم ، منتها از نظر جذب سرمایه دچار مشکل بودم ؛ ولی با این پیشنهاد که روبه رو شدم ، ترجیح دادم سر این سریال بیایم و این کار را انجام دهم.
جوانمرد در ادامه درباره ویژگی های دل خوش سیری چند؛ می گوید: مضمون طنز این اثر، در قالب و فرم خوبی پیاده شده است.
از اول در این فکر بودم که از نظر فنی و تکنیکی به شکل استاندارد و حرفه ای کار ارائه شود؛ چراکه سریال هایی که در اصفهان ساخته می شد، از نظر تماشاگر خوب بود؛ ولی از لحاظ هنری در سطح نازلی قرار داشتند.
من دارم نهایت سعی خود را می کنم که کار خوبی ارائه کنم ، اگرچه ژانر، ژانر مورد علاقه من نیست ؛ اما خب به عنوان یک کارگردان حرفه ای سعی کرده ام ادای دین بکنم. وقتی سریال خانه شش در تدوین شد، خیلی از دوستانم تعجب کردند که چطور می شود من که همیشه در کار اکشن بوده ام ، کار طنز انجام دهم.

جوان ها به میدان آمده اند
امین غلامپور یکی از بازیگران جوانی است که نقش یکی از دانشجوهای این سریال را بازی می کند. غلامپور در نقش یک جوان شیرازی ظاهر شده که به خاطر این که دانشگاه قبول شده است ، به اصفهان می آید و مجبور می شود به خاطر بضاعت پایین خانواده اش مخارجش را خود تامین کند و به این دلیل راهنمای توریست ها می شود.
به واسطه این شغل ، با دختری فرانسوی به نام شایلی آشنا می شود و به او دل می بندد؛ اما با وجود همه تلاشی که می کند، نمی تواند به او برسد.
بازیگر جوان دیگری که در این سریال در نقش خواهرزاده آقا مطیع ظاهر شده ، احسان اکلیلی ، فرزند حسن اکلیلی است. او با وجود آن که طراحی کنته خوانده است ، اما عمده فعالیتش در زمینه آثار نمایشی است.
فرید ذوفن هم بازیگری است که در نقش جوانی که به خاطر یک اختلاف خانوادگی گذارش به اصفهان می افتد و ماجراهای پی درپی برای او اتفاق می افتد، ظاهر شده است.
وقتی از توی راهروی شلوغ اورژانس بیرون می آیم ، گروه برای گرفتن سکانسی دیگر آماده می شوند. صدای حرکت جوانمرد که بلند می شود، همه جا را سکوت می گیرد و تصویربرداری از یک پلان دیگر آغاز می شود...

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها