روایت عشق آسمانی در زمین

آخرین ساخته محمدحسین لطیفی در حوزه سینما، فیلم پرفروش خوابگاه دختران بود. امسال او با یک اثر تلویزیونی در ایام عید به خانه ها خواهد آمد.
کد خبر: ۹۰۷۳۵
این سریال تلویزیونی که از شبکه 3سیما پخش خواهد شد، داستانی جدی و امروزی دارد و موضوع آن به مبارزات مردم فلسطین مربوط می شود. این سریال با حضور بازیگرانی ایرانی و لبنانی در لوکیشن هایی در ایران و لبنان تصویربرداری شده است.
این سریال که «وفا» نام دارد، داستان جوانی به نام ژوبین را روایت می کند که به جرم جاسوسی برای رژیم اسرائیل در ایران زندانی است.
او به دلیل مشکلات روحی و روانی که پس از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی در قبرس پیدا کرده ، به بیمارستان روانی منتقل می شود.
در این زمان مامور ویژه ای از طرف موساد (سازمان امنیت اسرائیل) برای ربودن او از آسایشگاه روانی وارد ایران می شود و...محمدحسین لطیفی (کارگردان)، علیرضا افخمی (نویسنده فیلمنامه) و منصور سهراب پور (تهیه کننده) این سریال ، با ما سخن گفته اند.


آقا از کجا شروع کنیم؛
علیرضا افخمی: تو خبرنگاری. یک سوال بنداز وسط! از هرجا که دلت می خواد شروع کن !

بفرمایید ایده ساخت این فیلم از کجا آمد؛
علیرضا افخمی : طرح اولیه این اثر توسط علیرضا کاظمی پور نوشته شد با عنوان «غریبه ای در شام» که یک طرح کلی بود و به نظرم کار خوبی آمد. در شبکه 3تصویبش کردیم.
آن موقع تهیه کننده و کارگردان دیگری می خواست آن را بسازد. قسمتهایی از کار توسط ایشان ، حسن مشکلاتی و منعم سعیدی نوشته شد و فیلمنامه ای که حاصل شد در مجموع کار خوبی نبود، چون از اهداف شبکه دور بود.
به همین دلیل نتوانسته بود کد تولید بگیرد و از آن گذشته دستمزدی هم که تهیه کننده و کارگردان قبلی درخواست کرده بودند، رقم نامعقولی بود.
به همین دلیل شبکه تصمیم گرفت این کار را از ایشان بگیرد و به تهیه کننده دیگری بدهد.
منصور سهراب پور با توجه به سابقه خوبی که داشت ، برای انجام این کار انتخاب شد و دوباره به همان طرح اولیه برگشتیم ، اما در همان آغاز متوجه شدیم این طرح بضاعت کافی برای ساخت سریال ندارد. در مرحله بعد کارگردان کار یعنی محمدحسین لطیفی انتخاب شد.
با مشارکت ایشان و یک نویسنده دیگر تلاش شد یک ورژن جدید نوشته شود که البته این تلاش هم تا حدی نافرجام ماند، گرچه 67قسمت توسط آن نویسنده بعدی نوشته شد؛ اما به این نتیجه رسیدیم که کار درست پیش نرفته و انسجام خوبی ندارد. به همین دلیل تصمیم گرفته شد وارد گود شوم و فیلمنامه را بنویسم.

آقای سهراب پور از اول قرار بود کار در یک کشور خارجی ساخته شود؛
منصور سهراب پور: بله!

و با بازیگرهای خارجی؛
منصور سهراب پور: در همان جلساتی که با شبکه داشتیم ، صحبتهایی شد که در آن زمان ، 2کشور لبنان و سوریه برای تصویربرداری پیش بینی شده بود و ما با توجه به این که کشور لبنان از ویژگی های تصویری خیلی خوبی برخوردار است ، آنجا را انتخاب کردیم و این که این کشور به جهت فرهنگی و اجتماعی و مسائل مختلف دیگر خیلی به جامعه ایرانی نزدیک است.
در ابتدا پیش بینی می کردم که 50درصد کار در ایران تصویربرداری می شود و بقیه در لبنان ، اما متاسفانه شرایط به گونه ای پیش رفت که ما عملا 30درصد کار را در ایران تصویربرداری کردیم و بقیه را در لبنان گرفتیم.

با این بودجه ها، حتی سریال هایی که در ایران ساخته می شوند گاه با مشکل روبه رو می شوند. مشکلات شما که سریالی را در کشوری خارجی می ساختید چه چیزهایی بود؛
منصور سهراب پور: عمده مشکل ما در این کار، فیلمنامه بود.
با بودجه ای که در اختیار کار قرار گرفت ما باید در کشور کار تصویربرداری می کردیم. یعنی اصلا هزینه اختصاص یافته به اندازه حجم کاری که قرار است در کشوری خارجی انجام شود، همسان نبود.
من برای کارگردان کارم احترام خاصی قائلم و سعی می کنم بهترین امکانات را برای او فراهم کنم. چون دوش به دوش آنها بودم ، می خواستم برای آنها چیزی کم و کسر نگذارم ، ولی واقعیت این است که ما مشکلات مالی عدیده ای داشتیم.
البته بی انصافی نکنم چرا که ما این موضوع را پذیرفته بودیم و ابتدای کار هم به ما گفته بودند و حتی کشوری که قرار بود در آن تصویربرداری انجام شود معلوم شده بود. برایم چنین اتفاقاتی قابل پیش بینی بود، ولی دوست داشتم در این کار که مناسبتی است و برای ایام محرم ساخته می شود، نقشی می داشتم.
اگرچه این نکته را هم باید بگویم لبنانی که ما دیدیم ، خارج از تصور ما شده بود. من 2سال پیش به این کشور رفته بودم ، اما این بار همه چیز تغییر کرده بود و تغییر و تحولات اقتصادی گسترده در این کشور اتفاق افتاده بود؛ چون از قبل ارتباطات کاری با شرکتهای مختلف داشتیم ، متوجه شدیم خیلی چیزها تغییر کرده است.

مثلا؛
منصور سهراب پور: مثلا یکی از کمترین چیزها قیمت هنروران و سیاه لشکرها بود که حداقل حقوقشان 2برابر تغییر کرده بود. ما هم تعداد زیادی هنرور نیاز داشتیم.
مثلا چیزی حدود 2هزار نفر هنرور نیاز داشتیم و چون متن هم همزمان نوشته می شد و هیچ چیز قابل پیش بینی نبود، خب مجموع این عوامل در مسائل مالی خیلی تاثیر می گذاشت. با همه اینها باید بگویم که خوشحالم این کار را انجام دادم ، چرا که می گویند آدم همیشه در موقعیت بد است که می تواند هم خودش را بشناسد و هم کسب تجربه کند.
اگرچه در این مدت ، مدیرانی که کار را نظارت می کردند خیلی خوب از کار پشتیبانی کردند و می دانستم که تمام تلاششان را برای حمایت از این کار در یک کشور خارجی انجام می دهند.

برای حل «دفاع غلط» چکار کردید؛
محمدحسین لطیفی: داستان ما یک داستان عشقی است در دو وجه زمینی و آسمانی. داستان یک جوان یهودی ایرانی است که عاشق یک دختر لبنانی می شود که در نهایت بدون شعار ان شاالله به ارجحیت دین اسلام بر دیگر ادیان تاکید می شود.

این سریال یک کار تبلیغی است. در زمانه ای که بسیاری از فرآورده های رسانه ای جهان در جهت تطهیر آرمان صهیونیسم است ، فکر می کنید این اثر تا چه اندازه می تواند جوابی به آن آثار باشد؛
محمدحسین لطیفی: ما نیامدیم که به آنها جواب بدهیم. آنها حرفشان را می زنند، ما هم می زنیم. ما که نمی توانیم جلوی حرف زدن آنها را بگیریم ؛ ولی ساکت هم نمی توانیم باشیم. خداوند خواست ما دور هم جمع شویم و این حرف را بزنیم. یک کار ممکن است در ذاتش تبلیغی باشد.
علیرضا افخمی: این قابل انکار نیست که درمقوله رسانه ، همه چیز در اختیار دشمن است و آنها در این زمینه از چنان توانایی های عجیب و غریبی در این حوزه ها چه در زمینه تخصص افراد و چه در زمینه بودجه برخوردار هستند.
باید پذیرفت تلویزیون ما کار سختی در مقابله با آنها دارد.
حرفهایی که از این شبکه ها و رسانه ها پخش می شود، اکثرا دروغ است و گاه این دروغها آنقدر بزرگ است که به هیچ وجه نمی توانند آن را توجیه کنند.

مثلا
همین ماجرای روژه گارودی یکی از مواردی است که آدم هیچ جور نمی تواند آن را هضم کند. وقتی آدمهای شناخته شده و صاحب اعتباری مثل روژه گارودی روی قضیه مهمی مثل هولوکاست انگشت بگذارند و تناقص های آن را آشکار کنند.
چنین چیزی اگر اتفاق بیفتد که دارد اتفاق می افتد، بنیان رسانه ای آنها را مخدوش می کند. مثل ترکی که بر پیکره یک سد پدید می آید و رفته رفته بزرگ تر می شود. بنابراین درصددهستند جلوی این ترک را هر چقدر ریز و کم اهمیت هم باشد، بگیرند تا بعدها به شکافهای بزرگ تبدیل نشود.
وقتی به لبنان رفتیم ، از نزدیک با آنچه بر این مردم رفته است ، آشنا شدیم. می خواهم بگویم به جای کلمه تبلیغ بهتر است از کلمه روشنگری استفاده کنیم. کار ما بیشتر در این حیطه تعریف می شود.
بخش کوچکی از آن چیزهایی که غرب و صهیونیسم خواستند آن را از چشم جهانیان پنهان کنند، در اثر ما به صورت جذابی دیده می شود.

شما بحث جذابیت و روشنگری را مطرح کردید. این دوعنصری که نام بردید، خود به خود تضادی در آنها دیده می شود. حالا اگر جذابیت و سرگرمی بود، یک چیزی! چه کار کردید که این دو را در سریالتان جمع کنید. یعنی سریالی بسازید که هم برای مخاطب عام جذاب باشد و هم در کنار آن روشنگری کند.
محمدحسین لطیفی : پیش از هر چیز بگویم که فیلمسازی یک کار گروهی است. معتقدم در این چند ساله ما تلاش کردیم شاگردانی باشیم که آموزش می بینند تا فیلمساز باقی بمانند. فیلمساز مثل خطیبی است که اول از همه باید مردم را پای منبر نگه دارد.
بسیاری از فیلمهایی که دیدیم ، تبلیغی بوده اند و در بین مردم جایگاهی پیدا نکردند. به این دلیل ، تلاش کردیم در درجه اول قصه ما کشش و منطق و احساس داشته باشد تا بتوانیم مخاطب خودمان را داشته باشیم.
منصور سهراب پور: ما وظیفه داریم به عنوان کسانی که در این حوزه فعالیت می کنیم ، بستر تفکر مخاطبانمان را فراهم کنیم و فکر می کنم با توجه به سیاستی که اعمال شد، نویسنده هم با گروه همراه شد تا واقعیات را از نزدیک ببیند تا متن هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک باشد.

آثار بسیاری در این حوزه ساخته شده و با وجود آن که نیت سازندگان خیر بوده ولی محصول عمل چیز دل انگیزی نبوده است. من می گویم شما چه کار کردید که مخاطب با جان و دل با قصه کار همراه شود؛
محمدحسین لطیفی: فرض کنید دادگاهی وجود دارد و آدم هیجان زده ای می خواهد از حقش دفاع کند و چون بلد نیست از حقش دفاع کند، مدام داد و بیداد می کند.
اثری که شما می گویید، تقریبا این گونه است ، یعنی داد و بیداد می کند؛ اما وکیل مدافعی وجود دارد که عمری در این زمینه تحصیل کرده و تخصص و خبرگی پیدا کرده است و سعی می کند با آرامش و منطق ، حق موکلش را بگیرد. ما خواسته ایم این وکیل باشیم و مثل یک وکیل دفاع کنیم.

مهدی غلامحیدری
gholanheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها