یک قصه رمانتیک کنارگودزینل خان!

مهتاب به خاطر این که دخالتی در انتخاب همسرش نداشته از پای سفره عقد می گریزد. او در برخورد با «له یاره» از عشق نافرجامش با قدیر و مسبب جدایی آنها یعنی اسفندیار آگاه می شود.
کد خبر: ۸۹۶۸۸

له یاره پس از 30سال تنهایی و دوری از خانه هنگامی که به زادگاهش برمی گردد، اتفاقات تازه ای در شرف وقوع است. این خلاصه ای از سریال غریبی آشنا است که محصول مشترک گروه فیلم و سریال شبکه 3صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی است.
این سریال را «جهاندخت خادم» کارگردانی و «محمد حسین پور» تهیه کرده است. از این دو، پیش از این آثار تلویزیونی ای چون مهمان امام هشتم ، روزهای سبز، خونه خردو و آی آدمها را دیده ایم. پخش سریال «غریبی آشنا»، انگیزه ای است برای گپ و گفتی با این زوج هنرمند.


درباره گویش این اثر صحبت کنید. با آن که بخشی از داستان مربوط به کردهای خراسان است، اما ما گویش خاص آنها را نمی بینیم.
محمد: وقتی ما آثار دیگر تلویزیونی را دیدیم ، احساس کردیم استفاده از گویش های محلی بیشتر از آن که جاذبه داشته باشد، دافعه دارد و مردم اصلا متوجه دیالوگ ها نمی شوند.
خود ما به عنوان یک بیننده تلویزیون وقتی این گونه آثار را می دیدیم خیلی دقیق می شدیم تا بفهمیم آنها چه می گویند حتی در نیمه های پخش مسوولان بعضی از آثار به این نتیجه رسیدند که باید زیرنویس داشته باشد.
بنابراین ما تصمیم گرفتیم در این کار از گویش محلی استفاده نکنیم. به رغم این که خیلی دوست داشتیم آمیزه ای از گویش شیرین کردی کرمانجی شمال خراسان را در این اثر بشنویم ؛ اما بهتر دیدیم برای این که مخاطبانمان را از دست ندهیم از گویش رسمی و کتاب فارسی خودمان استفاده کنیم.
جهاندخت : مشکل دیگر این بود که زبان کرمانج ها لهجه نیست بلکه یک زبان خاص و مجزاست که فهم آن برای فارسی زبان ها که آشنایی با این زبان ندارند، میسر نیست.
از آنجا که نیمی از داستان درگذشته می گذرد، فکر کردیم اگر آنها بخواهند کردی حرف بزنند و در زمان حال هم این گویش ادامه داشته باشد ارتباط مخاطب با کار خیلی سخت می شود.
چون برای مخاطب ایرانی زیرنویس هنوز جا نیفتاده است و یک جورایی ارتباط را مخدوش می کند.

یعنی از اول می خواستید گویش یکدستی داشته باشید.
حسین پور: البته هنگام تست بازیگری و مراحل روخوانی متن با بازیگران این تاکید را داشتیم که یک «ته لهجه» اضافه کنیم (یعنی به همین گویش فارسی یک ته لهجه اضافه کنیم) اما بازیگرانمان با این گویش آشنایی نداشتند حتی علیرضا سپاهی لائین را که خودش شاعر و نویسنده کرد است به عنوان مشاور کرمانج آوردیم ولی در نهایت به این نتیجه رسیدیم که در اجرا با مشکل روبه رو می شویم.
به همین خاطر حتی از آن «ته لهجه» هم استفاده نکردیم تا احیانا به بیراهه نرویم. چون بعضی از بازیگران که با گویش خاصی صحبت می کنند بیشتر ادا در می آورند تا این که بخواهند به آن لهجه نزدیک شوند.

در سریال شما چند فراز هست که خیلی مهم و تاثیرگذار است مثل ازدواج اجباری و آداب و سنن مردم منطقه ، در این باره بگویید.
حسین پور: نمی توانیم بگوییم چون داستان ما خیالی است.

پس هیچ ربطی به دنیای واقعی ندارد؛
حسین پور:چرا، اتفاقا با واقعیات سروکار داریم و این واقعیات چون بخشهایی از آن از ذهن ما گذشتند دیگر ما به ازای بیرونی ندارند.
منابعی در اختیار خانم خادم قرار گرفت خصوصا کتاب 5جلدی استاد کلیم الله توحدی که یکی از نویسندگان بنام قوم کرد است.
لابلای این کتابها به نکته ازدواج های ناخواسته و اجباری برخوردیم که در گذشته اتفاق می افتاد. در برخی از این ازدواج ها به رغم مخالفت هایی که پدر و مادر داشته اند دختر و پسر زمانی که به هم علاقه مند می شدند اما عرصه را بر خود تنگ می دیدند، از ایل یا روستا فرار می کردند و به ایل دیگری پناهنده می شدند و رئیس ایل آنها را به خانواده هایشان تحویل نمی داد، هنوز هم گاهی چنین اتفاقاتی می افتد.
ما تحقیقات وسیعی برای نگارش فیلمنامه انجام دادیم و در مناطق و روستاهای شهرهای شمال خراسان از جمله بجنورد، قوچان ، شیروان ، اسفراین و کلات نادری برای تحقیق رفتیم که بخش اعظم قصه مربوط به گذشته از دل همین صحبتها درآمد که در کل قصه یک مثلث عشقی در زمان گذشته وجود دارد و هم در زمان حال.
منتها تنش زندگی های قدیمی دامنگیر زندگی آدمهای امروز می شود.

و انتخاب نهایی بازیگران به چه شکلی انجام شد.
حسین پور: واقعیتش این است که ما تمام تلاشمان را کردیم که یک کار صددرصد حرفه ای و با کستینگ حرفه ای باشد اما از آنجا که مراکز استان ها بودجه محدود دارند و این بودجه محدود قابل قیاس با بودجه مرکز نیست ، نتوانستیم همه بازیگران را از میان حرفه ای ها و شناخته شده ها انتخاب کنیم و مجبور شدیم به نیروهای جوان و بازیگران باسابقه شهرستانی رضایت بدهیم.
از بین این بازیگران تست های زیادی گرفته شد که هیچ کدام از آنها رضایت صددرصد کارگردان را جلب نکردند و ما همیشه این بحث را با هم داشتیم که مثلا این بازیگران جواب این قصه را نخواهند داد.
اما با توجه به این که این کار در مشهد تصویربرداری شده بود، این تاکید را داشتم که این اثر با بضاعت های مشهد ساخته شود ضمن این که به توانایی های بازیگران تئاتر مشهد هم تردیدی نداشتم. تئاتر مشهد به گونه ای بوده که سالها گوی سبقت را از دیگران و حتی تهران ربوده است.
در نهایت خانم خادم را متقاعد کردم که از همین بضاعت موجود استفاده کنید. خوشبختانه با وجود آن که بعضی از آنان بازیهای اغراق شده تئاتری داشتند ولی خب با ممارست های فراوان توانستیم آنها را از آن فضا خارج کنیم.
خادم : ولی خب خودم به عنوان کارگردان کار فکر می کنم باید به کسانی که در شهرستان هستند و مهجور مانده اند میدان داد تا توانایی شان را نشان دهند. همیشه نباید توی تهران جستجو کرد.

الان که کار تمام شده ، چه نمره ای به خودتان می دهید؛ اصلا از کار راضی هستید؛
خادم : جواب دادن به این سوال خیلی سخت است. هیچ وقت نتوانستم به خودم نمره بدهم. اما این که اگر بخواهم این قصه را دوباره بنویسم یا بسازم، شاید چیز دیگری از کار دربیاید.

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها