تهیه کننده فیلم سینمایی «مغز نارنجی»:

در مرحله پیش تولید یک سریال هستیم

درباره فیلم «پاشنه بلند 2» به بهانه توزیع در شبکه نمایش خانگی

عذر بدتر از گناه!

ظاهرا قبلا علی عطشانی فیلمی به اسم «زن‌ها با کفش‌های پاشنه بلند روی اعصاب مردها راه می‌روند» را ساخته بود که احتمالا به خاطر فونت درشت «پاشنه بلند» در پوستر فیلم به همان پاشنه بلند شناخته شد و حالا محسن منشی‌زاده، یک 2 به انتهای عنوان فیلمش اضافه کرد
کد خبر: ۸۳۰۷۱۲
عذر بدتر از گناه!

تا احتمالا پاشنه بلند 2 با فیلم قبلی اشتباه گرفته نشود، اما خود این اثر یک اشتباه بزرگ است. جالب است ظاهرا فیلم به این قصد ساخته شده تا به مخاطب شیرفهم کند

که سریال‌های ماهواره‌ای به بنیاد خانواده در کشور ما لطمه می‌زند و درواقع این سریال‌ها و فیلم‌ها یک نوع بی‌بند و باری و ابتذال را رواج می‌دهد، اما واقعیت این است که ابتذال لزوما به مسائل غیراخلاقی محدود نمی‌شود.

سطحی‌نگری و تحلیل‌های دم‌دستی از مسائل اجتماعی خود مصداق بارزی از ابتذال است؛ این‌که به قصد تنبه و هشدار به مخاطب قصه‌ای را بدون منطق دراماتیک و منطق روان‌شناسی سرهم کنیم تا مخاطب نسبت به تاثیرات مخرب سریال‌های ماهواره‌ای هوشیار شود.

با سطحی‌نگری نمی‌توان به جنگ ابتذال رفت که این خود توهین به شعور مردم است! ابلاغ پیام اخلاقی خود باید برآمده از اخلاق باشد، نه به نام اخلاق دکان زدن و کاسبی کردن.

شبکه نمایش خانگی باید بیش از سینما به خانواده‌ها احترام بگذارد وقتی نام خانه را برای خویش و هدفش برگزیده است.

سروش با بازی بد محمد سلوکی، مدیر شرکتی است که همسرش با بازی بدتر نفیسه روشن به او و روابط کاری‌اش مشکوک است و آن هم صرفا به دلیل این‌که تحت تاثیر یکی از دوستانش قرار گرفته که ظاهرا دانشجوی ترک تحصیل کرده روان‌شناسی است

و به واسطه تماشای سریال‌های ماهواره‌ای که 90 درصد آن درباره خیانت و روابط نامشروع است به همسرش شک کرده و کل فیلم روایت این شک و پیامدهای آن است تا در نهایت زن متوجه اشتباه خود شده و به جای سوءظن به تصویری روشن و مثبت برسد.

سروش بیش از آن‌که از حیث سینمایی واجد شخصیت‌پردازی باشد همچون مترسکی است که حتی بر رفتار شخصی خویش نیز اراده‌ای ندارد. اساسا زبان فیلم دچار لکنت شدید بوده و بین کمدی و جدی دست و پا می‌زند.

البته این‌که می‌گویم کمدی یعنی برخی نمک‌پراکنی‌ها که حتی از سطح یک شوخی بی‌مزه هم پایین‌تر است. علی صادقی هم آن‌قدر در این سال‌ها خود را تکرار کرده که به نظر می‌رسد خودش نیز حال و حوصله تجربه این تکرار را ندارد.

نشانه این مدعا را می‌توانید در بازی بی‌انرژی او ببینید. هیچ‌یک از موقعیت‌های درام منطق ساختاری و ژانری ندارد. اصلا معلوم نیست قرار است با این قصه بخندیم یا منقلب شویم! حتی تیپ‌سازی‌ها نیز سر و شکل درست و درمانی ندارد چه برسد به فیلمنامه که فاقد انسجام و ماهیت داستانی است.

جالب این‌که سروش که رفتارهایش در حد و اندازه یک نوجوان اهل قر و فر است مدیر شرکتی است که اصلا معلوم نیست ماهیت و کارکرد آن چیست.

در سینمای ایران پر است از همین شرکت‌های بی‌هویت و بی‌سر و ته من‌درآوردی که فقط خیلی شیک است و صاحب آن پول پارو می‌کند.

یک دفتر تر و تمیز با یک خانم منشی با روابط عمومی خوب و چند تا کارمند که مدام آقای مهندس می‌گویند! پاشنه بلند نیز مثل بسیاری از فیلم‌های دیگر صرفا در حد یک طرح است به جای این‌که در طول پیش برود و قصه‌ای تعریف کند مدام شاخ و برگ اضافی گرفته و عریض می‌شود.

کش آمدن قصه و کسالت مخاطب محصول این نوع نگاه به فیلم و سینماست! به نظر می‌رسد شبکه نمایش خانگی به حال خود رها شده و صرفا حیات خلوتی است برای بسیاری از فیلمسازان و بازیگران که در فصل‌های بیکاری سرشان گرم باشد.

کاش دست‌کم محصول این تفنن یک سرگرمی قابل قبول برای مخاطب می‌شد که وقتی برای تماشای این آثار در بین این همه شبکه‌های تلویزیونی، وقت و هزینه صرف می‌کند ارزش داشته باشد.

این فیلم‌ها حتی از یک تله‌فیلم معمولی هم گاه عقب‌تر بوده و جز اتلاف وقت و هزینه چیزی در بر ندارد! وقتی برای تصویر فیلمی با کیفیت HD هزینه می‌شود، کاش کمی هم به کیفیت قصه، بازی و روایت آن توجه شود. پاشنه بلند ساخته می‌شود، اما پایه‌های درامش آن‌قدر کوتاه است که حتی قدش به خودش هم نمی‌رسد!

سید رضا صائمی - قاب کوچک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها