بهگزارش خبرنگار جامجم، در این پرونده شهاب ۴۴ ساله متهم است عصر پنجم فروردین امسال در درگیری با همسرش در خانهشان در طبقه پنجم ساختمانی در محله جنتآباد تهران او را به قتل رسانده است. این مرد پس از همسرکشی با صحنهسازی میخواست مرگ زن ۴۵ سالهاش را سقوط از نردبان حین نظافت خانه جلوه دهد. او به ماموران گفت: برای انجام کاری به حوالی اتوبان همت رفتم و وقتی برگشتم دیدم او هنگام نظافت خانه از نردبان سقوط و فوت کرده است.
وقتی پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کرد و راز قتل فاش شد، متهم در تحقیقات مقدماتی گفت: سالها قبل مادرم فوت کرد و پدرم هم بعد از چندسال ابتلا به بیماری آلزایمر، در سال ۹۵ فوت کرد. کارم خریدوفروش خودرو و املاک بود. بهخاطر بهترشدن شرایط روحیام بعد ازفوت والدین درکلاسهای مشاوره گروهی روانشناسی شرکت میکردم. چهار سال قبل با همسرم در همین کلاسها آشنا شده و ازدواج کردیم. ارتباط عاشقانهای با هم در زندگیمان داشتیم. کمی با هم اختلاف و دعوا هم داشتیم. چندروز اول تعطیلات عید را با خانواده همسرم به ویلایشان در شمال رفتیم.
متهم به قتل ادامه داد: چون روز پنجم فروردین همسرم قرار بود به محل کارش در بانک برود، من و او به خانهمان در تهران بازگشتیم. روز بعد او سر کار رفت و من تنها ماندم. بعدازظهر بازگشت و تصمیم گرفت کمدی را که مقداری وسایل در آن گذاشته بود، دوباره نظافت کند. عصر شده بود که بخشی از وسایل را بیرون آورده بود و به من گفت چرا جاکفشیای را که قرار بوده برای خانه بخرم، هنوز نخریدهام. عصبانی شدم و گفتم فراموش کردهام؛ سر همین موضوع با هم دعوایمان شد. وسایل را به کناری پرت کردم. با دستانم دهان و بینی او را گرفتم و وقتی بهخودم آمدم، بدحال شده بود و روی زمین افتاد و نبض نداشت؛ بعد طوری صحنهسازی کردم که انگار از نردبان سقوط کرده است.
با تکمیل تحقیقات برای متهم کیفرخواست صادر و پروندهاش جهت رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه، پدر و مادر مقتول برای داماد خود درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ایستاد و گفت: من عاشق همسرم بودم و قصد کشتن او را نداشتم. ما بر سر خرید جاکفشی آیینهدار با هم اختلاف داشتیم؛ روز حادثه هم سر همین موضوع درگیر شدیم. صدایش بالا رفت و من جلوی دهانش را گرفتم تا همسایهها متوجه نشوند. در این گیرودار هردو زمین خوردیم و من همچنان دستم جلوی دهانش بود. بعد دیدم نفس نمیکشد؛ از خانه خارج شده و دوری در اتوبان همت زدم. عذاب وجدان بهسراغم آمد و به خانه برگشتم و سپس با اورژانس تماس گرفتم و صحنهسازی کردم. از ترسم آن داستان ساختگی را سرهم کردم و الان از کاری که کردهام پشیمانم؛ امیدوارم، پدر و مادر همسرم مرا ببخشند.