
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
کم نیستند آثار نمایشی تلویزیون که طی یکی دو دهه گذشته با محوریت و شرکت جوانان یا درباره آنها ساخته شده است. حال و اوضاع جوانانی که در این مجموعهها به نمایش درآمده و میآیند اما، معمولا از دو حالتی که در بالا ذکرش رفت خارج نیست. یک قضاوت و دستهبندی آسان و بیدردسر. البته مجموعههایی که با محوریت خوبها ساخته شده از لحاظ کمیت بسیار بیشتر است.
جوان امروزی با تمام مقتضیات، دغدغهها و دلمشغولیهای خاص خود قرار است همچنان به شکل و شمایل یک جوان دهه شصتی باشد با همان مختصات و ویژگیهای آن مقطع خاص تاریخی. اگر هم قرار باشد جوانی خارج از این قاعده به نمایش درآید، به طور معمول انگ نامعقول بودن و سر به راه نبودن میخورد و در قالب یک فرد خلافکار یا غافل راه گم کرده، روی تصویر جان میگیرد.
در حالی که این روزها بخشی از جوانان جامعه دلمشغولیها خاص خود از جمله گرایش به مد، عشق و علاقه وافر به سرعت، سیر و سیاحت و گذراندن بخش عمده از اوقات فراغت خود در فضای مجازی، دلبستگی به فناوری و... را دارند، کمتر نشان و آدرسی میتوان گرفت از بازتاب و انعکاس این طیف از جوانان و دلبستگیهایشان در سریالها و مجموعههای نمایشی رسانه ملی. حوادث اخیر و تصادفات پر سر و صدای خودروهایی که عمده راکبان و مسافران آن را جوانان تشکیل میدادند، گواهی است بر این مدعا که جوانان هر مقطع تاریخی، شاخصهها و ویژگیهای خود را دارند و قیاسشان با نسل قبل و بعد، معالفارق است.
محافظهکاری در ساخت برخی سریالها
افراد مختلف با خاستگاههای متعدد، سنین متفاوت، تفکر و بینش متمایز در حکم سلولهای تشکیلدهنده پیکره یک جامعه عمل کرده و یک اجتماع انسانی را به وجود میآورند. در میان رده سنی جوانان هم تنوع و تمایز به وفور به چشم میخورد و نوع، منش و روش رفتاری متعدد و متفاوتی را میتوان در آنها مشاهده کرد. پرسش اینجاست که آیا تلویزیون بهعنوان یک رسانه فراگیر و ملی نباید به نوعی منعکسکننده احوالات همه افراد یک جامعه باشد و معضلات عموم را مطرح کند؟ و البته راهحلی هم برای رفع و رجوعشان بیابد؟
حجت قاسمزادهاصل، کارگردان تلویزیون معتقد است در برابر طیفی از جوانان امروزی که عاشق سرعت هستند و دلبسته فضای مجازی و رسانههای اجتماعی، دسته دیگری هم وجود دارند که اهل مطالعه هستند و تحصیل و پیشرفت. نه دسته اول شاخص جامعه هستند و نه گروه دوم؛ اما تلویزیون عموما جوانانی را به نمایش میگذارد که فقط دغدغه ازدواج دارند و بس.
وی با تاکید بر این که شخصیتهای جوان به نمایش درآمده در تلویزیون کمتر شباهتی به مابهازای واقعی خود دارند، به جامجم گفت: چه به لحاظ ظاهر و چه از منظر دغدغهها، میان جوانان سریالهای تلویزیونی و جوانان واقعی که در جامعه مشاهده میشوند، شباهت چندانی وجود ندارد. اصولا شخصیتهای نمایشی تلویزیون چندان شبیه مردم کوچه و بازار نیستند و این درحالی است که مردم انتظار دارند بازتابی از خودشان را در رسانه ملی مشاهده کنند.
کارگردان سریالهای یادآوری و جاودانه سوگ، دلیل اصلی این معضل و کاستی را ممیزی و اعمال سلیقه ذکر کرد و افزود: اعمال سلیقهها یک عُرف تلویزیونی را شکل داده که در بیشتر آثار نمایشی به چشم میخورد. در این عرف، پدر یک خانواده باید گل شمعدانی هرس کند و مادر غذا بپزد. جوان هم کسی است که موهای ساده دارد، به پدر و مادر احترام میگذارد، دانشگاهش را تمام کرده و دنبال ازدواج است. اگر نویسنده و کارگردان هم بخواهند این قالب را بشکنند و به شخصیتها و فضاهای دیگر بپردازند، کمی سخت است.
وی با بیان اینکه یک محافظهکاری در ساخت سریالهای نمایشی تلویزیون وجود دارد، تصریح کرد: برخی مدیران رسانه ملی کمتر اهل ریسک و خطرهستند. این محافظهکاری به عوامل ساخت سریال هم سرایت کرده است؛ تهیهکننده نمیخواهد بودجه سریالش گیر و گرفتاری پیدا کند و کارگردان و عوامل دیگر هم ترجیح میدهند بدون دردسر به دستمزدشان برسند.
رنگبندی جوانان کامل نیست
تلویزیون در مقام فراگیرترین رسانه بینندگانی از اقصی نقاط کشور و از هر سن و سال و سطح تحصیلات و با هر خاستگاه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد. این رسانه فراگیر با چنین خیل مخاطبانی تا کجا میتواند ناملایمات و نارساییهای موجود در جامعه را بهتصویر بکشد که جنبه بدآموزی و تبعات منفیاش بر محاسن و تاثیرات مثبتش نچربد. به عبارت دیگر، خط قرمز نمایش ناهنجاریهای اجتماعی در رسانه تا کجاست؟
آنتونیا شرکا، منتقد تلویزیون و سینما برای کارکرد آموزشی رسانه ملی به نسبت دیگر کارکردهایش ارجحیت بیشتری قائل است و اینکه تلویزیون چهره مثبتی را از جوانان ارائه کند کاملا طبیعی و درست میداند.
شرکا در عین حال یادآور شد: اما بخشی از جوانان که در سطح جامعه و حتی در دور و اطراف خود مشاهده میکنیم، در تلویزیون غایب هستند. به گمانم رنگبندی و ترکیبی از جوانان که در جامعه موجود است در تلویزیون دیده نمیشود. حتی بخشی از تکیهکلامهای عامیانه جوانان که قابل پخش است هم در تلویزیون مطرح نمیشود. عموما در سریالهای تلویزیونی یک جوان یا خیلی مثبت است، درس میخواند، کار میکند، فرزند خوبی برای والدین و همسر مناسبی برای شریک زندگی است یا به طور کل منفی است و وضعیت حادی دارد. بندرت میشود یک جوان متعادل را در میان شخصیتهای جوان کارهای نمایشی دید.
وی با تاکید بر اینکه هر معضلی را نمی توان در تلویزیون انعکاس داد، تصریح کرد: به طور مثال معضل بدحجابی را بسختی میشود در تلویزیون نشان داد. با این حال، حساسیت و تلاش کم کارگردان برای کندوکاو در ویژگیها و ظرایف شخصیتی جوانان و ترس از ایجاد سوءتعبیر باعث شده کمتر به معضلات واقعی جوانان پرداخته شود. کارگردانان بیشتر تمایل دارند وارد تیپسازی شوند تا شخصیتپردازی کنند. شاید هم سرعت تحولات دنیای جوانان باعث شده فیلمسازان از جریانهای اجتماعی عقب بمانند و ترجیح دهند حریم امنی را برای خود فراهم کرده و به جوانانی بپردازند که کمترین حاشیه را برایشان ایجاد کند.
شرکا تبعات چنین نگرش و تفکری را برای رسانه ملی ناگوار دانست و تاکید کرد: تلویزیون سالهاست با یک مشکل همیشگی دست به گریبان شده و آن اینکه بیننده در تلویزیون مسائلی را از روابط انسانی میبیند که کمتر در سطح جامعه مشاهده میکند. نتیجه این معضل ایجاد حس باورناپذیری در تماشاگر و بیعلاقگیاش به پیگیری داستان یک سریال است.
بستگی به سفارشدهنده دارد
شاید بخشی از تطابق نداشتن و بهروز نبودن شخصیتهای جوان طراحی شده در سریالهای تلویزیون به ضعف و کمکاری فیلمنامهنویسان و شناخت کافی نداشتن آنها از اتفاقات و تغییرات جامعه مرتبط بازگردد.
به باور آرش قادری، فیلمنامهنویس، یکی از معضلات فیلمنامههای تلویزیون را سفارشی بودنشان ذکر کرد و گفت: فیلمنامهنویس در بسیاری از موارد ارائهکننده ایده نیست، بلکه او را صدا میزنند و میگویند در ارتباط با این موضوع یک قصه بنویس. اگر او بخواهد به معضل جوانان هم پرداخته شود، آن وقت نویسنده میتواند در حیطه معضل مشخصشده مانور دهد. در خارج از این حالت، یک فیلمنامهنویس اگر بخواهد با ایده و قصه خودش وارد عرصه نگارش شود، کار خیلی سختی را پیشرو خواهد داشت.
نویسنده سریالهای راز یک پروانه، جاده چالوس و ماتادور یادآور شد: اما خیلی از نویسندگان هم شناخت چندانی از جامعه خود ندارند، بسیاری از این دوستان را اگر پایینتر از میدان ونک رها کنید گم میشوند. خیلی با احوالات طبقات فرودست جامعه آشنا نیستند. شناخت خود فیلمنامهنویسان از مردم هم خیلی مهم است.
قادری با تاکید بر اینکه در همه جای دنیا ممیزی وجود دارد و این یک قاعده است، اظهار کرد: متاسفانه همیشه در آثار نمایشی نگاه نظارتی بر جوانان داشتهایم. سالهاست از منظر دولت، مردم و خانواده درباره جوانان صحبت میکنیم اما پیش نیامده حرف و نظر آنها را هم در قبال جامعه و اطرافیانشان جویا شویم و مطرح کنیم. به فیلمنامهنویسان فرصت دهیم از نگاه و جانب جوانان مطلبشان را مطرح کنند .
وی در پاسخ به این پرسش که آیا حضور مشاور در کنار فیلمنامهنویسان میتواند به پرداخت درست و نزدیکشدن به شخصیت واقعی جوانان کمک کند، تصریح کرد: بستگی به این دارد که مشاور را چه کسی انتخاب کند. این خیلی مهم است. مثلا در پروژه سریال هوش سیاه یک مشاور را کنار من گذاشته بودند که فضای مَجازی را مُجازی تلفظ میکرد. مشاوره مهم است و در همه دنیا هم وجود دارد. یک مشاور نه تنها هنگام نگارش فیلمنامه که حتی در زمان ساخت اثر هم باید در کنار عوامل سازنده وجود داشته باشد. اما این مساله که مشاور از کجا میآید و از سوی چه کسی انتخاب میشود خیلی مهم است. ما خودمان بلد هستیم مشاور خوب پیدا کنیم.
محسن محمدی/ گروه رادیو و تلویزیون
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد