نوروز تمام شد، حرف و حدیث‌ها باقی است

تلویزیون در نوروزهایی که گذشت

هر سال هنگام دمیدن نوروز، همه مردم غرق شور و سرور می‌شوند، اما رسانه انگار عزا می‌گیرد! عزا گرفتن را به شوخی می‌گویم، اما اگر شما هم می‌توانستید سری به پشت پرده رسانه بزنید و در جلسات مکرر و متعددی که دست‌کم از شش ماه قبل از سال جدید برگزار می‌شوند، حضور داشته باشید متوجه می‌شدید که چقدر با نزدیک شدن سال نو، استرس و اضطراب مدیران رسانه بالا می‌گیرد. ترجیع‌بند دائمی که به گوش می‌رسد این است: چه پخش کنیم؟!
کد خبر: ۷۸۶۸۴۵
تلویزیون در نوروزهایی که گذشت

این حس و حال، طبیعی است. نوروز، اتفاق پیش پا افتاده‌ای نیست و نمی‌شود آن را به چرخش افلاک و قضا و قدر واگذاشت. البته از دهه 60 تا امروز، تولید، گزینش و آماده‌سازی برنامه‌های ایام عید سخت‌تر و سخت‌تر شده است. چرا؟ خواهم گفت.

شرایط در دهه 60 به نوعی ایده‌آل به نظر می‌رسید، چون تلویزیون فقط دو شبکه داشت! سهم برنامه‌های نمایشی و تفریحی اگر‌چه زیاد نبود، اما در مناسبتی مثل نوروز به هر حال نیاز بود اقدامی در خور صورت پذیرد. در آن زمان، گروه‌های نمایشی شبکه یک، خودشان متولی تولید بودند. واگذاری به بیرون معنایی نداشت. تعداد کارمندان شبکه آن‌قدر ناچیز بود که می‌شد حتی بازیگران و نویسندگان را استخدام کرد! مدیر گروه، تیم خود را گرد می‌آورد. نویسنده می‌نوشت و بازیگران انتخاب می‌شدند. اگر نیاز بود، دکور و لباس هم آماده می‌شد و در ساعت مقرر، برنامه آماده ضبط بود.

من برخی تولیدات ایام نوروز شبکه یک را به خاطر می‌آورم. بخشی از این آیتم‌های نمایشی، بدون صدا ضبط می‌شد و بعد با دور شانزده فریم به نمایش در می‌آمد (تکنیکی که هنوز هم برای طنزآمیز کردن یک فیلم حتی جدی کارساز است) داستان این آیتم‌ها عمدتا حول محور ماجراهای نوروزی دور می‌زد و نشان از دغدغه‌های آن روزگار داشت. جنگ تحمیلی، کمبود و پایین بودن درآمدها و خلاصه، گران بودن اقلام پذیرایی از مهمانان در ایام عید جای پای خود را در این نمایش‌ها به جا می‌گذاشت.

مثلا خانواده‌ای که بیش از ده نفر جمعیت داشت و به بازدید عید می‌رفت! تلاش مهمانان برای تمتع بیشتر از میوه و شیرینی مفت و حرص خوردن صاحبخانه و کوشش نافرجام برای کنترل بچه‌های پررو و پرخور مهمان! یا صاحبخانه‌ای که میوه‌های توی دیس را شماره‌گذاری کرده بود تا اگر در غیابش مهمان بخت برگشته یکی از آنها را برداشت، متوجه شود! همین صاحبخانه، توی نشیمن مبل، سوزن فرو کرده بود تا مهمان جایش گرم نشود و زود زحمت را کم کند!

بخش دیگری از آیتم‌های نمایشی آن زمان، ناطق بود و البته داستان‌های مشابهی داشت. به هر حال نمی‌دانم به خاطر سن بود یا کمبود برنامه‌های تفریحی و شاد یا زیبایی این نمایش‌های کوتاه! هرچه بود ما بچه‌ها برای تماشای این برنامه‌ها سر و دست می‌شکستیم و ایام عید، اسباب اوقات تلخی مدام پدر و مادر را فراهم می‌آوردیم. آنها می‌خواستند ما را به دید و بازدید عید ببرند و ما می‌خواستیم تلویزیون تماشا کنیم! برخلاف امروزه روز، کمتر پیش می‌آمد که ما بچه‌ها حرفمان را پیش ببریم! نشانه‌ای غیرقابل انکار از فرزندسالاری افراطی که پس از پدر و مادرسالاری افراطی بروز می‌کند!

با افزایش شبکه‌های تلویزیونی، به نظر می‌رسید تولید داخلی جوابگوی نیاز رسانه نباشد. ساده‌ترین راهی که می‌شد پیدا کرد استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای بود.

گفتنی این‌که برنامه‌های نوروزی تلویزیون، واقعا نوروزی بود. به این معنی که اغلب برنامه‌ها به نحوی با نوروز و حواشی و متن آن ارتباط پیدا می‌کرد. این تقید اگرچه کار را بر برنامه‌سازان رسانه دشوار می‌کرد، اما به همان میزان بر جذابیت تولیدات نوروزی نیز می‌افزود.

چنین بود که در شبکه‌ها انبوهی از کلیپ‌های دم قیچی ساخته می‌شد که ماده اولیه‌اش از شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی گرفته شده بود: صحنه‌های زمین خوردن مردم، تصادف اتومبیل، حمله غاز به عابر نگون‌بخت، موتورسواری، آتش گرفتن شعبده‌باز، سقوط از بلندی (با عنوان لحظه‌ها) و بعدها دوربین مخفی ازجمله تولیداتی بودند که در تامین برنامه شبکه‌ها مهیا می‌شد و بخشی از ساعات پخش روزهای تعطیل نوروزی را پر می‌کرد.

فیلم‌های کمدی خارجی نیز بخشی از پروژه نوروزی شدند. از کیفیت این فیلم‌ها همین قدر که بهترین نمونه آنها کمدی‌های «دی‌دی هالروردن» بود که در آلمان غربی تولید شده بود. کم‌کم نوروز، به شکل ایام تعطیل درمی‌آمد و از هویت نوروزی خود فاصله می‌گرفت.

نگارنده به خاطر دارد سال 76 در گفت‌و‌گویی رادیویی شرکت داشت که موضوع آن از این قرار بود: تولیدات تلویزیونی نوروزی، دیگر نوروزی نیستند. شاید در ادامه همین دغدغه بود که سریال «ورثه آقای نیکبخت» (1378) در شبکه یک سیما تولید شد و به‌عنوان سریال نوروزی روی آنتن رفت.

داستان مجموعه کاملا با نوروز ـ چه به لحاظ تقویمی و چه به لحاظ مفهومی ـ مرتبط بود و شاید به همین دلیل بینندگان فراوانی پیدا کرد. در حاشیه باید گفت خانم برومند ازجمله فیلمسازانی است که همیشه توانسته به نحوی غیرشعاری، تقویم و مناسبت مورد نظر را در ساخته خود بگنجاند و اثرگذار باشد. نگاهی به تولیدات این کارگردان مهر تائیدی است بر این مدعا. ساخت سریال ورثه آقای نیکبخت حاوی پیامی برای دیگر شبکه‌ها بود. به این معنی که نوروز باید در تولیدات رسانه‌ای حضور داشته باشد.

چنین بود که در نوروز 79 «ویروس2000» ساخته فریال بهزاد و سریال «دلبر آهنی» ساخته مهدی صباغ‌زاده از شبکه‌های تهران و شبکه دو سیما پخش شد و طلیعه‌ای بود بر کمدی‌های خوب نوروزی. سال 80 مصادف بود با همزمانی ایام محرم و نوروز که رسانه در این زمینه آمادگی کامل خود را در این زمینه نشان داد. پخش سریال «شب دهم» به کارگردانی حسن فتحی اتفاقی بود که پس از آن کمتر تکرار شده است.

اساسا هرگاه رسانه توجه خود را از پخش مناسبتی به پخش برنامه‌های مناسب در ایام نوروز منعطف کرده، اتفاقات خوب و در خوری رخ داده است. در سال‌های میانی دهه 80 تا 93 گروه‌های برنامه‌ساز رسانه، عملا به پخش مناسبتی توجه نشان دادند و در نتیجه، در مواردی از نوروز فقط نامی باقی ماند.

آفت جدی‌تر، اصرار بر اجرای ویژه‌نامه نوروزی بود توسط هنرمندان سرشناس که نوعی بورس باورنکردنی را در پیشنهاد دستمزدهای نجومی رقم زد! تکرار برنامه‌های کلیشه‌ای، دعوت از هنرمندان بدون این‌که ارتباط این نشست‌ها با نوروز روشن باشد به نوعی چشم و همچشمی شبکه‌ها با هم دامن زد که در سال‌های اخیر، تاثیر منفی خود را در کیفیت برنامه‌های نوروزی شبکه‌های مختلف تلویزیونی به جا گذاشته است.

با این همه، پتانسیل موجود همچنان برجاست. می‌توان نوروز را باز هم در برنامه‌های تلویزیونی ایام عید داشت به شرط این‌که علائق و دغدغه‌های مخاطبان در آنها گنجانده شده باشد. مسافرت و مسائل آن، مهمانی و دید و بازدید و مخصوصا مهمان ناخوانده همیشه از سوژه‌های نوروزی خواهند بود.

امید بهشتی / قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها