آیینه ای برای بازتاب فرهنگ

با این که نطفه سینما با فیلم مستند بسته شد و زمانی مردم برای دیدن این فیلمها در سینما بلیت می خریدند، از زمانی که تلویزیون کارش را شروع کرد و بخشی از برنامه هایش را به فیلمهایی از این جنس اختصاص داد
کد خبر: ۷۷۹۲۱
، یواش یواش عادت سینما رفتن برای فیلم مستند در ذهن مردم کمرنگ و کمرنگ تر شد.
توجیه ماجرا خیلی سخت نبود و نیست ؛ اول این که سینمای مستند، سرگرم کننده نیست.
دوم این که برای دیدنش باید علاقه مند به یادگیری و دریافت مطالب تازه باشی.
با ادامه کار تلویزیون و افزایش کانال های تلویزیونی مختلف و با توجه به این که گردانندگان آنها به دلایل مادی و غیرمادی نمی توانستند حجم زیادی از تولیداتشان را به برنامه ها و فیلمهای داستانی اختصاص بدهند، آرام آرام وظیفه سرمایه گذاری و تولید فیلم مستند طبق یک قانون نانوشته به عهده تلویزیون قرار گرفت.
حالا تقریبا همه فیلمهای مستند، در تلویزیون های مختلف تولید می شوند و مستندهایی هم که به صورت سینمایی تولید می شوند، بعد از اکران دوباره به خانه اولشان یعنی تلویزیون برمی گردند.
ظهور و رواج تجهیزات دیجیتالی تا حد زیادی قید و بندهای تولید را از دست و پای فیلمسازان برداشته ؛ جوری که تقریبا می شود گفت آنها چندان با هزینه های سرسام آور قبلی مواجه نیستند.
مشکل مستند، جایی برای نمایش و دیده شدن است. تقریبا جز جشنواره ها جای دیگری برای نمایش و عرضه فیلم مستند وجود ندارد که در آنها هم از مردم خبری نیست.
بنابراین عجیب نیست اگر بگوییم تقریبا همه مخاطبان مستند، آثار مورد علاقه شان را در تلویزیون می بینند. همین ، بهانه ای است برای اختصاص این گزارش به روند تولید و پخش آثار مستند و آسیب شناسی اش در تلویزیون خودمان.


برداشت اول
امیدوارم اول بسم الله گزارش ، این جمله که: «مستندسازی در صداوسیما روند رو به رشد و پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته است»، شما را گرفتار این قضاوت زودهنگام نکند که قرار است وقتتان را بگذارید و یک مشت دلیل بولتن پسند در اثبات پیشرفت های صداوسیما در باب مستند بخوانید.
چون اگر صبر کنید، به جاهای خوب کار، یعنی غر زدن ها و ذکر مصائب ماجرا هم خواهیم رسید. دیگر این که این حرف را یک مستندساز، مدرس و پژوهشگر این وادی ، با ذکر دلیل گفته است.
احمد ضابطی جهرمی درباره دلایل موفقیت و پیشرفت تلویزیون می گوید: با توجه به این که در این خصوص کارهای پژوهشی مختلفی انجام داده ام و در جشنواره های مختلف هم به عنوان داور حضور داشته ام ، با مقایسه تولیدات سالهای اخیر با سالهای قبل ، می توانم بگویم که این ماجرا روند رو به رشدی داشته.
خوشبختانه آمار جذب مخاطب در شبکه های مختلف هم آنقدر بالا رفته که همه آنها از بین 13-12قالب رایج برنامه سازی ، حداقل 20درصد برنامه هایشان را به مستند اختصاص داده اند و این نشان می دهد این قالب چقدر در جذب مخاطب موفق عمل کرده است.
ضابطی جهرمی که 5دوره متوالی داوری جشنواره تولیدات تلویزیونی مراکز استان ها را بر عهده داشته است ، عقیده دارد تولیدات مستند این مراکز بخصوص در دو، سه سال اخیر، از جهات مختلف تکنیکی ، ساختاری و همین طور پژوهشی پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته و این نشان دهنده توان قوی ما در مستندسازی است. تولیدات مرکز سیستان و بلوچستان ، شاهد مثال ضابطی برای این ادعاست.
این مستندساز و پژوهشگر علاوه بر تاکید بر شناسایی نیروهای مستندساز مراکز استان ها به عنوان یکی از عوامل مثبت ، به 3عامل دیگر هم اشاره می کند: دلیل اولم ساخت برنامه های مختلفی درباره معرفی و شناساندن فیلمهای مستند است که برای جذب مخاطب ، اقدام خیلی خوبی است.
این وسط جایگاه شبکه چهار با «مستند 4» کمی با بقیه فرق می کند. دوم تهیه و دوبله مستندهای خارجی و یا اصطلاحا تامینی است که حتی در محافل دانشجویی و دانشگاهی بسیار تاثیرگذارند.
مثل مجموعه «تهران های فراموش شده » که گذشته از دانشجویان سینما و تلویزیون ، برای دانشجویان باستان شناسی و تاریخ هنر هم خیلی تاثیرگذار بود.
دلیل سومم هم تولید مستندهای خوب و ارزشمندی است که خود تلویزیون آنها را تولید می کند و بعضا حتی می توانند با نمونه های خارجی هم رقابت کنند. مثل «زمین پناه من است» کار علی اکبر ولدبیگی و یا «رویای مروارید» ارد عطارپور که قابلیت های خودمان را برای تصویربرداری زیر آب ثابت می کند.
اما ذکر این همه دلیل باعث نمی شود که ضابطی برای حمایت مالی و عملی بیشتر از مستند، اظهار امیدواری نکند.
مهرداد اسکویی ، مستندساز جوان هم که تا حالا با فیلمهای داستانی و مستندش جوایز ریز و درشت جشنواره های مختلفی را درو کرده ، عقیده دارد روش برخورد با مستند در تلویزیون ما خیلی بهتر و قابل تامل تر شده است.
او که این روزها مشغول کارهای نهایی آخرین ساخته اش «دماغ به سبک ایرانی» است ، اضافه می کند: تلویزیون مخصوصا در شبکه های 4 و 5، سعی می کند مستندهای خوب و جذابی را پخش کند؛ همین طور برنامه های مختلفی در رابطه با موضوع مستند ارائه کند. مستندهای خارجی هم خیلی خوب هستند و مخصوصا تلویزیون در مورد پخش مستندهای حیات وحش و جانداران ، خیلی موفق تر عمل می کند.


دیگران چه می گویند؛
تهیه کننده مستند 4هم عقیده دارد که باید مستندهای عمیق و مغزداری ساخته بشوند که حرفی برای گفتن داشته باشند و هنرهای تکنیکی سینما هم در آن وجود داشته باشد و مثلا دوربین حضور و حرکتهای بجا و معناداری نسبت به سوژه اش داشته باشد.
این هم اتفاق نمی افتد، مگر این که خود فیلمساز به کار و موضوعی که انتخاب کرده ، علاقه داشته باشد و به حرفی که می زند، اعتقاد داشته باشد.
سرمایه گذاری خوب و درست و بموقع هم آنقدر بدیهی است که اصلا مهم نیست چه کسی به آن اشاره کند.حسین دهباشی ، مستندساز، مهمترین عوامل جذب مخاطب را صداقت ، انصاف و عدالت در محتوا می داند و عقیده دارد که شتاب زدگی در مراحل مختلف تحقیق و ساخت آثار تلویزیونی مهمترین عاملی است که از جذابیت آنها کم می کند.
کارگردان «چشم شیشه ای» با تاکید بر اهمیت جنبه ساختاری کارها و زیبایی شناسی تصاویر و کارکرد درست موسیقی و اهمیت فراوان زاویه دید، اضافه می کند: تحقیق به ارائه تصویر درست و دقیق از موضوع یاری می رساند و در پرداخت متفاوت و جذاب کار به مستندساز کمک می کند.


مستند در تلویزیون
فعلا علاوه بر مستندهای مختلف ، برنامه های مختلفی درباره سینمای مستند از شبکه های مختلف پخش می شود.
«مستند با موضوع سینمای مستند و مسائل و مشکلات موجود بر سر راه آن ، کم و بیش شاخص ترین برنامه در میان برنامه های مشابهی است که از شبکه های مختلف پخش می شود.
تهیه کنندگی این برنامه را محمدرضا دزفولی از فروردین 83و بعد از ساخته شدن 3مجموعه 26قسمتی آن به عهده دارد و تخمین می زند تولید و پخش سری اول این برنامه از سال 81شروع شده باشد.ازجمله موارد دیگر توجه صداوسیما به فیلم مستند، راه اندازی مرکزی به نام «مرکز مستندسازی سیما» برای تولید و پخش فیلم مستند است.
این مرکز چنان که از شواهد و قراین و همین طور اسمش برمی آید، قرار است مجموعه های مستند مختلفی تولید کند و برای پخش در اختیار شبکه های مختلف قرار بدهد؛ اما قبل از آن ، نشان دهنده توجه تلویزیون به مستند است و این که سعی شده با تاسیس جایی با این نام ، به این فرم و قالب برنامه سازی اهمیت بیشتری داده شود.کار این مرکز تا به حال ، چیزی شبیه کارکردهای یک گروه تلویزیونی بوده است.
در حالی که به نظر می رسد طراحان و پایه گذاران و گردانندگانش با در نظر گرفتن کارکردی شبیه مرکز سیمافیلم که در حوزه تولید فیلم و سریال فعالیت می کند، عملکردی شبیه آن را در حوزه مستند در نظر داشته اند.
در حالی که به عقیده تهیه کننده مستند 4هنوز تعریف مشخص و درستی از سیمافیلم هم وجود ندارد و با راه اندازی یک گروه مستند در هر شبکه ، رونق مسند زودتر محقق می شد و به نتیجه می رسید.به هر حال باید منتظر بود و تاثیر این مرکز را در درازمدت بررسی کرد.


مستند از سریال کم ارزش تر است؛
این که آمار دقیقی از میزان پخش برنامه های مستند از تلویزیون وجود دارد یا نه ، به بحث ما کمک چندانی نمی کند.
ولی می شود گفت که مقوله مستند در رسانه ملی از شان و جایگاه فیلمها و سریال های تولیدی در این رسانه برخوردار نیست. اگر هر سال به طور متوسط 2سریال سنگین و پرهزینه که با تقسیم بندی های مرسوم ، درجه الف - و یا بالاتر! - به حساب می آیند، کلید می خورد، در خوش بینانه ترین حالت مستندها موفق نمی شوند خودشان را از درجه ب بالاتر بکشند.
تهیه کننده سینما 4بالاترین رقمی را که برای تولید یک برنامه مستند در نظر گرفته می شود، پایین تر از نصف هزینه یک سریال معمولی کم هزینه ارزیابی می کند.
در صورتی که به زعم او بازاریابی و فروش فیلمهای مستند، از منابع مهم درآمدزایی برای تلویزیون های دنیاست و این حتی فروش امتیاز نمایش محدود - مثلا در یک دانشگاه - را هم شامل می شود: «وجود سیستم کارمندی در تلویزیون اجازه نمی دهد چنین نگاهی نسبت به مستند وجود داشته باشد.
در صورتی که اگر بخش مستند هم مثل آگهی ها به خصوصی واگذار شود، علاوه بر اشتغال زایی برای متخصصان این کار و همین طور بازگرداندن سرمایه و درآمدزایی ، چرخه تولید مستند در تلویزیون را هم راحت تر می چرخاند».
نکته دیگر نگاه مجموعه ای تلویزیون به مقوله مستند برای پر کردن باکسهای خالی اش است. نتیجه این می شود که مثلا موضوعی با کشش ساخت 20دقیقه ، در 13قسمت 20دقیقه ای به تصویب برسد و بازده کار چیزی نباشد که در ابتدا انتظار می رفت.
حذف و تعدیل چنین دیدگاهی هم از مواردی است که می تواند به رقابت در بازار جهانی بیشتر به ما کمک کند: «هر جای دنیا روش خاصی برای مستندسازی وجود دارد. مستندسازی ما هم ویژگی های خاص خودش را دارد و به جرات می شود گفت سبد مستند دنیا بدون مستند ایران ، کامل نیست ».


خودمان، فاعل شناسایی خودمان باشیم
بین شیوه های مختلف فیلمسازی ، مستندسازی روش سهل و ممتنعی است. هر کس می تواند با انتخاب یک موضوع ، مشتی تصویر بگیرد و با گذاشتن یک گفتار بر روی آن ، ادعا کند یک فیلم مستند ساخته است.
اما یک مستند به فاکتورهای مختلفی مثل برخورد صادقانه با مخاطب و تلاش برای طرح خلاقانه موضوع ، به تحقیقات اصولی و نیز پیدا کردن راه و روش درست بیان بصری نیاز دارد که رعایت عامل دوم به دلیل حجم بالای کار، زمان و بودجه قابل توجهی را می طلبد.
در تلویزیون های دنیا ساخت مستند با در نظر گرفتن این پارامترها روش مرسومی است. تلویزیون ها با در نظر گرفتن نوع سوژه ، توانایی فیلمساز و بودجه و زمان ، امکانات ویژه ای را در اختیار فیلمساز قرار می دهند و این نتیجه قابل قبولی برای هر دو طرف به همراه می آورد.
چنین برخورد خلاقانه ای با مستند، متاسفانه در کشور ما کمتر دیده می شود.به هر حال ، همه تلویزیون های دنیا برای خودشان اهداف و چارچوبی دارند که سعی می کنند آنها را در تولیداتشان در نظر بگیرند.
این باعث می شود تهیه کنندگان خودبه خود به سمت موضوعاتی بروند که کمترین جسارت را در انتخاب موضوع و نوع بیان می طلبد؛ نکند حریمی شکسته شود و مشکلی پیش بیاید.
در حالی که لازمه مستند، جسارتی است که تماشاگر را به در یافت و شناخت دقیق تری از موضوع برساند و روی او تاثیر بگذارد. این پارادوکسی است که تنها با بالا بردن میزان ریسک پذیری و خرج کردن کمی از همان جسارت ، قابل حل است.
فیلمساز باهوش کسی است با تهیه کننده قراردادی ببندد و بعد فیلم خودش را بسازد. مثل هاسترا، کارگردان هلندی فیلم «شیشه»، که این فیلم را در کنار یک فیلم سفارشی از خط تولید یک کارخانه شیشه ساخت.
محمدرضا دزفولی ضمن اشاره به این ماجرا اضافه می کند: «مستندسازان ما خیلی وقتها مجبور می شوند چیزی را که تلویزیون می خواهد، بسازند. در صورتی که تلویزیون باید صعه صدرش را بالا ببرد و اجازه بدهد آنها با شناخت از خط قرمزهای موجود و با در نظر گرفتن تمهیدات و ذهنیات خلاقانه شان ، فیلم خودشان را بسازند؛ چیزی را که دوست دارند و توانش را دارند.
ما باید خودمان فاعل شناسایی خودمان باشیم تا دیگران جرات این کار را به خودشان ندهند. چون اگر این کار را نکنیم ، مطمئنا فیلمسازان خارجی با عقاید و دیدگاه خودشان این کار را انجام خواهند داد».
مثال دزفولی در این مورد مایکل مور، فیلمساز جنجالی امریکاست که به ظاهر فیلمهایی علیه سردمدارانش می سازد. اما این که او در کارش با مخالفت جدی مسوولان کشورش روبه رو نمی شود، شاید این پیام را با خودش داشته باشد که حضرات مشکلات کشورشان را می شناسند و همین درصد مداخله را برای دیگران کم و آنها را قوی تر می کند.


و این اقتصاد لعنتی...
بحث عرضه و تقاضا، قانون و قاعده گریزناپذیری است که به دلیل دخالت بی چون و چرای اقتصاد در همه زمینه ها، خودش را به همه چیز تحمیل می کند.
این وسط مسائل فرهنگی هم استثنا نیستند. فیلمفارسی هایی مثل «شارلاتان» و «شاخه گلی برای عروس» ساخته می شوند به این بهانه که چرخهای زنگ زده و روغن نخورده سینما را بچرخانند و هرم نفس تماشاچی هایی که به تور می اندازند، تار عنکبوت های گوشه و کنار سالنها را پاره کند.
سریال های ریز و درشت و مجموعه های شبانه مختلفی برای ارضای نیاز تماشاچی تلویزیون عرضه می شود تا در حقیقت به تقاضای او به تفریح و سرگرمی جواب داده شود.اما هیچ به این فکر نمی کند که در حوزه فرهنگ لااقل به طور کامل نباید تسلیم بی چون و چرای این قانون شد.
مردم از فیلمها و سریالهای آبکی بیشتر لذت می برند تا از قالبی مثل مستند. این درست ؛ اما می شود جور دیگری هم به قضیه نگاه کرد و با استفاده از این نکته که در تلویزیون فاکتوری تحت عنوان بازگشت سرمایه وجود ندارد، به قول مهرداد اسکویی آهسته و به مرور تقاضا را به وجود آورد.
در این سالها طی دانسته یا نادانسته همین مسیر بوده که باعث شده تعداد کسانی که فیلم مستند می بینند و دنبال می کنند، به مرور بیشتر شود.


چه باید کرد؛
برای این که مردم از فیلمهای مستند بیشتر استقبال کنند، چه باید کرد؛ احمد ضابطی جهرمی مهمترین نکته این مساله را در تلویزیون به عنوان رسانه مخاطب محوری که با عموم مردم سروکار دارد، مساله پخش می داند و عقیده دارد که به طور کلی سرنوشت یک برنامه را - خوب یا بد - ساعت و زمان پخش آن برنامه تعیین می کند.
تجربه اسکویی از پخش تنها یک فیلمش از تلویزیون هم حرف او را تایید می کند: «هیچ کس فکرش را هم نمی کرد « خانه مادری ام مرداب» به دلیل استقبال مردم 3بار پخش شود.
این نشان می دهد که اگر این آثار خوب ارائه بشوند، مردم از آنها استقبال می کنند».ضابطی جهرمی علاوه بر مساله پخش به 2مساله دیگر هم اشاره می کند که وقتی همه دست به دست هم بدهند، به مستند جایگاهی در شان خودش می دهند و تماشاگران را هم علاقه مند می کنند: «فیلمهای مستند باید از نظر پژوهشی و بار اطلاع رسانی قوی باشند تا کسی که آنها را می بیند، احساس کند به دانشش اضافه شده است. ضمن این که سازندگان هم باید برای ارائه پژوهش ها و زدن حرفهایشان از نظر فرم و زیبایی شناسی، ساختار و شکل بصری مناسبی پیدا کنند».


برداشت آخر
مستند آینه تمام نمای فرهنگ یک ملت است. اما آیا آنقدر که برای فیلمهای کم ارزش و سخیف بودجه و هزینه می شود، در مورد این فیلمها هم از خودمان مایه گذاشته ایم؛
آیا 50سال دیگر مستندهای خوبی که فرهنگ ، قومیت ها و آیین های ما بدرستی در آنها ثبت شده باشد، برای ارائه به آیندگان خواهیم داشت؛ پاسخ به این پرسشها نه کار این گزارش ، که کار سیاست گذاران کلان فرهنگ کشور است که تلویزیون فقط بخشی از آن به حساب می آید.

جابر تواضعی
tavazoee@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها