
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
به همین دلیل علاوه بر متخصصان علوم ارتباطات، روانشناسان و جامعهشناسان نیز به این موضوع ورود کرده و درباره مضرات استفاده نامناسب از تلویزیون سخن میگویند. قتل، جنایات و اتفاقات بسیاری در کشورهای مختلف دنیا به واسطه تاثیرپذیری از خشونت رسانهای رخ داده است. چقدر والدین یا اولیای مدارس از تاثیر مخرب خشونتهای تصویری بر رفتار و منش کودکان و نوجوانان سخن گفتهاند و چقدر گزارشهای خبری و پژوهشی درباره تاثیرات خشونت رسانهای در خود همین رسانهها منتشر شده است.
واقعیت این است که تلویزیون به دلیل جذابیتهای بصری خود و اقتدار درونی که به واسطه عناصر و مولفههای تکنیکی ـ بصری کسب میکند بشدت در رفتار مخاطب موثر است که حتی برخی از متخصصان ارتباطات بنا به نظریه گلوله طلایی معتقدند مخاطب در برابر پیامهای تلویزیونی منفعل بوده و صرفا یک پذیرنده است. اگر این دیدگاه را در کنار دیگاه متعادلتر الگوی دو مرحلهای ارتباطات قرار دهیم خشونت رسانهای میتواند ظرفیت بالقوه خشم اجتماعی- انسانی که در جامعه وجود دارد را بالفعل کرده و رفتار خشن در جامعه را تبلیغ و تقویت کند، بنابراین به صرف منطق رئالیستی و واقعگرایی در روایت یک اثر نمیتوان هرگونه خشونتی را در فیلم و سریالهای تلویزیونی به نمایش گذاشت.
درست است گاهی برای انطباق قصه با واقعیت نمیتوان از نمایش خشونت به عنوان یک واقعیت اجتماعی گذشت اما به شرطی که نمایش آن خشم در جهت تقبیح خشونت باشد و تاثیرات منفی خشونت با نمایش خشونت به گونهای روایت شود که انزجار و تنفر از این ناهنجاری رفتاری در مخاطب را برانگیزاند نه اینکه خشونت را در بستههای جذاب رسانهای ترویج دهد. به همین دلیل بود که چند سال پیش برخی از روانشناسان و جامعهشناسان نسبت به تاثیر تصویر خشونت در سریال «زیر هشت» هشدار داده بودند. بویژه اینکه در این گونه قصهها، آنکه خشونت میورزد قهرمان و شخصیتمحوری قصه است یا بازیگری است که در بین مخاطب بویژه نوجوانان و جوانان محبوبیت دارد بنابراین به سرعت تاثیرپذیری و الگوسازی از این شخصیتها از سوی جامعه صورت گرفته و خشونت در آن نهادینه و درونی میشود.
امروزه مراجع اخلاقی - رفتاری از خانواده و همسالان و دوستان به تلویزیون و تکنولوژیهای مجازی منتقل شده و به همین دلیل نمیتوان آنها را صرفا ابزاری برای تفریح و سرگرمی تعریف کرد یا به بهانه واقعنمایی، خشونت عریان را به تصویر کشید. اتفاقا در جامعهای زندگی میکنیم که گاهی خشونت یعنی پرخاشگری نیز در آن ملموس و مشهود است و رسانهها بویژه رسانه ملی باید مراقب باشد که خواسته و ناخواسته به این خشم دامن نزند و حتی به تلطیف این فضا کمک کند. تلویزیون به همان اندازهای که میتواند در ترویج خشونت در جامعه موثر باشد، میتواند در کنترل و تلطیف این فضا نیز ابزاری تاثیرگذار باشد. بویژه از دو طریق یکی تعریف و به تصویر کشیدن قصههایی که تاثیرات سوء خشونت بر فرد و جامعه را نشان میدهد و دیگری بهرهگیری از محبوبیت و قدرت تاثیرگذاری شخصیتهای مرجع هنری- ورزشی در الگوسازی و فرهنگسازی مهرورزی در جامعه.
به عبارت دیگر رسانه ملی از دو طریق سلبی و ایجابی میتواند به کنترل خشونت در جامعه کمک کند. یکی سلب خشونت در جامعه و نفی نظری و عملی آن و دیگری ایجاب و ایجاد الگوهای رفتاری عطوفتآمیز و ترویج فرهنگ ایثار و گذشت تا از دو طریق «بازدارندگی خشم» و «برانگیزانندگی مهر» بتواند به وظیفه خود در جهت فرهنگسازی و خشونتزدایی، جامهعمل بپوشاند.
یادمان باشد حرف زدن صرف یا نصیحت کردنهای مستقیم نمیتواند ابزار مناسبی برای تحقق این هدف باشد و زبان هنر بهترین زبانی است که رسانه ملی برای کنترل و مدیریت خشم در جامعه در دست دارد. زبان هنر میتواند زبان زور و خشونت را مجاب کرده و مخاطب را به رفتارهای مهرورزانه مجذوب کند. جاذبه رسانه در ایجاد دافعه نسبت به خشونت را دستکم نگیریم.
سیدرضا صائمی / قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد